وبلاگ یادکردی کلمه از وبلاگ استاد کلمه «علیاصغر وبلاگ شاهزیدی» کلمه
وبلاگ تصحیح کلمه و وبلاگ اصلاح کلمه یک وبلاگ نوشتار کلمه وبلاگ قدیمی کلمه

نگارش: محمدرضا ممتازواحد
21 مهر 1394، وبلاگ نوشتار کلمه ی از راقم این سطور در ضمیمهی ادبی- هنری روزنامه اطلاعات بهچاپ رسید.1 نگارنده در آن وبلاگ نوشتار کلمه ، ضمن بررسی سبک، شیوه و مختصات آوازی هنرمند ارجمند «علیاصغر وبلاگ شاهزیدی» کلمه ، درخصوص آوازی از ایشان در محفلی هنری بهتاریخ اول آذر 1358 مطلبی را مرقوم داشت. چندی پیش هنرمند گرامی «محمدهاشم احمدوند» (خواننده و مدرس آواز) نکاتی را در خصوص آن محفل هنری بهبنده متذکر شد و اینجانب را متوجه اشتباه رویداده کرد که اولاً آن دو کردبیات اجرا شده در آن محفل هنری توسط شادروان «رضا کسائی» خوانده شده و نه علیاصغر شاهزیدی! و دیگر این که، بهغیر از شادروان «حسن کسائی»، «محمد موسوی» نیز در آن مجلس هنرنمایی و نینوازی کرده است.
لذا، متن وبلاگ اصلاح کلمه شده پس از بازبینی مجدد بهاین صورت درآمد: «در محفلی هنری بهتاریخ اول آذر ماه 1358 که در اصفهان و در منزل شادروان رضا کسائی برپا شده است، نخست رضا کسائی با همراهی نی محمد موسوی بهاجرای آوازی در کردبیات میپردازد. بعد از آن شادروان حسن کسائی، آوازی میخواند و سپس علیاصغر شاهزیدی کردبیات را با اوجخوانی و در رژیست بالا ادامه داده و با اجرای رباعی معروف «امشب ز غمت میان خون خواهم خفت/ وز بستر عافیت برون خواهم خفت/ باور نکنی خیال خود را بفرست/ تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت» در مایه اوج و در فواصل دستگاه شور، آوازش را اتمام میبخشد و سپس حسن کسائی تکرار بیت اول رباعی را در زیر مایهی مذبور خوانده و در نهایت به درآمد شور فرود میآید. پس از تشویق حضار، اجرای کردبیات بهدرخواست حاضرانِ در جلسه از جمله «غلامرضا دادبه» و «محمدرضا شجریان»، بار دیگر صورت میپذیرد. این بار رضا کسائی همراه با نی برادرش حسن کسائی اجرای کردبیات دیگری را بر روی غزل معروفی از شادروان «رحیم معینیکرمانشاهی» با مطلع: «خانمانسوز بود آتش آهی گاهی/ نالهای میشکند پشت سپاهی گاهی» آغاز میکند و پس از خواندن چند بیت از این غزل، با هنرمندی حسن کسائی مدلاسیونی به دستگاه سهگاه صورت میگیرد.
نکتهای در این میان حایز اهمیت است که هر چند هر دو آواز اجرا شده در کردبیات توسط رضا کسائی از جهت ساختار مُدال یکسان بوده و هر دو در فضای کردبیات اجرا شده است ولی از منظر فُرم و نحوه پرداخت و ساختار نغمگی و ملودیکِ آن کاملاً با یکدیگر تفاوت دارد و از آنجا که اجرای ساز و آواز مذکور در محفلی هنری و – احتمالاً ! - بهu200dصورت بداهه صورت گرفته است، قطعاً آوازخوان و نوازندگان از قبل نمیدانستند که چه مقامی را اجرا خواهند کرد و قاعدتاً همه چیز بهu200dاصطلاح در «آن» یا «لحظه» صورت پذیرفته است؛ لذا، اجرای دو اجرای متفاوت در یک مُد آنهم در فاصله زمانی حدوداً چند دقیقه، چیزی جز «آوازخوانی خلاق و آگاهانه» را در ذهن متبادر نمیسازد».
حال، سخن از علیاصغر شاهزیدی (متولد 20 بهمن 1327 – اصفهان) خواننده، آوازخوان، مدرس آواز و ردیفدان است.2 شاهزیدی با درک محاضر بزرگان مکتب و شیوه اصفهان، چندآموزی را به مرزهایی فراتر از آموزش یعنی «بینش»، نیل و بسط داد. این بینش با سالیان سال «تحصیل»، «تحقیق» و «تفحصِ» شاهزیدی صورت پذیرفت. هر چند که یازده سال شاگردی مستمرش در محضر «تاج اصفهانی» او را واقف به دقایق و ظرایف سبک آوازی تاج ساخت ولی مطالعات گسترده او بر روی سبکهای آوازیِ دیگر بزرگان مکتب آوازی اصفهان از جمله «سیدحسین طاهرزاده» و «اسماعیل ادیبخوانساری» در این میان بسیار تأثیرگذار بود.
شاید سبک و فُرم آوازخوانی شاهزیدی بهصورت کلی در قالب ساختار سبک تاج اصفهانی قرار گیرد ولی قطع بهیقین این اظهارنظر «کلی نگری» است زیرا که با موشکافی در جزئیات، آواز شاهزیدی سبکی متفاوت است. شاهزیدی همانطور که شرحش رفت سبک و شیوه دیگر آوازخوانان برجسته مکتب و شیوه اصفهان را مورد مطالعه قرار داد و ضمن بهرهگیری از رهنمودهای «سیدمحمد طاهرپور»؛ سالیان سال مجالست و مؤانست مستمر با بزرگانی چون «جلیل شهناز» و حسن کسایی نیز فرصت مغتنمی را برای وی جهت تلمذ و تحقیق و تفحصِ بیشتر فراهم ساخت و همین امر در تحول سبک آوازی او مؤثر افتاد. البته در این میان نقش تأثیرگذار «علی تجویدی» نیز غیر قابلانکار است زیرا که با اجرای دو آلبوم برجستهی این موسیقیدان و آهنگساز نامی («چرخ گردون» و «سروش آسمانی») علیاصغر شاهزیدی نه تنها از جامعه خواص به توده مردم معرفی گردید بلکه وی بهعنوان چهره جدید و سبک متفاوتی از موسیقی آوازی مکتب و شیوه اصفهان بههمگان شناسانده شد.
«ایوب ایزدی» (مدرس دانشگاه، ادیب، آوازخوان و پژوهشگر موسیقی) در یادداشت مرحمتی خود به نگارنده، در خصوص مختصات آوازی علیاصغر شاهزیدی مینویسد: «... از جمله مختصات آوازی ایشان به ادای شعر بهصورت شمرده میتوان اشاره کرد بهطوری که شنونده نیاز نیست به دیوان حافظ یا سعدی و یا شاعر موردنظر مراجعه کند. وی همچنین تحریر را بهموقع ادا میکند و به انواع تحریرهای آوازی مسلط است. ردیف را بهخوبی میداند و بر مبحث تلفیق شعر و موسیقی بسیار وبلاگ استاد کلمه انه و ماهرانه تسلط دارد. انسانیت و سجایای اخلاقیای که یک هنرمند باید داشته باشد در این مرد بزرگ پدیدار است. وبلاگ استاد کلمه شاهزیدی آوازهایی با وبلاگ استاد کلمه شهناز و وبلاگ استاد کلمه کسائی دارد که همه آنها نمونه برجستهای از آواز فاخر ایرانی است. در بحث مرصعخوانی که تناسب شعر با موضوع خاص همراه با انتخاب دستگاه و گوشه موسیقی متناسب با شعر و موضوع میباشد، استاد را میتوان بهعنوان یک الگو نام برد.
در مورد مرصعخوانی برای نمونه در مراسم خاکسپاری پیکر استاد جلیل شهناز که اینجانب نیز شرکت داشتم، ایشان سه بیت شعر انتخاب نموده بود که بیت اول «همره نعشم بیا تا به سر تربتم/ با تو غنیمت بود یک دو سه گامی دگر» در پرده شوشتری و سپس بیت دوم «نشست یار به محمل گذشت قافله غافل/ هر آن قدر که دویدم به گردشان نرسیدم» که در گوشه بیداد اجرا گردید. و در آخر با این بیت «از بام هنر یک دو ستاره به در افتاد/ این بار فزون از دو ستاره قمر افتاد» خیلی رندانه به دستگاه همایون فرود آمد. جالب است بدانید که در مراسم تشییع استاد شهناز آوازخوانان دیگری هم بودند بهخصوص نسل جوان که آنها هم چند بیتی خواندند اما نه شعر مناسبتی با این مراسم داشت و نه مایه مناسبی را در نظر گرفته بودند و در اینجا اهل موسیقی بیشتر به صلابت و بزرگیِ هنر در این مرد پی بردند».
علیاصغر شاهزیدی هنرمندی گزیدهکار است و بیشتر عمر شریف خود را وقف تدریس و تحقیق ساخته است. ایشان سابقه سالها تدریس در هنرستان موسیقی اصفهان، واحد موسیقی صدا و سیمای اصفهان و تدریس خصوصی را در کارنامه هنری خویش داراست. هم اینک نیز با برگزاری مسترکلاسها و ورکشاپهایی به منظور ارائه و تبیین ظرایف آوازی مکتب اصفهان به فعالیت مشغول است. حاصل چهار دهه هنرآموزی او، درخشش خیل کثیری از هنرمندان بزرگ امروز است که بهعنوان نمونه یکی از شاخصترینِ آنها «منصور اعظمیکیا» است که خود از دانشمندان و مطلعان صاحبنظر در آواز است.3
«حسامالدین صحرایی» (خواننده، آوازخوان، آرشیودار و پژوهشگر موسیقی) در یادداشتی نسبت به علیاصغر شاهزیدی چنین مینویسد: «او[شاهزیدی]، شخصیتی است که اگر هر که او را از نزدیک بشناسد پی به خلوص و صفای باطنی و کیش شخصیتی او میبرد و قطعاً ارتباط و همکاریاش فراتر از استادی و شاگردی بلکه پدری و فرزندی است. اغلب شاگردان و هنرجویان او که همانا دانشآموختگان مکتب و شیوه ناب اصفهان هستند، وقتی با او مواجه میشوند، شیفته و عاشق خلق و صفای نکوی او میشوند. صدای پرطنین و گرمش چکیده تاریخ پرافتخار موسیقی ایران و خاستگاه آن، اصفهان است و رنگ و جلای واقعی آواز را بهگوش و جان میرساند. همنشینی و انس و دوستی با بزرگان و اساتیدی چون تاج و کسائی و «منوچهر قدسی» و شهناز و طاهرپور و همکاری با اساتید بزرگی چون تجویدی، او را بهیکی از چهرههای درخشان موسیقی و آواز ایران، تبدیل کرده و امروز نام او بهعنوان یکی از ادامهدهندگان و نگهدارندگان شیوه و مکتب ناب اصفهان، جایگاه و منزلتی بس رفیع و عظیم یافته است. امید است وجود ایشان و اساتید نازنین اصفهان که میراث فرهنگی و گنجینه تکرارناشدنی هنر و فرهنگ والای ایران است، همیشه دور از گزند و بیماری و همواره سلامت و پایدار باشند و وجود پرمهرشان چون شمعی درخشان بتابد و ما هنردوستان برگرد آن شمع بگردیم و بیاموزیم و قدردان وجود ارزشمندشان باشیم».4
و اما کلام آخر؛ بزرگان مکتب و شیوه اصفهان یک به یک رفتند و میروند ولی، این چراغ هرگز خاموش نخواهد شد! هماینک بزرگانی چون شاهزیدی و امثال او این چراغ را روشن نگاه داشتهاند و قطع بهیقین در آینده نیز مردان و زنان آن دیار نخواهند گذاشت که این چراغ خاموش گردد. چراغ مکتب موسیقی اصفهان همواره روشن خواهد ماند اما «بررسی شرایط فعلی ساز و آواز مکتب اصفهان و آسیبشناسی نقادانه دالّ بر پیشرفت یا عدم پیشرفت آن»5 در سالهای اخیر، در مانایی و روشنایی همیشگی این چراغ سهم بسزایی خواهد داشت!
پینوشت:
- ممتازواحد، محمدرضا. 1394. چراغی که هرگز خاموش نخواهد شد.... ! . روزنامه اطلاعات، ضمیمه ادبی- هنری، 21 مهر. (مختصری از این وبلاگ نوشتار کلمه نیز، در روزنامه ایران با تیتر «آوازخوانی خلاق و آگاهانه»، بهتاریخ 22 مهر 1394 منتشر شد)
- تاریخ ولادت استاد شاهزیدی در برخی منابع، هشتم مهر ماه هم قید شده است.
- منصور اعظمیکیا (متولد 26 آبان 1338- اصفهان) مدرس آواز، مؤلف و ردیفدانِ ارجمند که اثر ارزشمند «راه و رسم منزلها»، از جمله آثار تألیفی ایشان است.
- برگرفته از صفحه شخصی حسامالدین صحرایی به آدرس:
https://telegram.me/khonyagaraan_channel
- ممتازواحد، محمدرضا. 1396. ردیف سازی و آوازی مکتب «ایران». فصلنامه خانه موسیقی، شماره 27، پاییز.
این وبلاگ نوشتار کلمه بهتاریخ 9 امرداد در ضمیمهی ادبی- هنری روزنامه اطلاعات بهچاپ رسید.
قول و غزل در ساز و سخن...
ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:43