یادکردی از «محمد موسوی» و شادروان «میراسماعیل صدقیآسا»

خرید بک لینک

درگذر از چهلمین روز درگذشت «میراسماعیل صدقیآسا»

«شیدای بربط» و حکایت فصل و هجران

نگارش: محمدرضا ممتازواحد

تأسیس «دانشکده موسیقی» دانشگاه تهران و تشکیل «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی» - به ترتیب در اوایل و اواخر دهه چهل خورشیدی- ، موجب و موجد جریانی شد که بازتاب و فیدبک آن در دهه پنجاه، با شکلگیری گروههای «شیدا» و «عارف» به منصه ظهور رسید. فعالیتهای رسانهای این گروهها (از جمله در برنامه «گلهای تازه» رادیو و برنامههای تلویزیونی) و همچنین حضور در فستیوالهای مهم هنری آن ایام از جمله «جشن هنر شیراز» ؛ این جریان جدید موسیقی را بیش از پیش به همگان معرفی ساخت. حال در آستانه انقلاب 57 و پس از واقعه خونین هفده شهریور، دو گروه شیدا و عارف در کانون فرهنگی و هنری «چاووش» به یکدیگر پیوستند و با آرمانهای مقدس آزادیخواهی، وجه دیگری از رویکرد مسئولانهی هنری را به معرض نمایش گذاشتند. اما در این میان و به زعم راقم این سطور، کانون چاووش نه تنها حلقه وصل که به نوعی حلقه فصلِ این دو گروه مهم و جریانساز قرن اخیر نیز واقع شد. انقلاب 57 و محدودیتها و محرومیتهای ایجاد شده، سرپرستان و اعضای گروههای مذکور را به مهاجرت و جلای وطن و یا به کنارهگیری و اهتمام به فعالیتهای آموزشی و تحقیقاتی واداشت. گروه شیدا تقریباً تا سه دهه منحل و گروه عارف نیز کم و بیش به حیات تدریجی خود ادامه داد. اما در این بین، برخی از هنرمندان فعال در کانون چاووش، مورد فراموشی و بیمهری بیشتری واقع شدند. از جمله اینها، هنرمند فقید مرحوم «میراسماعیل صدقیآسا (حسینی)» (07/01/96 کلن- 1328 تهران) بود. از نوازندگان باس آنسامبل گروه شیدا و بعدها کانون چاووش و در خصوص اهمیت حضور ایشان همین بس که در اوان تشکیل کانون فرهنگی و هنری چاووش، در مرحله اول سرودها تنها با گروه کُر ضبط میشد و در مرحله دوم، صدقیآسا با ساز ماندولین و یا با ساز تخصصیاش عود، آنها را همراهی میکرد. مقابله و مبارزهای فرهنگی هنری که با توجه به آن دوران مخوف و رعبآور، پاکبازانه و جانبرکفانه صورت پذیرفت. شایان ذکر است که شادروان صدقیآسا، از معدود نوازندگان ساز عود (بربط) بود که این ساز را ایرانی مینواخت.

به اهتمام مدیریت فرهنگی هنری منطقه 3 و «فرهنگسرای ارسباران»، ویژهبرنامهای بهنام «شیدای بربط» در خصوص یادمان هنرمند فقید میراسماعیل صدقیآسا (حسینی) و با حضور خانواده آن مرحوم و اعضای گروههای شیدا و عارف و با سخنرانی صاحبنظران و اجرای موسیقی، برگزار گردید. پس از اتمام برنامه و در نشستی خصوصی، یکی از پیشکسوتان موسیقی، انتقادی را مبنی بر عدم توجه مطبوعات به هنرمندانی نظیر صدقیآسا (بهخصوص در زمان حیات آنها) مطرح ساخت که بسیار بجا و وارد بود. به امید آن که از این پس، جراید عمومی و به ویژه جراید تخصصی موسیقی، در خصوص پرداخت به دیگر هنرمندان مغفول و مهجورِ در حال حیات، همت و اهتمام بیشتری را مبذول فرمایند.

بار دیگر و در گذر از چهلمین روز درگذشت این هنرمند فقید، درگذشت ایشان را به جامعه هنری و به ویژه به خانواده محترم و همسر مهربان و فداکار ایشان، تسلیت میگوییم. روحش شاد و یادش همواره گرامی باد.

این نوشتار به تاریخ 24 اردیبهشت 96، در روزنامه ایران به چاپ رسید.

درگذر از سالروز میلاد «محمد موسوی»

دیگر صدای ماندگار نِی

نگارش: محمدرضا ممتازواحد

پس از ورود استاد فقید «حسن کسایی» به عرصه موسیقی؛ تقریباً و تحقیقاً، قریب به اکثریت نینوازانِ پس از ایشان تحت تأثیر وی بودهاند. اما بایستی اذعان داشت، آن عده از نوازندگان که بعدها به خوانش شخصی و گفتمان اختصاصی در نوازندگی نی و به قولی به هویت مستقل در نوازندگی این ساز دست یافتند، شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسند. هنرمند پیشکسوت «محمد موسوی» (متولد 12 اردیبهشت 1325- اهواز) یکی از همین نوادر است.

سیدمحمدکاظم موسویشوشتری، با تأثیرپذیری از تکنیکهای نوازندگی ساز «شمشال» و با بهرهگیری از سونوریته خاص این ساز و به ویژه با تعمیق در برخی رژیستهای خاص این ساز محلی همچون منطقه صوتی بم ترکیبی و البته با تدقیق در تکنیکهای خاص تنفسی این ساز بومی، در جهت گرتهبرداری و وامگیری زبانی از زبانِ شمشال و ترجمان آن به زبان نی، اهتمام نهاد. این مهم، در خصوص صدادهی منحصربهفرد و متمایز ساز ایشان بسیار موثر افتاد. از دیگر ویژگیهای خاص و قابل بررسی در نوازندگی محمد موسوی؛ «فرم ملودیک و ساختار جملهبندیِ» نواختههای وی، «بداههنوازی» و همچنین «جواب آواز» توسط ایشان است.

در یکی از آثار خصوصی جناب موسوی همراه با آواز «علیرضا افتخاری» که در مایه ابوعطاء (و برپایه سرودهای با مطلع «رفیق مهربان و یار همدم/ همه کس دوست میدارند و من هم») اجرا شده است؛ محمد موسوی درآمد ابوعطاء را با جملهای (Period) متشکل از پنج عبارت و جزءعبارت (Phrase) آغاز میکند. اهل فن واقفند که در زنجیره ردیف سازی موسیقی کلاسیک ایرانی - غالباً و به غیر از چند استثناء- ؛ جملات سازی، دو و یا نهایت سه عبارتی است. موسوی در این اثر ماندگار، جملهی کامل درآمد ابوعطاء را در قالب پنج عبارت و جزءعبارت اجرا کرده است و با این که عبارت چهارم میل به ایست نهایی دارد ولی توسط ایشان به حالت تعلیق درآمده و با عبارت پنجم خاتمه و ایست نهایی مییابد. جالب این که جناب افتخاری تحریر آواز را با جملهای دو عبارتی آغاز مینماید و پس از جواب آواز توسط نی، آواز بیشتر در حال و هوای فضای تنگسیری در جریان است.1

منطق بنیادین این نحوه از جملهبندیها و جملهپردازیها، بهرهگیری «استادانه» محمد موسوی را از فونکسیون درجات (نقش نغمات) مبرهن میسازد. این نکته حایز اهمیت است که با بهرهمندی صحیح و اصولی از نتهای فونکسیونر و نقشدهنده (بهویژه نتهای ایست و متغیر) میتوان تحریک و افزایش انگیزش شنوایی در مخاطب را موجب گردید که این مهم، به خصوص در برهه اخیر که متیننوازی و طمأنینهنوازی جای خود را به سریعنوازیِ همراه با حرکات ژانگولری داده، بسیار تأملبرانگیز است.

پینوشت:

  1. در برخی منابع غیررسمی، به نقل از علیرضا افتخاری آمده است: «اگر از بنده فقط آواز "رفیق مهربان و یار همدم" به همراه نی استاد محمد موسوی به یادگار میماند برای همیشه کافی بود و نیازی به خواندن آوازی دیگر نبود و برای همیشه این آواز کفایت میکرد.» صحت این نقلقول بر راقم این سطور پوشیده ماند.

این نوشتار به تاریخ 16 اردیبهشت 96، در روزنامه صبا به چاپ رسید.

+ نوشته شده در یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 18:9 توسط محمّدرضا ممتازواحد |
قول و غزل در ساز و سخن...

ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 22:23

صفحه بندی