کوتاه در خصوص موسیقی مذهبی قدیم در قرن اخیر
یادی از یک ذاکر و پیر غلامِ اهل بیت (علیهم السلام)

نگارش : محمدرضا ممتازواحد
* این مقاله را تقدیم می کنم به ارواح پاک ذاکران و پیرغلامانِ اهل بیت (علیهم السلام) که اکنون در میان ما نیستند.
آداب اصیل مراسم سوگواری و مراثی خوانی در ایران نفس های آخر خود را می کشد. شباهت های اسلوب اجرایی مراسم مذهبی (به صورت کلی) در قسمت های مرکزی ایران از جمله تهران، قم، کاشان، اصفهان و ... بسیار تأمل برانگیز است. شباهت های ماهوی و محتوایی این قسمت از جغرافیای ایران با سایر قسمت های آن از جمله مکتب غنی سوگواری اردبیل و آذربایجان نیز غیر قابل انکار است.
نگارنده چند سالِ گذشته، مختصری از آداب و رسوم مجالس سوگواری در استان های اردبیل و آذربایجان را در نوشتاری تحت عنوان «فخرالذاکرین»1 (با محوریت شخصیت ارزنده «سلیم مؤذن زاده اردبیلی») مورد بحث و بررسی قرار داد و همچنین در نوشتاری که چندی پیش تحت عنوان «مراتب و معارفِ «مراتب»»2 (با محوریت شخصیت ارجمند «سید احمد مراتب») منتشر گردید نیز، عنوان شد که در ایام نه چندان دور، مرثیه خوانان اصیل در تهران و اصفهان و شهرهای دیگر، مجالس سوگواری خود را با «بسم الله الرحمن الرحیم» و به شکل بسیار مطبوع و مؤثر آغاز می کردند. سپس چهار مصراع (بیشتر در قالب های رباعی و یا دو بیتی و یا هر قالب دیگر) اجرا می شد که به «سلام مخفی» معروف بود. شروع هر یک از چهار مصراع با حروف «سین»، «لام»، «الف» و «میم» بود که منبری خوان و یا مرثیه خوان به حضار سلام و ادای احترام می نمود و حضار و مخاطبان در جواب سلام، صلواتی ختم می کردند. سپس غزلی با محتوای اخلاقی، اجتماعی و یا مذهبی اجرا و پس از آن قصیده ای متناسب با مناسبت مذکور (ولادت یا شهادت) خوانده می شد. در ادامه روضه ای در قالب شعر (نه به شکل داستان و یا روایت!) ارائه و خوانده می شد و سپس امن یُجیب و خاتمه دعا.3 همانطور که بیان شد، با وجود یکسانی و شباهت های بسیار در شمایل کلی مراسم مذکور در قسمت های مرکزی ایران، بعضاً در جزئیات آن با تفاوت ها و مغایرت های بسیاری مواجه هستیم.
خاندان گرانقدر «گلپایگانی»، به واسطه یک قرن خدمات و زحماتشان در عرصه های مختلف و متنوع موسیقی، از جمله خانواده- خاندان های مهم موسیقایی هستند که به ویژه در «آواز» و با عنایت به طول مدت قابل اعتنای حضورشان در این عرصه و فعالیت در حوزه های گوناگون آوازی، از اهمیت بسزایی برخوردار می باشند. در قرن اخیر و در جای جای این سرزمین پهناور و کهن، شاهد دیگر خاندان های هنری- آوازی نیز بوده ایم؛ به طور مثال خاندان عالیقدر «مؤذن زاده اردبیلی» نیز از خانواده های مهم موسیقی مذهبی در ایران به شمار می آیند ولی چیزی که خاندان گلپایگانی و معدودی چون اینان را مستثنی جلوه می دهد، تلون و تنوع حوزه های کاری در عرصه آواز است. از منبری خوانی و مرثیه خوانی گرفته تا اجرای آواز کلاسیک و دستگاهی حال به اشکال مجلسی و محفلی آن و همچنین اهتمام به سروده های میهنی و تدریس و تحقیق و خدمات فراوان دیگر که اگر راقم این سطور، برای نخستین بار، در نوشتاری به سال 1388، این خاندان عالیقدر را «خاندان آواز»4 نام نهاد، دالّ بر توضیحات فوق و اظهارات همان مقاله قدیمی است.
حال، سخن از سرسلسله خاندان آواز، «محمدحسین گلپایگانی» است. در خصوص تبارشناسی خاندان گلپایگانی، ابتدا باید از پدر محمدحسین گلپایگانی آغاز کرد.
آن طور که از خاندان گلپایگانی منقول است، مرحوم «محمدعلی گلپایگانی» (پدر محمدحسین گلپایگانی)، از اهالی گلپایگان و از سرشناسان آن دیار بود و از طریق معامله پنبه روزگار می گذراند. وی صاحب صدای بسیار غرّا و رسایی بود و از ایشان دو پسر و دو دختر به جای ماند که پس از فوت پدرشان به تهران عزیمت کردند. یکی از پسرها به کار فرش مشغول شد و دیگری (محمدحسین) به جمع ذاکران اهل بیت پیوست و به واسطه صدای خوش و رسایش به «حاج حسین بلبل» شهرت یافت. محله قدیمی این خانواده در تکیه زرگرها (خیابان ری) بود و ایام محرم، تکایا و دسته های عزاداری و به خصوص تعزیه با آن روضه خوانان و نوحه خوانان و شبیه خوانانِ خوش صدا، زینتبخش آن محله قدیمی می شد البته همراه با آوای خوش حاج محمدحسین گلپاپگانی که شهرتش از دروازه های پایتخت هم فراتر رفته بود.5 مرشد حسین گلپایگانی صاحب پنج پسر و یک دختر شد: علی اکبر، عباس، حسن (قاسم)، محمدعلی، محمود و مریم.
«هانی گلپایگانی» (کارشناس ارشد موسیقی- آهنگساز و مدرس سنتور و پیانو) نوشتاری را از جانب پدر بزرگوارش، آوازخوانِ ردیف خوان و ردیف دانِ برجسته، «حسن گلپایگانی» به راقم این سطور مرحمت نمود. این نوشتار کوتاه، به خوبی گویای مختصات و اسلوب اجرایی مرحوم محمدحسین گلپایگانی، در حوزه اجرای موسیقی سوگواری است: « ... پدرم حاج حسین (1362- 1290) اصولاً سبک خاصی در خواندن داشت. در آغازِ مجلس، از یک گوشه آوازی با اشعاری بسیار نغز و مناسب شروع و با این مناسب خوانی، نوع مجلس را در نظر می گرفت. اشعار را از سروده های شاعران نامی چون صغیراصفهانی، خوشدل تهرانی، منصوری و ... انتخاب می کرد و در آخر گریزی به مرثیه خوانی (روضه) می زد. از ویژگی هایی که در شیوه خواندن ایشان بود، با یک مقدمه در بم شروع و ناگهان به اوج می رفت که این نشیب و فراز، با اشعار و واژگان آن از لحاظ معنی و حس هماهنگی و انطباق مناسبی پیدا می کرد. بیشتر با مرحوم «راشد» هم منبر بود و در «مسجد هدایت» که «آیت الله طالقانی» می آمد، برنامه اجرا می کرد. عکس از ایشان در «تکیه سادات اخوی» سرچشمه تهران به یادگار مانده است. به طور کلی خوانندگان در گذشته به دو دسته تقسیم می شدند: یک دسته در مراسم عروسی و بزم ها می خواندند که در اجتماع آن روز مطرب خوانده می شدند و دسته دیگر، به سمت مذهبی خوانی گرایش می یافتند که پسندیده تر بود؛ مانند «حاجی تاج»، «عندلیب»، «عبداله حجازی» و از جمله پدرم حاج حسین گلپایگانی که همگی یا ردیف دان بودند و یا به ردیف موسیقی ملی اشراف بسیار داشتند. از جمله روایت شده است که حاجی تاج وقتی می خواست به منبر برود، به شاگردان و یارانش می گفت: هر وقت دست چپ من بالا رفت بدانید گوشه ابوالچپ (که در دستگاه نوا و در مقامات دیگر خوانده می شود) را می خوانم. اصولاً پدرانِ اکثر خوانندگان معروف معمم بودند؛ مانند «بدیع المتکلمین کاشی» معروف به سید اناری (پدر "سید جواد بدیع زاده")، «تاج الواعظین» (پدر "تاج اصفهانی") و «آقا نجفی کرمانشاهی» قاری مسجد مجد (پدر "وفایی ها"). پدرم حاج حسین، دستگاه ها و تکه ها و گوشه های آن را بسیار خوب می خواند و از جمله گوشه خسروشیرین را به شیوه مطبوعی در شب یازدهم محرم الحرام اجرا می کرد که بعداً برادرم «اکبر گلپایگانی» با ساز «جلیل شهناز» آن را در گلهای جاویدان 147 خواند. «علی اکبر شهنازی»، «حاج آقا محمد ایرانی مجرد»، «نورعلی برومند»، «حسین یاحقی»، «برادران جندقی»، «عندلیب»، «خضوعی» (ساعت ساز)، «عبداله حجازی» و ... ، از جمله هنرمندانی بود که با پدرم رفت و آمد داشتند. از معروف ترین مناسبت خوانی های مرحوم پدر، [ قطعه] «مادر» بود که بسیار زیباست. گفتنی است وقتی که ایشان برای مجلسی دیگر از منبر پایین می آمد، مستمعین و حضار برای شنیدن صدایش در مجلس بعدی، با ایشان حرکت می کردند.»
با عنایت به افاضات و تقریرات جناب حسن گلپایگانی، اولین نکته ای که در خصوص اظهارات فوق بسیار مهم جلوه می نماید، مبحث مناسب خوانی است. این که در قدیم ذاکران اهل بیت، «وقت» و نوع مجلس را در نظر می گرفتند و با انتخاب اشعار مناسب و متناسب با مجلس مذکور، «مناسب خوانی» و «متناسب خوانی» را به استادی هر چه تمام تر جلوه می بخشیدند. و اما مطلب مهم دیگر، انتخاب و گزینش اشعار خوب و فاخر است که مسلماً، سرایش شعر خوب هم از عهده شاعر مجرب برمی آید و لذا مورد توجه قرار دادن سروده های شاعران کارکشته و مسلط، از دیگر مسائلی است که مورد توجه قدمای این فن بوده است. نکته دیگر نشیب و فراز و یا فراز و نشیب صوتی و تغییر رژیست های ناگهانی در خواندن است که خود به نوعی، تمهیدی زیبایی شناختی محسوب می شود. این مهم در گفتمانِ آوازی مرحوم محمدحسین گلپایگانی و همچنین در برخی دیگر از قدمایِ فن مرثیه خوانی، مشهود و مبرهن بوده و هست. آشنایی و اشراف به ردیف موسیقی ملی و زنجیره تکه ها و گوشه های آن و بهره گیری از هر تکه، مناسب با حال و هوای شعر و موضوع مجلس، از نکات بسیار بسیار مهم و حایز اهمیتی است که نگارش یک کتاب هم شاید در این خصوص نتواند حق مطلب را آن طور که باید و شاید ادا نماید و البته این که همه چیز و هر چیزی هم در قالب نوشتار، گفتنی و بیان شدنی نیست. این که مستمعان و حضار پس از پایان یافتن مجلس همراه با وی برخاسته و به مجلس دیگری که ایشان در صدد اجرای برنامه بود حرکت می کردند، نشان از جاذبه مجالس مذبور داشته است ولی این «جذبه»، فارغ از احوال متعالی و معنوی حاکم بر مجالس مذکور، قطعاً به «حسن صوت» و سایر مسائلی که در فوق به آنها اشاره شد نیز وابسته بوده است.
این که در مجالس شب یازدهم ماه محرم الحرام، دو بیت را در تکه خسرو شیرین در مایه ابوعطا، چنان تأثیرگذار ساخته و پرداخته کرده که همین سوز و حال و بی پیرایگی، دستمایه آن آواز جاودانه در گلهای جاویدان 147 گشته است، خود دلیل دیگری بر این مدعا است: شب است و ماهتاب و شمع خاموش/ همه دُردی کشان مستند و مدهوش/ خرابات و خراباتی همه مست/ عجب ساقی، عجب ساغر، عجب دست ...
عاقبت پیر غلام اهل بیت، محمدحسین گلپایگانی (حاج مرشد حسین) به تاریخ 29 فروردین 1362 و گویا در شب آرزوها و بخشش بسیار (لیلة الرغائب) از جهان فانی رخت بربست و به دیار باقی شتافت. شاعر محترم «خوشدل تهرانی» چه خوش سروده ای را تقدیم سنگ مزار حاج آقا محمدحسین گلپایگانی نمود: «در اینجا خفته گنجی شایگانی/ که بودی در صدا داوود ثانی/ حسین بن علی را مدح خوان بود/ حسین شهره بر گلپایگانی/ سعادت بین که در لیل الرغائب/ به عقبی شد از این دنیای فانی/ به روز جمعه است و عید باقر/ از آن خوشدل مقامش را بدانی». چند سال گذشته مراسم نکوداشت ذاکران و پیرغلامان اهل بیت (از جمله مرحوم محمدحسین گلپایگانی) در فرهنگسرای ارسباران تحت عنوان «پرده عشاق» برگزار شد و مجموعه ای به همین نام (پرده عشاق)، که گنجینه ای از نغمه های عاشورایی قدیم تهران بود نیز، منتشر گردید.جای خالی نگارش کتابی در
خصوص خاندان گلپایگانی و نقش و تأثیر بسزای این خاندان گرانقدر در عرصه های مختلف موسیقی آوازی در صد ساله اخیر، به شدت محسوس است.
همانطور که در ابتدای نوشتار نیز اشاره شد، موسیقی مذهبیِ اصیل و ریشه دار در حال اضطرار است. امید است با مطالعه و بررسی شرح حال، سیره زندگی و تحلیل آثار باقی مانده از ذاکران قدیمی و پیرغلامان اهل بیت، دوران شکوه در موسیقی مذهبی دوباره حکم فرما شود.
پی نوشت:
- ممتازواحد، محمدرضا. 1392. فخرالذاکرین. روزنامه اطلاعات، ویژه نامه ادب و هنر، 14/08/92.
- ممتازواحد، محمدرضا. 1395. مراتب و معارفِ «مراتب». روزنامه اطلاعات، ویژه نامه ادب و هنر، 01/04/95.
- مراتب، سید احمد. استاد سید احمد مراتب درة التاج آوازخوان مذهبی اصفهان. تولیدات ویژه اصفهان، Isfahan.irib.ir
- ممتازواحد، محمدرضا. 1388. خاندان آواز. روزنامه اطلاعات، ویژه نامه ادب و هنر، 26/08/88.
- گلپایگانی، اکبر. 1382. تنها صداست که می ماند، (مصاحبه کننده: قدرت اله حسن زاده). مجله موسیقی قرن 21، مهر، ویژه نامه اکبر گلپایگانی.
این نوشتار به تاریخ 13 مهر 95 در ضمیمه ادب و هنر روزنامه اطلاعات به چاپ رسید.
در تداوم برگزاری نشستهای تخصصی- آموزشی «آیین آواز»
کوتاه درخصوص گفتمان آوازی «امیر مداح»
نگارش : محمدرضا ممتازواحد
نشست تخصصی- آموزشی «آیین آواز»، سومین نشست ماهانه خود را در ششم مهر ماه در فرهنگسرای ارسباران پشت سر گذاشت. مبدع و مبتکر این طرح، «علی شیرازی» (نویسنده موسیقی، آوازپژوه و خواننده) است. او این بار در فرهنگسرایی که بی اغراق، قطب موسیقی فرهنگسراهای پایتخت می باشد، آغاز به از سرگیری طرح جدید خود کرده است. حمایت همه جانبه و بی شائبه مدیران و دست اندرکاران ارجمند این فرهنگسرا، به خصوص موسیقی دانِ فرهنگساز، جناب «شهرام صارمی» (مدیر بخش موسیقی فرهنگسرای ارسباران) در برپایی سلسله نشست های «آیین آواز» و بی شمار نشست ها و برنامه های موسیقایی دیگر، نشان از حمیت و خودجوشی اهالی فرهنگ در عصر انفعال رسانه های جمعی را دارد. به زعم راقم این سطور، این «جریان سازی»، امثالِ شهرام صارمی و علی شیرازی را جدا از مقام هنری آنان، به منزلت و مقام بالاتری چون «خادم فرهنگی» ارتقاء بخشیده است، که رسالتی بس خطیر ولی در عین حال رشک برانگیز است. جریان سازانِ فرهنگسازی که با دست خالی، فرهنگسازی می کنند. هنرمند گرامی «امیر مداح»، در سومین نشست تخصصی- آموزشی «آیین آواز»، آواز و اجرای متفاوتی را بر پایه سروده ای از شاعر گرامی «سهیل محمودی» و همراه با تار هنرمند جوان و خوش آتیه «رامتین راستی» به نمایش گذاشت که با آوازها و اجراهای مرسوم در این روزگار کاملاً متمایز و متفاوت جلوه می نمود. قبل از صحبت در خصوص کمّ و کیف اجرای ایشان، مختصری از شرح حال این هنرمند گرامی را با هم مرور خواهیم کرد. امیر مداح متولد 1341 در تهران است. نخست، تعلیمات موسیقی را نزد پدرش «حسین مداح» که از تعزیه خوانان قدیمی بود فرا گرفت و سپس در کودکی و سنین نُه سالگی، همراه با پدر در تعزیه ها به شبیه خوانی می پرداخت. اهل فنِ موسیقی واقفند که «تعزیه» تا به چه حد در حفظ و پاسداری الحان ردیف موسیقی ملی نقش داشته و چه بسیار از آوازخوانان و خوانندگان موفقی که از این پایگاه برخاسته اند. به گواه تاریخ، حس و حال نهفته در این هنر آیینی، در تعالی هنری برخی از شبیه خوانان روی آورده به هنر آواز، سهم بسزایی را ایفاء کرده که در مورد امیر مداح این مسأله به وضوح مشهود است. آمیختگی دو هنر نمایش و موسیقی در تعزیه، مداحِ نوجوان را بر آن داشت که در نوجوانی و در سنین هفده سالگی ابتدا به هنر تئاتر روی آورد. از «رکن الدین خسروی» در این خصوص بسیار بهره برد و ایفای نقش و آوازخوانیِ هم زمان مداح در چند اجرای صحنه ای، در کارنامه هنری او از آن ایام به یادگار مانده است. اما از آن پس و از ابتدای دهه شصت به صورت جدی به آواز و فراگیری و اجرای آن پرداخت. نخست بهره گیری کوتاه مدت از محضر «نصراله ناصح پور» و پس از آن ورود به رادیو و آغاز همکاری با گروه معارف این رسانه شنیداری و به خصوص آشنایی با شخصیت تأثیرگذار، شادروان «حسین صبحدل» که در خصوص مباحث «شعرشناسی» و «تلفیق شعر و موسیقی»، توفیقِ تلمذ و بهره گیری را برای وی به همراه داشت. مداح در همان سال ها یک دوره ردیف عالی و تکمیلی را در محضر «کریم صالح عظیمی» پشت سر گذاشت. به زعم نگارنده، اصلی ترین و یکی از مهم ترین عوامل موفقیت امیر مداح به غیر از کانون خانوادگی و تعلیمات پدر بزرگوارش، پایگاه تعزیه بوده است. تعزیه، شبیه خوان را می سازد و هم فرم خوانش و هم حرکات بدن را در حین ایفای نقش به حالتی هماهنگ و موزون در می آورد. حُسن صوت و خودسازی در زمان فعالیت در حوزه تعزیه، سبب شد که امیر مداح در سن بیست سالگی خواننده رادیو شود و با شخصیت مشکل پسند و سختگیری چون حسین صبحدل همکاری نماید. امیر مداح صاحب صدایی است که به لحاظ مباحث کمی و کیفی صدا، حایز مؤلفه های مطلوب و مطبوعی است. اما مبحث مهم تر در مورد ایشان، بهره گیری از صدا و توانمندی های صوتی اوست. زیرا حسن صوت ودیعه ای الهی است و هنر خواننده و آوازخوان این است که از این زیبایی، بهترین بهره برداری را به عمل آورد. اجرای امیر مداح در سومین نشست تخصصی آموزشی «آیین آواز» اجرای روایت گونه ای در آواز بود که شاید بتوان آن را «آواز روایی» نام نهاد. آواز مداح بر اساس سروده زیبایی از سهیل محمودی، روایتگر یک داستان بود. داستانی که قصه زندگی آدمی، از تولد تا مرگ را با توجه به مضامین بلند عرفانی، اما به زبان محاوره و فارغ از کلمات ثقیل و بسیار ساده و بی پیرایه به نمایش گذاشت. در اجرای مداح، «حس و حال» حاکم بود نه «قیل و قال»، «تجربه» حاکم بود نه «آزمون و خطا»، «تفکر» حاکم بود نه «تفنن» ! متأسفانه بیشتر اجراهای امروزی حتی در آواز کلاسیک ایرانی حالاتی شبیه به ژانگولر و شعبده بازی به خود گرفته است. اما در اجرای امیر مداح و اقلیتی چون او، متانت و وقار حاکم است. حسن صوتی و به خصوص هنرِ بهره گیری از صدا و تفکر حاکم و غالب در خصوص ملودی پردازی در آواز و شعرگزینی، آواز وی را دلچسب و گیرا ساخته است. جالب این که در حین اجرای زنده، کوچکترین حالت عجیب و غریب در حالت بدنی او نمایان نمی گردد و البته اینها به غیر از تسلط همه جانبه امیر مداح به فوت و فن اجرا، به میراث به جای مانده از فعالیت وی در عرصه تعزیه و تئاتر نیز مربوط می شود. او حتی در مایه گزینی و انتخاب مایه اجرایی در آواز یاد شده در نشست آیین آواز، مناطق مُدالی را در فضای شور و دشتی در نظر گرفت و انتخاب کرد که هم با مضمون شعر، هم با نوعِ مجلس و هم با حضار و مقطعِ زمانی اجرا (حدوداً ساعات منتهی به شب) تناسب داشت.
این نوشتار به تاریخ 11 مهر 95 در روزنامه فرهیختگان به چاپ رسید.
قول و غزل در ساز و سخن...
ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال میکنید
برچسب: یادی از یک پارسای مجاهد,یادی از یک سفر, نویسنده: بازدید: 183 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 7:26