به‌یاد عبدالوهاب شهیدی

خرید بک لینک

«عبدالوهاب شهیدی»، خلاّق و نوآور در دکوراسیونِ آوازینگارش: محمدرضا ممتازواحداگر آوازخوان را به‌مثابه‌ی یک «دکوراتور» (Dekorātor) درنظر بگیریم، اولین کارِ او - شاید - تغییر «دکورِ» صحنه‌ی آواز باشد. اما دکوری از پیش تثبیت شده‌ (منظور "ردیف موسیقی ملی" است) که تمامی چیدمان، آذین، زینت و آرایه‌های آن، دقیقاً در سر جای خود است و سختی این تغییرِ چیدمان، دقیقاً در همین نکته است که دکوراتور (آوازخوان) موظف است دو قانون مهمّ را در تغییرِ دکوراسیونِ خود اِعمال نماید؛ صیانت از «اصالت» و حراست از «وجاهت».اما اصالت و وجاهتِ در چه؟! «اصالت» در نوبت‌و‌ترتیب‌خوانی و قائل و قائم بودنِ بر سنت‌های ناب موسیقی کلاسیک ایرانی و «وجاهت» در پاسداری و نگاهبانیِ امانتدارانه از اصالتی که رُکنِ رکینِ فرهنگی و اصلِ مسلّمِ تمدن بشری یعنی «موسیقی» است. هنری که در زمره «میراث ناملموس بشری» بوده و از جمله هنرهایی است که «زنده» است! ۱حال در مورد استادِ پیشکسوت و آوازخوانِ صاحب‌سبک شادروان «عبدالوهاب شهیدی» (متولد اول مهر ۱۳۰۱ و درگذشته در بامداد ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰)، این تغییرِ دکوراسیون (Dekorāsiyon) از ایشان دکوراتوری (Dekorātor) ساخت که با این‌که بیش از چهار دهه از سکوت اجباری‌اش گذشت، اما تا ابد نُقلِ مجالسِ آوازدوستان خواهد بود.شهیدی از آنجا که از دانش‌آموختگانِ رشته‌ی تئاتر و نمایش بود از حال و هوای این هنر به‌ویژه هنرِ آواگری (Vocalization) در آواز بسیار بهره برد و با ملحوظ ساختنِ این حالات و حرکات در آوازش، از تأثیراتِ نوازندگی بر فضای آواز غافل نشد. شهیدی به‌غیر از آشنایی با نواختن ساز سنتور، به‌نوازندگی عمیق با ساز عود نیز مشغول شد و حداعلای نوازندگی این ساز نه‌تنها در تغییرِ دکوراسیونِ آوازش که حتی تونالیته‌ی آوایی‌اش را نیز، سخت تحت‌تأثیر قرار داد.اما مهم‌ترین عامل تغییرِ چیدمان شهیدی با رویکردی اصیل و موجه، گرته‌برداری استادانه‌ی او از موسیقی محلی در بسترِ موسیقی دستگاهی بود. شهیدی از گنجینه موسیقی فولکلور اقوام و نواحی ایران‌زمین غافل نبوده و با وارد ساختن این موسیقی در مَحمِلِ موسیقی دستگاهی، تغییرِ دکوراسیونی را موجب شد که‌ بر قوانینِ مهمِّ ذکر شده در بدو نوشتار یعنی «اصالت» و «وجاهت» پایبند بود.اما نکته‌ی مغفول مانده در این خصوص، شخصیت هنری او بود که همواره منشِ هنری را در راستای روشِ هنری خود، پیش برده و این مؤیدِ این نکته است که اقلیتی از ماندگارانِ عرصه‌ی اصالت و وجاهت در هنرِ موسیقی ایران‌زمین، ابتدا به‌تعالی شخصیتی رسیده و سپس در هنرِ خود متعالی شدند. روحش در مینوی ابدی، به‌شادی جاویدان باد.پی‌نوشت:۱. با بررسی تمدن‌های بشری و مطالعه‌ی تاریخ تمدن ملل مختلف و با مواجهه با پاسخ این پرسش که در قدیم، چه ملتی را متمدن می‌نامیدند و اکنون چه ملتی را متمدن می‌نامند؟ در این میان اصل مسلمِ «فرهنگ» و نقش مسجلِ آن در شکل‌گیری تمدن‌های بشری، حایز اهمیت و یادآوری است.درخصوص بررسی آثار و میراث فرهنگی، هرچند آثار، بناها و محوطه‌ها و اساساً «میراث فرهنگی ملموس» مقوله فرهنگی پراهمیتی است ولی آن‌چیز که «میراث فرهنگی ناملموس» را شایان اهمیت بیشتری می‌سازد، زنده بودن این دست از میراث فرهنگی است. زبان (گویش‌ها و لهجه‌ها)، ادبیات (کلاسیک، روایی و شفاهی)، آداب و رسوم، موسیقی، هنرهای اجرایی و نمایشی (رقص‌ها، بازی‌ها و جشن‌ها)، فنون (دانش‌ها و مهارت‌ها) و.... ، نه‌تنها از حیث هویت و تعلق به‌آحاد بشر و جوامع که از منظر گفتگوی بین جوامع با فرهنگ‌های مختلف و مهم‌تر از همه، «زنده» بودن آن‌ها، حایز اهمیت فوق‌العاده‌ای است.این نوشتار به‌تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، در  خبرگزاری تسنیم منتشر شد. یک نکته از این معنیمحمدرضا ممتازواحد | مصاحبه‌ی از پیش انجام شده (اما منتشر نشده‌ای) با هنرمند فقید موسیقی ایران «عبدالوهاب شهیدی» در روزنامه اعتماد به‌اهتمام بانو "سیمین سلیمانی" پس از درگذشت استاد منتشر گردید که حاوی نکات جالبی بود. مخصوصاً که در قسمتی از آن مصاحبه، مصاحبه‌کننده‌ی محترم از عالیجناب شهیدی درخصوص نوازندگان موردنظر استاد می‌پرسد و ایشان پاسخ می‌دهد که من [عبدالوهاب شهیدی] به‌عنوانِ خواننده، همیشه از همکاری با پرویز یاحقی رضایت داشتم چون در ساز و آواز هم من می‌دانستم که ایشان چه می‌خواهد و هم او می‌دانست که من چه می‌خواهم. جلیل شهناز نیز همین‌گونه بود. آقای حسن ناهید نیز در آن زمان با سن کمی که داشت، نعل به نعل کاری را که استادش کسایی می‌کرد، انجام می‌داد. با توجه به‌این‌که عبدالوهاب شهیدی خود نوازنده‌ای مسلط بود، تأکیدِ مؤکدِ ایشان درخصوص روانشاد «پرویز یاحقی» حایز اهمیت است و نگارنده را به‌یاد یکی از آوازهای استاد در برنامه‌ی گلهای رنگارنگ برنامه شماره‌ی ۴۲۸ می‌اندازد که پس از هنرنمایی بانوی فقید «مهستی»، شهیدی قطعه آواز سه‌گاهی را با ویولن پرویز یاحقی اجرا می‌کند که حقیقتاً این قطعه آواز در دستگاه سه‌گاه - به‌زعم راقم این سطور - یکی از متفاوت‌ترین آوازهای سه‌گاهِ دوران بیست و چند ساله‌ی برنامه‌ی «گل‌ها» است.در مورد مقوله‌ی شعرگزینی در خصوص غزل آواز، چند نکته حایز اهمیت و شایان یادآوری است. اولاً غزل آوازِ منتخب به‌سرایش "اوحدی مراغه‌ای" با متن ترانه به‌سرایش زنده‌یاد "بیژن ترقی" تقابلی متعامل اما متناسب دارد و همان‌قدر که مضمون ترانه - بیشتر - از غم فراق می‌گوید، غزل آواز - بیشتر - وصال‌جویی را بشارت می‌دهد. همچنین صعوبت بیانی شعر همان‌طور که ملاحظه می‌کنید دارای ضربآهنگ وزنیِ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) است: گر تو گل‌چهره درآیی به‌چمن مست امروزما بدانیم که در باغ گلی هست امروزرُخ گل رنگ تو بس خون که بریزد فردادهن تنگ تو بس توبه که بشکست امروزدی چو زلف تو گر آشفته شدم نیست عجبعجب آنست که چون خاک شوم پست امروز(البته در مورد بیت سوم، استاد شهیدی این بیت را این‌گونه بیان می‌دارد: دی چون زلف تو گر آشفته شدم محزونم/ عجب این است که چون چشم تو هم مست امروز)عبدالوهاب شهیدی آوازش را با تحریر درآمد آغاز می‌کند. تحریرِ آغازینِ شهیدی مشتمل بر دو جمله‌ی کاملِ تحریری و یک عبارتِ ناقص تحریری است که با بیان شعر درآمد، جمله‌ی آن‌را کامل می‌سازد. در بیان شعر نکته‌ی حایز اهمیت به‌غیر از زلالی بیان و شیوایی ادا، تأکیدات کلامی عبدالوهاب شهیدی است. این تأکیدات کلامی مزین به‌آهنگ‌واره‌های متنوع بیانی است که شعرشناسی وی به‌انضمامِ آگاهی استاد از دانش دکلماسیون و هنر آواگری ایشان که یادگار دوران فعالیت‌ جوانی استاد در رشته‌ی هنری نمایش است را مبرهن می‌سازد. تحریرِ مکمل بعد از ادای بیت اول درجهت تکمیلِ فُرم ملودیک و ساختار جمله‌بندیِ موردنظر شهیدی نیز نبایستی از قلم بیفتد.اما جواب آواز و هنرنمایی استاد فقید پرویز یاحقی - یکی - از دلایل مهمی است که نویسنده در ابتدای نوشتارش مدعی شد که این‌ آواز سه‌گاه یکی از متفاوت‌ترین آوازهای سه‌گاه در برنامه گل‌ها است. کیفیت اجرایی و حالات و حرکاتِ مستتر در این آواز در دستگاه سه‌گاه، نه چونان آوازهای سه‌گاهِ "ادیب خوانساری" و "بنان" و "قوامی" - و همچنین خودِ "شهیدی" - که قائل و قائم به‌نوبت و ترتیب‌خوانی و سنت‌های ردیف است، می‌نماید و نه به‌آوازهای سه‌گاهِ مردمی می‌ماند که "ایرج" و "گلپایگانی" و "وفایی" از جمله مجریان توانمند این‌گونه‌ی آوازی بودند. حالت "بینابینِ" کیفی این آوازِ شهیدی یکی از معدود آوازهای - دستگاه سه‌گاهِ - گل‌ها است که در عینِ پایبندی بر قوانین ردیف موسیقی ملی، رهایی استاد را از این قوانین دست‌‌وپابسته عیان می‌سازد. در این میان بی‌شک فضاسازی‌ و فضاپردازی‌های پرویز یاحقی نیز نقش بسزایی داشته و هر دو هنرمند (شهیدی و یاحقی) به‌آن "وَحدتِ کُل" که منظورنظر و تعالی آرا و اندیشه‌های هنری است، نایل گشته‌اند.بیت دوم موردنظر این آواز با توجه به‌‌مضمون آن، مایه‌گزینی "مویه" را منتخبِ آقای شهیدی کرده است. عبدالوهاب شهیدی، نهایت تضرع شاعر فقید قرن هشتم ه.ق را با آهنگِ مویه همراه می‌سازد که پس از ادای بیت دوم، تحریر مکمل را به‌شکلی ادا می‌نماید که در جهت بیانِ شعر و موسیقیِ حاصله، بسیار بسیار بجا و استادانه و فاضلانه است. شایان ذکر است، تفسیرِ نگارنده و به‌‌کارگیری و به‌کارگماری واژگانی در این نوشتار، عاری از هرگونه بارِ احساسی و ارزشیِ واژگانی است!اما بیت سوم موردنظر این آواز بدون ادای تحریر ابتدای "مخالف"، شعر را رهسپارِ مایه‌ی موردنظر می‌سازد. تأکیدات کلامی آقای شهیدی به‌خصوص در عبارتِ "مست امروز" در جهت تبلور بیان شعری و موسیقایی بیت و همچنین تجلی و ترسیمِ جان‌مایه‌ی مُد مذکور (مخالفِ سه‌گاه) حایز اهمیت و یادآوری است. فرود بعد از ادای بیت سوم، فرود موقت بوده و کادانس نهایی با تکرار بیت اول صورت می‌پذیرد که همراه با تحریر مکمل شعر با ادای تحریری موسوم به تحریر ریسه‌ای که به‌حالت پاساژوار و مُوصِل تا فاصله‌ی اکتاو و تجسمِ گوشه "مغلوب" - درنظر شنونده‌ی آگاه - پیش می‌رود نیز، دلیل دیگری دالِّ بر سنت‌شکنیِ سنت‌مدارانه‌ی شهیدی در مشایعتِ طرب‌انگیزِ یاحقی است. به‌هر روی، این آواز مصداقِ نوشتاریِ مدنظرِ نویسنده آن بود و مُشتی نمونه‌ی خروار از توشه‌ی این عالیجنابِ آواز ایرانی است که کارنامه پُربارش هم از حیث تعدد و کمیتِ آثار و هم از جهت تنوع و کیفیتِ آن‌ها، مرجع و مأخذِ معتبر و قابل‌اتکایی برای تجزیه و تحلیل و فراگیری و یادگیری است. این نوشتار، قطره‌ی ناچیزی از دریای معانی و معارفِ آوازی استاد میرزا عبدالوهاب خان شهیدی بود که علی‌رغم جور و جفایی که به‌او - چون سایر هم‌کیشانِ هنری‌اش - رفت، به‌مقام صبر و به‌مقام رضا نایل شد. روحش در مینوی ابدی، به‌شادی جاویدان باد.این نوشتار به‌تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰، در پایگاه خبری تحلیلی موسیقی فارس منتشر شد.

قول و غزل در ساز و سخن...

ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: يکشنبه 23 آذر 1404 ساعت: 9:16

صفحه بندی