مختصری از شرح احوال و خدمات شادروان «حسین صبحدل»
با محرمان خلوت انس تا به سرچشمه نور

نگارش: محمدرضا ممتازواحد
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با حمایت شهید آیتالله مرتضی مطهری، شادروان «حسین صبحدل» (1310- 1388) به رادیو راه یافت و تهیهکنندگی برنامههای معارف آن رسانه را عهدهدار شد. سبقهی مذهبی صبحدل و فعالیتهای اعتقادی و جهاد فرهنگی او از حدود سالهای 1340 تا 1357؛ از مسجد هدایت و همکاریاش با مرحوم آیتالله طالقانی تا حسینیه ارشاد و مشارکتش با شهید آیتالله مطهری و سپس با دکتر علی شریعتی و بعدها در مسجد قبا و همکاریاش با آیتالله مفتح و بعد از آن در مسجد ارک در زمان فعالیتش با رادیو و مسجد امام صادق اقدسیه در زمان فعالیت دکتر عبدالکریم سروش؛ به نوعی صبحدل را مدیر برنامههای مذهبی این بزرگان ساخته بود. وی با این کولهبار سنگین و سابقه غنی فرهنگی- مذهبی و البته همراه با تجربه سالیان سال سفر حج که یک بار آن هم با آیتالله سیدعلی خامنهای همسفر شده بود، صبحدل را بیش از پیش آماده پذیرش چنین رسالت سنگینی در خصوص ساخت و تولید برنامههای معارفی در رادیو قرار میداد.
یادی از یک نوشتار قدیمی
قبل از ورود به موضوع اصلی نوشتار، نقل قولی را از سیدابوالحسن مختاباد (روزنامهنگار، منتقد و نویسنده موسیقی) خواهیم خواند. شایان ذکر است سیدابوالحسن مختاباد از جمله روزنامهنگاران جریانساز مطبوعاتِ بعد از انقلاب میباشد که جریانسازی او در مقطعی از زمان در صفحه موسیقی روزنامه همشهری و در جهت ایجاد محیط تبادل نظر و نقد و همافزایی، بسیاری از موسیقیدانان – که معمولاً کمتر به فعالیتهای نوشتاری اهتمام دارند- را نیز به آن جریده کشانید. مختاباد مینویسد: « [حسین]صبحدل صدایی شش دانگ داشت و قرآن را به خوبی تلاوت می کرد و در خانواده وی نیز یکی از فرزندانش1، قاری ممتاز شده بود و گاهی در برخی از درسهای اخلاقی برخی از چهرههای نامی عرصه عرفان و کلام ، همانند درسهای تفسیر نهجالبلاغه آقای سروش و یا درسهای دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد هم حضور می یافت و اصولاً ترتیبدهنده برنامههای افتتاحیه اینگونه سخنرانیها بود .... وی ابتدا در حسینیه ارشاد این کار را به عهده گرفت و از سالهایی که مرحوم دکتر شریعتی در آن مکان سخنرانی میکرد، پایهگذار این برنامهها بود و جالب این که دکتر شریعتی هم در یکی از کتابهایش2 از تلاشهای وی یاد میکند. حتی جایی نقل شده است که مرحوم مطهری توصیه کردند که بعد از مرگش، صبحدل بر پیکر ایشان اذان بگویند. همچنان که دیگر بزرگان و هنرمندانی چون محمدرضا حکیمى، عبدالکریم سروش، مشفق کاشانى، محمود شاهرخى، محمدرضا شجریان، قاسم رفعتى، ناصر مسعودى، حسین آهى و دیگرانی چون هادى آرزم، حمید شاهنگیان، پرویز خرسند، امیر نورى، رضا معینى، عباس سلیمى، سید محمد میرزمانى، سیدحسامالدین سراج، محسن حسنزاده، محمد اصفهانى، هادى سعیدىکیاسری، سهیل محمودی3، عبدالرضا رضایىنیا، سیدعبدالحسین مختاباد، محمدرضا محمدىنیکو، ساعد باقرى، [امیر]مداح و ... ؛ بر خصوصیات اخلاقی این چهره فروتن ... صحه می گذارند». (مختاباد، 1388)
در توضیحات مختاباد به نامی اشاره شد که از حدود سال 61- 1360 همکاری جدیاش را با حسین صبحدل آغاز کرد. «امیر مداح» از جمله آوازخوانان ابتدای انقلاب و از هنرجویان مکتب آوازی کریم صالحعظیمی است که به گواه بیش از دویست اثر آوازی ضبط شده از او، بیشترین همکاریها را با حسین صبحدل داشته است.4 لطف جناب امیر مداح شامل حال راقم این سطور گردید و در راستای پیشبرد بهتر این نوشتار، توضیحات کتبی و صوتی ارزندهای را به نگارنده مرحمت نمود.
مختصری از فعالیتهای صبحدل
امیر مداح از فعالیتهای گسترده حسین صبحدل یاد میکند. از ساخت و تولید برنامههای ویژه سحر و افطار در ماه مبارک رمضان به همراه تولید و ضبط ادعیههای مناسب این ماه که هر روزه، صرف ساعتها وقت را جهت ضبط و تولید آن به خود اختصاص میداد. همچنین ساخت و تولید برنامههای مناسبتی ویژه اعیاد و مناسبتهای مذهبی (ولادتها و وفاتها) و همچنین تولید سرودهای انقلابی و به ویژه تولید و ضبط آوازها و نغمههای عرفانی و معنوی در برنامههای معارفی رادیو که از اهمّ فعالیتهای صبحدل بود. همچنین تشکیل گروه کُر واحد موسیقی رادیو (جمعخوانی یا تکخوانی به انضمام جمعخوانی) که عموماً مضامین تربیتی، اخلاقی و یا مناسبتی داشت و عمدتاً از هنرجویان کلاس آواز کریم صالحعظیمی بهره برده میu200dشد که در آن زمان (یعنی اوایل دهه شصت) حدود بیست و پنج هنرجو داشت. خاطرنشان میسازد پس از رفتن محمدرضا شجریان از رادیو، کریم صالحعظیمی با حمایت حسین صبحدل، کرسی استادی و هدایت کلاسهای آوازی رادیو را برعهده گرفت. از دیگر فعالیتهای حسین صبحدل بنا به گفته امیر مداح، گردآوری قاریان قرآن از سراسر کشور و تشکیل گروه تواشیح و تولیدات رسانهای در این خصوص بود که البته بعدها هادی آرزم (موسیقیدان پیشکسوت)، در جهت تداوم و گسترش این گونه آثار به ایشان ملحق شد. صبحدل در خصوص تولید برخی برنامههای رادیویی خود مبدع و مبتکر بود که از جمله آنها میتوان به برنامههای «تا به سرچشمه نور» و «با محرمان خلوت انس» اشاره داشت. امیر مداح تعریف میکند که مرحوم حسین صبحدل به شهرستانها میرفت و از خوانندگان خوب آن شهرها بهره میگرفت و آثاری را یا از طریق استودیوی صداوسیمای شهر مربوطه و یا توسط دستگاه ریل شخصی خود، ضبط میکرد و رهآورد او از سفرهایش همین آثار بود که بعداً با صرف ساعتها وقت و حوصله، آنها را ادیت و میکس کرده و به حالتی در میآورد که قابلیت پخش داشته باشد. همچنین فعالیتهای برونسازمانی صبحدل؛ مانند رفتن به منزل شهیدان و یا آسایشگاه معلولان و ... همراه با استودیوی سیار و هنرمندان آن زمان رادیو و بسیار فعالیتهای دیگر که ذکر تمامی آنها در این مجال اندک نمیگنجد.
ویژگیهای کاری صبحدل
امیر مداح از آن دوران میگوید که گاه قاریان معروف قرآن به رادیو میآمدند و به اصرار حاج آقای صبحدل به استودیو رفته و اذان و یا ادعیهای میگفتند و همان اذان و یا ادعیه جاودانه میشد. چه قاریان و چه آوازخوانان، در محضر جناب صبحدل که میخواندند، خواندنشان متفاوت میشد بهگونهای که با حضور صبحدل جوی روحانی و معنوی حاکم میشد و حتی صدابردارها هم تحتتأثیر آواهای معنوی قاریان و خوانندگان قرار میگرفتند! با این حال و بنا به گفته امیر مداح با تمام این پرکاری و مشغله فراوان حسین صبحدل و در حالی که ایشان تقریباً شبانهروز در حال کار و فعالیت بود، یک بار نشد که وی شکوه و گلایهای نماید.
امیر مداح میگوید که مرحوم صبحدل در کار و به خصوص در هنگام ضبط بسیار دقیق و باهوش بود. گوش حساسی داشت و کوچکترین اشتباه را درمییافت. همواره دیاپازونی کوچک در جیبش بود که در ابتدا و انتهای ضبط با آن کوک صدای خواننده را کنترل میکرد. مرد واقعبینی بود و اهل تعارف نبود که شخص حاضر در استودیو حال شاگرد اول استادی نامداری باشد و وی بخواهد ملاحظهاش را بکند و چه بسا آوازخوان (نامداری در کنون و ناآشنایی در آن زمان) که سه بار برای خواندن یک آواز در مایه دشتی به استودیو رجوع میکرد و سرانجام آوازش از جانب صبحدل مقبول نمیافتاد. انسان معناگرایی بود. فارغ از آوای ظاهری صدای آوازخوان، باطن صدا و معنویت برخاسته از آن بیش از هر چیزی برای صبحدل حایز اهمیت بود. این زیباییشناسی همانطور که بعداً اشاره خواهد شد، در خصوص خوانش آوازی خود ایشان نیز مصداق مییافت.
مثنوی افشاری و ربنای شجریان
روزنامهنگار پیشکسوت، سیدابوالحسن مختاباد در طی گفتگویی با حسین صبحدل نوشته است: «جناب صبحدل در واقع پایهگذار این گونه برنامهها است و هم او بود که از شجریان چنین ربنایی بیرون کشید. خود وی در گفتوگویی با نگارنده گفته بود که نسخهای که هماینک از ربنای شجریان پخش میشود، نسخهای تمرینی بود و آقای شجریان به استودیو آمده بود و کار را خوانده بود و قرار بود که باز هم روی این اثر کار کند تا پختگی بیشتری پیدا کند، اما همین کار تمرینی به قدری محکم و زیبا از کار در آمده بود که من حیفم آمد که آن را پاک کنم و نگهش داشتم که اگر آقای شجریان دوباره برای خواندن آمد، و کار از این بار بهتر درآمد پاکش کنم که دیگر آقای شجریان هم فرصتی نکرد و کار به همین شکل پخش شد. و جالب توجه این که خود آقای شجریان هم در کتاب راز مانا به این نکته اشاره میکند که این کار به صورت تمرینی در استودیو به همراه برخی ادعیه دیگر ضبط شد و قرار بر پخش آنها نبود، اما یک روز ناگهان دیدم این اثر پخش شده است و تماس گرفتم و ماجرا را پرسیدم که دیگر تیر از کمان در رفته بود». (مختاباد، 1388)
و جالب اینجاست که این موضوع مهم نه در کتاب «راز مانا» و نه در مصاحبه مفصل محمدرضا شجریان با روزنامه شرق5 هرگز عنوان نشده و گویا که این مرد (حسین صبحدل) در هنگام ضبط این آثار اصلاً وجود خارجی نداشته است در صورتی که حسین صبحدل در آن مقطع زمانی، حضوری نزدیک، مؤثر، ذینفوذ و تصمیمگیرنده داشت. حتی بر طبق اقوال و شنیدههای کاملاً موثق، محمدرضا شجریان در ابتدا، درصدد ضبط همان اثر تمرینی هم نبوده و با اصرار صبحدل و شاید عدهای دیگر و با ایجاد وجد عرفانی و جذبه معنوی در شجریان و در همان استودیو، سرانجام ایشان به استودیو رفته و ربنا را خوانده است. امید است در هنگام واگویههای «تاریخ شفاهی»، جزء به جزء مسائل را بیان کنیم زیرا که پس از مکتوب شدن آن، «تاریخ مکتوب» خود به دنبال خلاءها و ناگفتهها خواهد رفت!
به زعم راقم این سطور، میراث معنوی ناملموس و فرهنگ صوتی چهاردهه اخیر و بیش از همه اینها حافظه تاریخی و خاطره جمعی ایرانیان در خصوص مثنوی افشاری و دعای ربنا، بیش از هرچیزی وامدار همت، اهتمام، ابتکار و اصرار حسین صبحدل بوده است.
مظلومیت علی (ع) در اذان صبحدل
گویا تنها اثر صوتی به یادگار مانده از حسین صبحدل که گهگاه از رسانهها پخش میشود، اذان ایشان است. این جمله از این جهت با تردید نوشته شد چون که از ایشان آثار مضبوط مناجاتخوانی و ادعیهخوانی نیز در آرشیو موجود میباشد ولی شاید تقدیر الهی این بود که این اذان، تنها میراث صدای حسین صبحدل در اذهان عمومی شناخته شود. اذانی که از حیث مؤلفههای کمی صدای مؤذن در حین اجرا، بسیار حیرتآور است. حجم صدا و ارتفاع صدای صبحدل در هنگام اجرای این اذان، تأملبرانگیز جلوه مینماید. امیر مداح تعبیر بسیار زیبا و منحصر بهفردی را از منظری دیگر در مورد این اذان بیان میدارد: «حاج آقای صبحدل در هنگام اجرای فراز «اشهد ان علیاً ولی الله/ اشهد ان علیاً حجۀ الله»، در فراز دوم آن (اشهد ان علیاً حجۀ الله) کلمه مقدس «علیاً» و خاصه «علی» را با غلت و لرزش و نوانس کوتاهی به قدری زیبا و فنی و مؤثر ادا میکند که با این نحوه ادا، مظلومیت مولا علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به تصویر کشیده است».
دیگر آثار مناجاتخوانی صبحدل
«مهدی تفرشی» (مناجات پژوه و علاقمند به گونه آوازی مناجاتخوانی) مناجاتی از حسین صبحدل که گویا از تلویزیون نیز پخش شده را به راقم این سطور مرحمت نمود. صبحدل این مناجات را با مطلع «یا رب تویی پناه دل بیپناه ما/ خم گشته پشت و سینه ز بار گناه ما» در فواصل دستگاه شور میخواند.لحن و بیان صبحدل در این اثر بهگونهای است که در هنگام اجرای فواصل، حالتی رها و آزاد به خود میگیرد. حس و حال این مناجاتخوانی با حس و حال مناجاتخوانیهای قدیمی و اخلاص حاکم بر آنها بیشتر هماهنگ است. صبحدل در اجرای این مناجات نوعی خوانش بینابین با مناجات عربی و مناجات فارسی را معمول داشته ولی ذات و روح مناجات فارسی بیشتر از آن متبادر است. صبحدل نیز همانند اغلب ادعیهخوانان و مناجاتخوانان قدیمی، وجه کارکردی و کاربردی آواز را بیشتر از هر چیزی منظور داشته و محتوامحورانه و به دور از فُرمگرایی صِرف، در جهت ادای هر چه بهتر و گویاتر و ملموستر کلام اهتمام داشته و با بهرهگیری استادانه از فراز و نشیب صدا در جهت هر چه بهتر بیان داشتن مضمون کلام، همت گماشته است. به زعم راقم این سطور اگر شخصیت صدای روانشاد صبحدل در یک عبارت وصف شود؛ آن عبارت در «اعتقاد، ایمان و اخلاص» خلاصه میگردد. کما این که به تحقیق، شخصیت فردی و شخصیت معنوی و فرهنگی ایشان نیز همینگونه بوده است.
اعتقاد، ایمان و اخلاص؛ چه در آن اذان مانا و چه در مناجاتهای پراکنده به یادگار مانده از ایشان، عمیقاً قابل درک و دریافت است. زمان و مکان اجرای مناجات مذکور بر راقم این سطور پوشیده ماند ولی گویا این مناجات از یکی از شبکههای سیمای جمهوری اسلامی ایران و احتمالاً در برنامه «ماه خدا» پخش شده است. امیر مداح در خصوص آثار مناجاتی و آوازهای عرفانی حسین صبحدل به نگارنده میگوید که بیشتر این آثار را روانشاد صبحدل در قبل از انقلاب خوانده و احتمال پخش آن در رسانههای قبل از انقلاب بعید مینماید. پس از انقلاب و در زمان مسئولیت ایشان اگر خوانندهای که برای او استودیو رزرو شده بود، دیر میآمد و یا پس از اتمام ضبط خواننده مهمان، وقت استودیو اضافه میآمد، یکی دو نوبت بنده به یاد دارم جناب صبحدل قطعاتی را اجرا کرد و یک بار هم به اصرار ما اذانی را در مایه بیات اصفهان خواند که پخش هم میشود (البته این اذان غیر از آن اذان معروف ایشان است). اما حاج آقای صبحدل آنقدر مناعت طبع داشت که آوازهای خویش که بسیار زیبا و سوزناک بود را هیچگاه برای پخش نمیفرستاد و تنها اذان ایشان بود که از رادیو پخش میu200dشد.
جای خالی کتاب و فیلمی مستند
راقم این سطور از نگارش کتاب و یا ساختن فیلمی مستند درخصوص مرحوم حسین صبحدل بیاطلاع بوده و امید است در صورت عدم تحقق این دو مهم تا کنون، صاحبنظران عنایت فرموده و تا شاهدان عینی و همکاران و افراد ذیصلاح جهت اظهارنظر در مورد ایشان در قید حیاتند، جهت حصول نتیجه در این خصوص تعجیل نمایند.
حسین صبحدل زمانی که به رادیو رفت، یکتنه به میدان آمد و افراد و مطلعینی چون هادی آرزم، سیداحمد حلّی، سیدمحسن حسنزاده و همچنین محمدعلی کریمخانی، امیرمداح، سیدمحمد امینزاده، واحدی و ... ، در خصوص ایشان ناگفتههای بسیار در سینه دارند.
پینوشت:
- «علی صبحدل» فرزند شادروان حسین صبحدل، از قاریان ممتاز میباشد.
- این یادکرد گویا در کتاب «نقش انقلابی یاد و یادآوران» صورت گرفته است. کتاب بسیار کمیاب «نقش انقلابی یاد و یادآوران؛ در تاریخ تشیع» نام کنفرانسی است که در 21 شهریور 1351 در تالار حسینیه ارشاد توسط دکتر علی شریعتی ایراد شده است. این سخنرانی پیش از چاپ مورد بازبینی دکتر شریعتی قرار گرفته و خود آن را مکمل سخنرانی شهادت میداند.
- برای مطالعه بیشتر در خصوص آرا و نظرات برخی از این صاحبنظران از جمله سهیل محمودی و محمد اصفهانی در مورد حسین صبحدل، به «دو هفتهنامه آموزشی رادیو/ شماره 34» مراجعه شود.
- ممتازواحد، محمدرضا. 1395. کوتاه در خصوص گفتمان آوازی امیر مداح. روزنامه فرهیختگان، 11 مهر.
- شجریان، محمدرضا. 1390. ربنا متعلق به همه مردم است. روزنامه شرق، سال هشتم، شماره 1306، 8 مرداد، ص 8.
منابع و مآخذ:
مختاباد، سیدابوالحسن. 1388. شد ز دنیا، ماند از او فعل نکو. همشهری آنلاین، کد مطلب 94460، 13 آبان.
مداح، امیر. 1396. مکتوبات شخصی و توضیحات مکتوب و صوتی امیر مداح (خواننده و آوازخوان قدیمی) به نگارنده (محمدرضا ممتازواحد) در خصوص ناگفتهها و ناشنیدهها در خصوص حسین صبحدل.
با تشکر و سپاس ویژه از جناب علی صبحدل (فرزند استاد فقید حسین صبحدل) که در جهت ارسال عکسهای این نوشتار یاریگر شدند.
این نوشتار به تاریخ 23 خرداد 96، در ضمیمه ادبی- هنری روزنامه اطلاعات به چاپ رسید.
کوتاه در خصوص مناجاتخوان مغفول قرن اخیر
صدا و «ربنا»ی تو از یاد نخواهد رفت

نگارش: محمدرضا ممتازواحد
چندی پیش نوشتاری از راقم این سطور به نام «با مناجاتیان قدس»، در ضمیمه ادبی هنری روزنامه اطلاعات به چاپ رسید. در آن نوشتارِ مفصل و مطول، تبیین و تشریح مباحثی چون: مناجات و مناجاتخوانی و تأثیر آن بر روی شعر و موسیقی ایرانی، پیشینه مناجاتخوانی در ایران، اذان (به عنوان بانگ توحیدی و اوج و تعالی مناجات و بندگی) و همچنین شرح و توضیح و بررسی یکی دو اثر مناجاتخوانی از نامدارانی چون: رحیم مؤذنزاده اردبیلی، سیدجواد ذبیحی، علی بهاری، محمد احمدیان، عبدالوهاب شهیدی، ایرج (حسین خواجه امیری)، جمال وفایی، محمدرضا شجریان، رضوی سروستانی، محمد منتشری، محمد گلریز، قاسم رفعتی، سلیم مؤذنزاده اردبیلی و محمدعلی کریمخانی؛ تقدیم حضور گردید.
اما اینبار و در این نوشتار منحصراً، یکی از مغفولترین، مهجورترین و مظلومترین مناجاتخوانان و مرثیهخوانانِ قرن اخیر یعنی شادروان «سیدجواد ذبیحی»، از چهرههای شاخص مناجاتخوانی و ادعیهخوانی در قرن اخیر و شخصی که سالیان سال آثار و خواندههایش، موسیقی رمضان در رسانه را به خود اختصاص میداد؛ مورد شرح و بررسی قرار خواهد گرفت. جهت نگارش این نوشتار، افاضات و توضیحات ارزنده «بهروز مبصری» (دیسکوگراف و پژوهشگر موسیقی) یاریرسان گردید. شایان ذکر است، بهروز مبصری در سالهای دور و در منزل اقوامش، دیدارهای بسیاری با سیدجواد ذبیحی داشته است.
شرح حالی مختصر
در خصوص شرح حال سیدجواد ذبیحی اطلاعات چندانی در دست نیست. بهروز مبصری در این خصوص و در یادداشتی مرحمتی به نگارنده نوشته است: «سیدجواد ذبیحی، فرزند سید اسماعیل متولد 1309؛ اصالتاً کاشانی و پرورش یافته لواسان بود. ایشان را در منزل اقوام بسیار میدیدم. یک بار از دوران کودکی خود میگفت که آن ایام، لیف و قدیفه (قطیفه) میبافت و تابستان به مشهد میرفته و میفروخته است. شغل پدریاش قبرکن در ابن بابویه ری بود و سیدجواد نیز به همان شغل روزگار میگذرانید». خاطرنشان میسازد در برخی منابع و از جمله نوشتار پیشین نگارنده، نام پدر ذبیحی «سید اسدالله» ذکر گشته ولی راقم این سطور اظهارات جناب مبصری را در این خصوص، ارجح و اصلح میداند و همچنین علت درج پسوند «درکهای» (سیدجواد ذبیحی درکهای!) پس از نامخانوادگی ایشان در برخی منابع نیز، بر بهروز مبصری و راقم این سطور پوشیده ماند.
ویژگیهای صدایی
صدای ذبیحی از دو حیث مهم صدایی، یعنی مؤلفههای کیفی و کمی صدا حایز اهمیت است. صدایی پرهیمنه و پردامنه با تنالیتهای در خور توجه، و حجم صدای منحصر به فردش همراه با گیرایی و لحن به خصوصی است که ویژه اجرای موسیقی مذهبی میباشد. به زعم نگارنده، سیدجواد ذبیحی را باید از آخرین میراثداران موسیقی غنی مذهبی ایران دانست که شیوه اجرایی او مبتنی بر اجرای اصیل و قدیمی این گونه موسیقی بوده است و به حقیقت پس از ذبیحی، این شیوه خواندن تا حد زیادی منسوخ شد.
چگونگی ورود به رادیو
بهروز مبصری مینویسد: «وقتی پیکر «رضاشاه» را به ایران منتقل کردند، سیدجواد ذبیحی قبر وی را آماده و مهیا کرد و در مراسم تدفین او، آوازی دلنشین خواند. «سپهبد میراحمدی» او را به رادیو برد و سیدجواد ذبیحی از تعلیمات « اسماعیل مهرتاش» بهرهمند گردید».
سبک و اسلوب اجرایی
از نکات مهم اجراهای ذبیحی در خصوص موسیقی مذهبی این بود که ایشان به جهت انتقال بهتر کلام، خود را محصور در اجرای نوبت و ترتیبخوانیِ دستگاهها یا مایههای آوازی نمیکرد. به طور مثال وقتی اثری را در دستگاه همایون میخواند، حتماً به این روال نبود که تک تک تکهها و گوشههای همایون را بخواند و چه بسا در جهت انتقال بهتر مضامین و مفاهیم کلام، سر از سهگاه و چهارگاه و اصفهان نیز در میآورد و حتی از شگردها و شیوههای اجرایی موسیقی عربی به خصوص غَلتها و تحریرهای خاص عربی نیز بهره میبرد ولی، کلیت کار وی در چارچوب موسیقی ایرانی بود. از نمونههای بارز مناجاتخوانی وی که در وبلاگ ارزشمند ایشان نیز موجود است، مناجاتی است در دستگاه شور که در میان مناجات، اشارهای به ابوعطا کرده و سپس به فضای شور باز میگردد و در انتهای مناجات نیز به فضای دشتی ورود میکند.
یا دیگر مناجات کمنظیرش که در دستگاه همایون میباشد او با گوشه موالیان (سهگاه یتیم و یا به تعبیر دیگر، یتیم سهگاه) مناجات خود را آغاز کرده است. موالیان و یا سهگاه یتیم، همانطور که از نامش پیداست در منطقه مُدالی که حالت سهگاه و همچنین چهارگاه را به خود دارد، مترنّم است و موسیقیدانان در ردیف دستگاه همایون، معمولاً پس از اجرای گوشه چهارگاه (حصار بختیاری)، موالیان را اجرا کرده و مجدداً به فضای مدال دستگاه همایون باز میگردند. ذبیحی در این مناجات، «بسم الله الرحمن الرحیم» را در حالت متمایزی از موالیان اجرا کرده و بلافاصله عبارت بعدی را در همایون میخواند که تقریباً مناجات و حالت آوازی کمنظیری است.
اما سیدجواد ذبیحی به هنگام اجرای آواز غیر مذهبی، کاملاً منطبق با ساختار ردیفهای دستگاهی میخواند. به هر صورت ذبیحی ضمن آشنایی با ردیف موسیقی ملی، در خصوص آوازهای مذهبی و به خصوص مناجاتخوانی، روند منطقی ردیفخوانی و یا نوبت و ترتیبخوانی را پیش نگرفته و با حذف تعمّدی بسیاری از تحریرها، بیشتر بر شفافخوانی و در جهت ارائه مطلب و مضمون کلام تأکید داشت.
سیدجواد ذبیحی، کلاه فینه به سر میگذاشت که مصریان و بعضی از هندیان و ترکان عثمانی نیز بر سر میگذارند. به گفته بهروز مبصری، همسر ذبیحی مصری بود و به همین دلیل وی، با زبان و ادبیات عربی به خوبی آشنا بود. شایان ذکر است که ذبیحی به مناجاتهای عربی و شیوههای اجرایی آن نیز کاملاً واقف بود ولی بیشتر آثار مذهبی خود را به زبان فارسی اجرا میکرد. آثار به جای مانده از مرحوم سیدجواد ذبیحی مؤیّد این مطلب است که ایشان به وجه کارکردی و کاربردی موسیقی آوازی یعنی توجه به محتوای کلام و نحوه بیان آن بیشتر اهمیت میداد تا ارائه فُرم یا الگوهای آوازی صرف و این نکته بسیار حائز اهمیت و در دوران ما، بسیار نادر است.
آثار ذبیحی
از آثار مناجاتخوانی ذبیحی آثار قابل توجهی در دست نیست و این مسأله با سابقه طولانی مدت همکاری ایشان با رادیو (از سال 9,1328- 1357) قدری عجیب مینماید! بهروز مبصری مینویسد: «از سیدجواد ذبیحی حدود بیست صفحه و نزدیک به دویست ساعت کار ضبط شده است. در سال 1385 اینجانب (مبصری) با کمک دختر ذبیحی، آثارش را به مؤسسه «آوای مهربانی» (به مدیریت بانو عاصمه فندرسکی) واگذار کردیم. ده لوح فشرده به بازار عرضه شد».
ذبیحی در «گلها»
مقام شامخ او در رسانه رادیو و محبوبیتش در میان مردم، «داود پیرنیا» (مؤسس برنامه گلها) را بر آن داشت که با شکلگیری برنامه برگ سبز (از سری برنامههای گلهای رادیو) آوازهای ذبیحی را این بار به صورت آواز کلاسیک ایرانی به گوش شنوندگان برساند و همان شد که چند برنامه اول سری برنامههای برگ سبز، با اجراهای به یاد ماندنی سیدجواد ذبیحی ضبط شده است. البته ذبیحی در این آثار همراه با ساز، آواز نمیخواند و پس از اتمام هنرنمایی نوازندگان، ذبیحی بدون ساز و تنها با آوازش به اجرا میپرداخت. حتی انتخاب نام «برگ سبز» از جانب شخص شخیص و متفکری چون داود پیرنیا، بدین جهت بود که در فرهنگ مذهبی ایران، رنگ سبز نشان سیادت میباشد و ذبیحی نیز از سادات بود و همچنین یادآور عبارت معروف «برگ سبزی است تحفه درویش ...» نیز بود که البته این جمله در انتهای تمامی برنامههای برگ سبز، با صدای بانو روشنک بیان میشد. پیرنیا اعتقاد داشت که این از آن برگ سبزهایی است که هیچ گاه زرد نمیشود. نخستین برنامه برگ سبز، با شعری از هاتف اصفهانی با ترجیع بند «یکی هست و هیچ نیست جزء او/ وحده لا اله الاّ هو» در مثنوی مخالف سهگاه همراه با دکلمه اسدالله پیمان اجرا شد.بهروز مبصری معتقد است: «بهترین آواز سیدجواد ذبیحی در برنامههای گلها، برنامه برگ سبز شماره 4 در بیات زند (بیات ترک) است که در موسیقی رسانه، چنین مثنویای بدین قدرت و صلابت کمتر نظیر داشته است».
«ربنا»ی ذبیحی
ابتداً بایستی به این موضوع توجه داشت که در خصوص ربناهای مضبوط در جغرافیای کلانتر از ایران و در جهان اسلام، بنا بهنظر «میرعلیرضا میرعلینقی» (مورخ و پژوهشگر موسیقی)، گویا اجرای بانو «امکلثوم» (بزرگ آوازخوان مصری) در مقام و مرتبت نخستین قرار میگیرد. بانو«عاصمه فندرسکی» در این خصوص به نگارنده عنوان داشت: «در مناجاتهای عربی، «تواشیح» داریم و «ابتهال»؛ که اولی اجرای جمعی و دومی تکخوانیست. ابتهالها بسیار زیبا هستند. از مبتهلان قدیم مصری میتوان به «طهالفشنی»، «سید نقشبندی»، «محمد عمران» و ... اشاره داشت که برخی از ابتهالهای این افراد، چند سال گذشته در مجموعهای توسط مؤسسه آوای مهربانی منتشر شد». به هر صورت، راقم این سطور با پرس و جو از اهل فن، موفق به یافتن ربنای مضبوطی مقدم بر ربنای ذبیحی در فرهنگ صوتی ایران نشد ولی بهروز مبصری از قدیمیترین مناجاتهای فرهنگ صوتی 112 ساله اخیر، دو مورد را ذکر کرد. اذان «جناب دماوندی» که اولین اذان ضبط شده به سال 1291 ه.ش در تهران است که همراه با مناجات میباشد و همچنین مناجات دعای صباح (از حضرت علی (ع)) که توسط «سیدحسین طاهرزاده» و در تفلیس به سال 1293 ه.ش در مایه شور و حسینی اجرا شده است.
همانطور که قبلاً هم شرحش رفت؛ مناجاتخوانی، ادعیهخانی و ربناخوانی چه در ایرانِ پیش از اسلام و چه در ایرانِ پس از اسلام، مسبوق به سابقه بوده ولی در فرهنگ صوتی مضبوط ایران از سال 1284 ه.ش به این طرف، اجرای سیدجواد ذبیحی پرچمدار و سکاندار بوده است. دیگر ربنای مطرح به غیر از ربنای جاودانه ذبیحی، ربنای ماندگار «محمدرضا شجریان» میباشد. این نکته حایز اهمیت است که هر دو ربنا از جهت بررسی موزیکولوژی و از مناظر ماهوی، محتوایی و زیباییشناسی و همچنین در خصوص حال و هوای اجرایی و مقطعشناسی تاریخی و زمانی به هنگام اجرا، حایز وجوه افتراقی فراوان میباشد و امید است بررسی کارشناسانه این دو اثر را به جای برخوردی احساسی و عاطفی، به صورت منطقی و علمی به کارشناسان زبده این عرصه محول نماییم.
سرانجامی دلخراش
بهروز مبصری مینویسد: «ذبیحی پس از انقلاب، دستگیر و زندانی و پس از آن به دستور علما و ... آزاد شد. 24 تیر 1359، گروه «حمایت از مستضعفین» او را ظهر از درِ خانه میربایند و در پشت مدرسه دخترانهای در منطقه بازار اول نازیآباد تهران تکهتکهاش میکنند. خودم پیکرش را در پزشکی قانونی دیدم. پیکر وی در بهشتزهرای تهران قطعه 39، ردیف 126، شماره 29؛ به خاک سپرده شد».
ثبت ملی !
در آخرین مناظره انتخابات ریاست جمهوری 96، شاهد این بودم که کاندیدای محترمی، کاندیدای محترم دیگری را مورد نقد خود قرار داد که: «خواهش میکنم آن امام معصوم (علیه السلام) را برای مردم نگهداریم!» سخت در فکر شدم که در شرایطی که از سال 1388، پخش ربنایی از رسانههای رسمی کشور ممنوع گشته، چگونه است که به یکباره و پس از هشت سال، همان ربنا ثبت ملی میگردد؟! آیا به راستی موسم انتخابات، دقیقه نودِ کلیه مسائل و امور معوقه در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گشته و یا منافع و مصالح اینگونه اقتضاء میکند؟ آیا پیشتر برای انجام این مهم وقت لازم و کافی نبود و دیگر این که اساساً ثبت ملی از منظر سازمان محترم متولیاش، چه معنا و مفهومی دارد؟ مگر نه این که همان ربنای ثبت شده، بیش از سه دهه است که در روح و ضمیر و قلب و خاطره جمعی ایرانیان حک شده است؟ و دیگر این که فیالواقع اگر تقدم و تأخری صورت میگرفت، ثبت آن ربنای نخستین فارغ از حواشی غیر علمی و غیر هنری آن، نمیبایست مقدم قرار میگرفت؟ کما این که آن ربنا نیز بیش از شش دهه است که در تار و پود ایرانیان حک شده ولی فیالنفسه سخن، این است که خواهشاً، میراث معنوی ناملموس را نیز همچون آن امام معصوم، برای مردم نگهداریم.
منابع و مآخذ:
آواز مذهبی. سیدجواد ذبیحی. پایگاه اطلاعرسانی آواز مذهبی. www.avazemazhabi.com
ذبیحی، سیدجواد. دانلود آثار زندهیاد سیدجواد ذبیحی. تارنگار و وبلاگ مرحوم سیدجواد ذبیحی. http://sj-zabihi.blogfa.com
مبصری، بهروز. 1396. مکتوبات شخصی و توضیحات مکتوب بهروز مبصری (دیسکوگراف و پژوهشگر موسیقی) به نگارنده (محمدرضا ممتازواحد) درخصوص ناگفتهها و ناشنیدهها در خصوص سیدجواد ذبیحی.
ممتازواحد، محمدرضا. 1393. با مناجاتیان قدس. روزنامه اطلاعات، ضمیمه ادبی هنری شمارههای 276، 277، 278، 279 و 280.
این نوشتار به تاریخ اول تیر 96، با اندکی اختصار و تلخیص در روزنامه سایه به چاپ رسید.
قول و غزل در ساز و سخن...
ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 5:58