یادکردی از مهربانوان «قمر» و «سیمین»

خرید بک لینک

درگذر از 28 امرداد؛ سالروز درگذشت «سیمین بهبهانی»

ترانههای تغزلگونه و غزلهای تصنیفوار

نگارش: محمدرضا ممتازواحد

شادروان «سیمین بهبهانی (خلیلی)» (28 تیر 1306- 28 امرداد 1393)؛ نویسنده و غزلسرای نامی در خانواده و خاندانی زاده شد که قلم و نگارش در آن جریان داشت. پدر سیمین، «عباس خلیلی» شاعر، نویسنده و مدیر روزنامه «اقدام» بود و یدی طولا در شعر و شاعری و کتابت داشت و همچنین مادرش نیز بانویی فاضل بود. سیمین بهبهانی سال 1348 در کنار «هوشنگ ابتهاج»، «نادر نادرپور»، «یدالله رویایی»، «بیژن جلالی» و «فریدون مشیری» بهعضویت «شورای شعر و موسیقی» درآمد و مدتی هم عضو «شورای موسیقی رادیو و تلویزیون ملی ایران» بود. بانو سیمین از مؤسسان «کانون نویسندگان ایران» محسوب میگردد. وی شغل شریف معلمی را پیشه خود ساخت و بهمدت سی سال دبیر اداره آموزش و پرورش بود.

فارغ از مختصات شعر و شاعری و سرایش و غزلسرایی بانو که بایستی توسط اهل فن شعر و ادب فارسی مورد بررسی قرار گیرد، فعالیت نسبتاً پرکار ایشان در حوزه ترانهسرایی بهخصوص در سالهای پیش از انقلاب نیز حایز اهمیت بسیاری است. سیمین بهبهانی آثار بسیار زیادی را در قالب تصنیف و ترانه، به جامعه موسیقی ارائه داد که توسط خوانندگان مطرح سالهای قبل از انقلاب همچون «مرضیه»، «دلکش»، «الهه»، «پوران»، «کوروس سرهنگزاده»، «رامش»، «عهدیه»، «سیما بینا» و ... اجرا گردید. «وحید استرون» (روزنامهنگار و پژوهشگر موسیقی)، گزیدهای از صحبتهای سیمین بهبهانی در این خصوص را از گفتوگوی خود با این بانوی فقید به نگارنده مرحمت نمود:

« من در دوازده سالی که با رادیو همکاری کردم (از تابستان 1345 تا تابستان 1357)، شاید نزدیک به سیصد ترانه یا به گفته شما «تصنیف» سرودهام. آثاری که حاصل همکاریام با موسیقیدانانی مانند مهندس«همایون خرم»، «علی تجویدی»، «مهدی خالدی»، «جواد لشگری» و «منوچهر لشکری» بوده است. بسیاری از آهنگسازان هم روی غزلهایم آهنگ گذاشتهاند. برای آوازخوانهایی از شمار «[اکبر]گلپایگانی» و «[محمد]نوری» ترانه نوشتهام که بیشترشان در بازار هست و من گاه، از سر اتفاق، آنها را مثلاً از رادیوی تاکسی میشنوم.

زندهیاد «[داود]پیرنیا» از ادبیات و موسیقی- به یکسان- آگاهی و بهره کامل داشت. میدانست کدام شعر مناسب کدام آهنگ است. حتی گوشههای ازیادرفته هر هفت دستگاه را خوب میشناخت. همین آگاهی او- که با ذوق سرشارش درآمیخته بود- برنامههایش را دلپسند میکرد. هنگام شعرخوانی- که اغلب با صدای خانم «روشنک» اجرا میشد- کمتر از موسیقی کمک میگرفت و از همینرو به شنونده امکان میداد باتوجه به طنین صدای گوینده، تناسب لفظ و معنا را بهتر دریابد. چنین شد که هنرآفرینیهای او به جاودانگی پیوسته و اکنون به همت فرزندانش در آلبومهایی نفیس ضبط شده و دردسترس قرار گرفتهاند. گذشته از اینها، برای آهنگسازانی مانند «حبیبالله بدیعی»، مهدی خالدی، علی تجویدی، آقایان لشکری (جواد و منوچهر) و برخی دیگر ترانههایی سرودهام که همه باید در آرشیوهای صدا و سیما موجود باشند یا که نباید باشند».

جالب توجه است که گویا بیشترین فعالیت بانو سیمین بهبهانی با هنرمند ارجمند و پیشکسوت عرصه موسیقی ایران منوچهر لشگری (متولد 20 اسفند 1314) بوده است. هرچند ذکر شرح حال منوچهر لشگری شاید مرتبط با موضوع نوشتار حاضر نباشد ولی جهت اطلاع مخاطبان این نوشتار بایستی اشاره داشت که منوچهر لشگری از خانواده و خاندان هنرمندی است که پدر، دایی و برادرانش همگی از نوازندگان و آهنگسازان موسیقی بوده و میباشند. منوچهر لشگری فراگیری موسیقی را از کودکی نخست زیرنظر پدرش (علیاصغر لشگری) آغاز و سپس نزد دایی خود (جواد لشگری) ادامه داد. وی همچنین از تلمذ محاضر «علیاصغر بهاری» و «بزرگ لشگری» نیز بهرهمند گردید. منوچهر لشگری بهنواختن سازهای نیلبک، فلوت، ویولن، کمانچه، سنتور، سهتار و تنبک نیز آشنایی و مهارت دارد.

در سال 1333 بهعنوان نوازنده فلوت وارد رادیو شد و در سال 1340 بهطور رسمی نوازنده و آهنگساز رسانه رادیو گردید. منوچهر لشگری با ارکسترهای رادیو و با موسیقیدانان نامداری چون «ابراهیم منصوری»، «مرتضی محجوبی»، «حسینعلی ملاح»، «مهدی مفتاح»، «مصطفی کسروی»، «همایون خرم» و «فرهاد فخرالدینی» همکاری داشته است. نخستین اثرش را در سال 1340 با نام «آتش جاودان» (در مایه دشتی) با شعر «ابوالقاسم حالت» و صدای «غلامحسین بنان» بهگوش همگان رسانید و این روند تا به امروز بالغ بر دویست قطعه بوده است.

در سالهای 57 و 58 ردیفهای ایرانی و گوشههای معروف را برای ارکستر نوشت و اجرا کرد. از جمله آثار تألیفی منوچهر لشگری میتوان به کتابهای «24 قطعه پیشدرآمد و رنگ برای سنتور: برای کلیه سازهای مضرابی»، «آموزش تنبک: بهروش ساده»، «مقدماتی سنتور و آهنگهای فلکلوریک و خاطرهانگیز»، «ردیف آواز ایرانی برای: ویولن، کمانچه، فلوت و نی»، «من و فلوتم (آموزش فلوت: فلوت رکُردر)»، «ردیف سنتور (آوازهای ایرانی برای سنتور)»، «24 قطعه پیشدرآمد و رنگ برای ویولن: قابل اجرا با کمانچه، فلوت و نی» و آثار تألیفی دیگر، اشاره داشت.

در اثری بهنام «فالی از حافظ» از ساختههای منوچهر لشگری و با کلام سیمین بهبهانی که توسط هنرمند ارجمند کوروس سرهنگزاده (متولد 10 تیر 1316) اجرا و بهوسیله شادروان «مصطفی کسروی» تنظیم گشته است؛ رگههایی از غزل سیمین را این بار در قالب تصنیف و ترانه شاهدیم بهگونهای که گویا غزل و تغزل نیز در ادبیات آهنگین سیمین بانو، جاری و ساری است و از کلامِ ساخته و پرداخته شدهی ایشان، بوی غزل بهمشام میرسد: «دور از تو منم تنها/ تنها منم و غمها/ هر قطره اشکم/ صد موج تمنا/ صد قصه پنهان/ صد غصه پیدا.... فالی زدم از حافظ/ دیشب من سودایی/ این نکته به جا آمد/ «داد از غم تنهایی».... »

«سهیل محمودی» (شاعر، ترانهسرا، مفسر و پژوهشگر شعر و ادب فارسی) در طی چند فایل صوتی مرحمتی بهراقم این سطور، افاضات و توضیحات خود را در این خصوص عنوان داشته است: «ببینید شاعرانی که ترانه میسرایند (مخصوصاً آن شاعرانی که به «شاعری» شناخته شدهاند)، معمولاً ترانههایشان برخاسته از سبک سرودههای طراز اولشان است که همان شعرهای بالاستقلال میشود. مثلاً «عارف قزوینی» شعرهای بالاستقلالش خیلی اوج و عروج ندارد، سطح شعرها بالا نیست اما سطح ترانههایش بالاست. اصلاً ما توانِ عارف را با ترانههایش میشناسیم و توان وی را با آن اشعارش نباید قیاس کنیم. اما شاعری مانند «رهی معیری»، او یک شاعر طراز اول و غزلسرای طراز اول است و بعد هم ترانه را آورده در سطح و همشانهی شعر مطرح کرده است.

بهنظر من این یک شأنی برای رهی است. شاعر بزرگ و یکی از قلههای ترانهسرایی در بازه زمانی کمتر از یکصد سال اخیر (که ما ترانهسرایی بالاستقلال داریم) برای ملودی و براساس ملودی، یک نفر ترانه میگوید و میسراید. رهی، قله والای این هنر است و ارزش کارهای او این است که توانسته دستمایههای شعر والای خویش که همان غزلیات اوست را در ترانههایش بگنجاند. بعد از رهی مثلاً زندهیاد «بیژن ترقی»، همین دستمایه را دارد. خانم سیمین بهبهانی، شاعری است که در غزل نوگرایی کرده است یعنی از اواسط دهه پنجاه نوعی نوگرایی در غزل را با کتاب (دفتر شعر) «رستاخیز» آغاز کرده و پس از انقلاب با کتاب «خطی ز سرعت و از آتش» و کتاب «دشت ارژن» و دیگر آثار جدید بانو که همگی در یک مجموعه گردآوری شده است.

خانم بهبهانی هنرش در ترانههایش این است؛ آن زمان که دغدغههای نوگرایی در غزل داشت (با این که سالها غزل سنتی و کلاسیک سروده بود) آن سالهایی که غزل نو و غزل نیمایی شیوه شاعری ایشان شد و کمال شاعری ایشان در همان شعرهاست، ببینید ترانههایی را هم که بهویژه از دهه پنجاه بهبعد سروده، آن رگ و ریشه غزلهایش را دارد. در آلبوم «سکوت» که به اهتمام و آهنگسازی «کوروش متین» و با صدای شادروان «ایرج بسطامی» به بازار عرضه شد، بهغیر از ملودیهای کوروش متین چند ملودی از هنرمند فقید «محمد میرنقیبی» مورد بازسازی و بازخوانی مجدد قرار گرفته بود که از جمله یک ملودی از میرنقیبی (اثر «سکوت گویا») بود که توسط بانو سیمین بهبهانی مورد کلامگذاری جدید قرار گرفت: «سکوت اگر نشانه رضا بود چگونه باور نکنم سکوت گویای تو را/ نگاه اگر پیام آشنا بود چرا تمنا نکنم نگاه گیرای تو را....»؛

ببینید کاملاً معلوم است که زبان امروزیِ غزل است که آمده به ترانه و تصنیف. بهنظر من، این یکی از شاخصترین آثار ترانه ایشان است. کاملاً ویژگیهای غزل امروزی را در ترانههایی از این دست میبینیم. در نسل خود من هم همینگونه است که نمونهای از آن، ترانههایی است که «قیصر امینپور»، «ساعد باقری» و بنده (سهیل محمودی) براساس آثار استاد «عباس خوشدل» گفتیم و سرودیم. در آلبومهای «نیلوفرانه 1 و 2» قیصر امینپور سروده، در آلبومهای «شبان عاشق» و «صدایم کن» بنده و در آلبوم «سرمستان» ساعد باقری سروده است. ما تلاشمان این بوده همان کار و اتفاقی را که در غزلهایمان میافتد را در ترانههایمان نیز ارائه کنیم و آن دغدغه نوگرایی (بهاصطلاح غزل نیمایی) را در این عرصه، عرضه نماییم که هرکداممان با سبک و سیاق شاعرانگی خود چنین کردهایم».

رویکرد و نگرش سیمین بهبهانی در خصوص تصنیف و ترانه و دیدگاه و شیوهی سرایش کلام توسط وی بر اساس ملودی آهنگسازان و همچنین فن نگارش و نثر نویسندگی ایشان را بایستی بیشتر و بیشتر مورد توجه و بررسی قرار داد. بهزعم راقم این سطور، مهربانو سیمین بهبهانی را باید فراتر از دایرهی شعر و غزل نگریست. روح لطیفش از ترنم نغمات الهی، مسرور باد.

این نوشتار به تاریخ هفتم شهریور 96، در ضمیمهی ادبی هنری روزنامه اطلاعات به چاپ رسید.

ضرورت تاریخ در تولد هنرمندان روزگار خود

نگارش: محمدرضا ممتازواحد

دکتر«محسن حجاریان» در نوشتار ارزشمندی بهنام «جایگاه سه زن: صفیه آیلا، امکلثوم ابراهیم و قمرالملوک وزیری در تاریخ موسیقی ترکیه، مصر و ایران» (کتاب سال شیدا، 1384) مینویسد: «قمر دو سه سالی پیش از امضای فرمان مشروطیت در سال 1322 ه.ق (1904 م.) متولد شده است. جایگزینی اجتماعی قمر به جای زنانی مانند قدمشاد، که در بارگاه مظفرالدین شاه بهجرم اجرای یک آواز هجوآمیز نعل شدند، یک جهش کیفی در موسیقی و نهایتاً یک گام مؤثر در احقاق حقوق زنان تحت سلطهی اجتماع آن روزها است. در تاریخ موسیقی ایرانی یک قمر دیگر را هم میشناسیم و او کسی است که حدود هزار سال پیش بهعنوان برده از سرزمین ایران به شهر کردوبا (قرطبه) در اندلس برده میشود تا در بارگاه حکومت امویان مغرب موسیقی اجرا کند. از آن قمر تا این قمر، سرنوشت زنان آوازخوان و و موسیقیدان ایرانی بر همان سیاق بردگی و حقارت زن در تاریخ موسیقی گذشته است»1. همانگونه که در این نوشتار ارزشمند هم مفصلاً ذکر گشته؛ با تحلیل تاریخ اجتماعی موسیقی در روزگار قمرالملوک وزیری (14 امرداد 1338- 1284)، درمییابیم هجوم فرهنگ سرمایهداری و مناسبات صنعتی همراه با روابط استعمارگرانه تحمیلی از یک سو و مطالبات آزادیخواهانه مردم از سویی دیگر، بر ایرانِ آن عصر سایه افکنده و به قول دکتر حجاریان «این همان ضرورت تاریخ در تولد هنرمندان روزگار خود است»2 و آن روزگاری است که بانویی به نمایندگی از سوی زنان کشورش، سکوت قرنها فریاد فروخورده را از حنجره خود سر میدهد و به راستی «انسانها، تاریخ را میسازند». مضاف بر اینکه بهغیر از موارد مذکور، بهزعم «حسامالدین صحرایی» (آوازخوان و پژوهشگر) این مورد را هم باید درنظر گرفت که «اگر شخصیتهایی چون قمر، روحانگیز و یا ملوک ضرابی، در آواز ایرانی مرجع و مؤلف میشوند؛ تابوشکنی و انحصارشکنی، حمایت استادان بزرگ و روشنفکر و میدان دادن به بانوان را هم باید درنظر گرفت».

در خصوص مختصات آواز بانو قمر نیز بایستی عنوان داشت که آواز قمر دربرآیند آواز سنتگرایانه عصر قاجار و آواز تجددگرایانه دوران پهلوی اول و دوم قرار داشته و چون آوای قمر، سالها پیش از تأسیس رسانه رادیو به گوش رسید، آن حالات و اثرات آواز قدیم ایران در آن مسموع و محسوس است. «بهروز مبصری» (دیسکوگراف و پژوهشگر پیشکسوت موسیقی) در خصوص دیسکوگرافی آثار قمر در یک جمعبندی کلی به نگارنده عنوان میدارد: «تعداد صفحههای گرامافون ضبط شده از قمر 105 عدد صفحه است که 210 روی صفحه گرامافون میباشد که در چهار دوره از سال 6- 1305 تا 12- 1311 ه.ش ضبط شده است. مرتضی محجوبی در سال 12- 1311 ه.ش اولین آثارش را با قمر ضبط میکند که 14 روی صفحه میباشد یعنی 7 صفحه ... قمر یک نوار با تار سماعیل کمالی دارد که بعد از سکته اولش هست که مربوط به اوایل دهه سی خورشیدی میباشد ».

و درست 58 سال پیش در چنین روزی، مرحوم «تقی روحانی» (گوینده قدیمی رادیو) خبر درگذشت بانو قمرالملوک وزیری را اعلام کرد و حسن ختام این نوشتار، جمله تأملبرانگیزی از «محمدرضا رحمانی» (آوازخوان و پژوهشگر) میباشد: «در تشییع پیکر امکلثوم در قاهره پایتخت مصر ظاهراً جمعیتی میلیونی ایشان را مشایعت کرد و در تشییع پیکر بانو قمر، چند ده نفر!».

پینوشت:

  1. کتاب سال شیدا- شماره ششم و هفتم- 1384 تهران (بازنشر در سایت انسانشناسی و فرهنگ)
  2. تیتر نوشتار: « ضرورت تاریخ در تولد هنرمندان روزگار خود» برگرفته از تقریرات دکترمحسن حجاریان در نوشتار ارزنده ایشان است.

این نوشتار به تاریخ 15 امرداد 96، در روزنامه صبا به چاپ رسید.

قول و غزل در ساز و سخن...

ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 1:42

صفحه بندی