نگارش: محمدرضا ممتازواحد
« وبلاگ ردیف کلمه وبلاگ آواز کلمه ی موسیقی ملی ایران» بهروایت وبلاگ ردیف کلمه دان و وبلاگ ردیف کلمه خوان وبلاگ فقید کلمه ، «سیدنورالدین رضویسروستانی» همراه با جواب وبلاگ آواز کلمه «داریوش طلایی» با ساز تار، در سال 1389 توسط «مؤسسه فرهنگی هنری مشکات»1 در 13 لوح فشرده روانه بازار موسیقی شد. درخصوص نقد و بررسی این مجموعه وبلاگ آواز کلمه ی - بهویژه از منظر تحلیلی - که عنوان «نخستین اطلس شنیداری دوره عالی آموزش وبلاگ ردیف کلمه آوازی ایران با جواب سازی»را بر پیشانی دارد، نهتنها اقدام قابل توجهی صورت نگرفته بلکه حتی این روایت آوازی آنطور که باید و شاید جایگاه واقعی خود را در میان جامعه موسیقی کشور نیز نیافته است.
هر چند که در آبان ماه 1390 و در شانزدهمین «نشست نقد نغمه» بههمت و تلاش «ابوالحسن مختاباد» (منتقد، روزنامهنگار و پژوهشگر موسیقی) بررسی مجموعه ردیف آوازی یاد شده صورت پذیرفت که البته جای تقدیر و سپاس و دستمریزاد را نه تنها برای آن نشست که برای کلیه نشستهای برگزار شده نشست نقد نغمه بههمراه دارد، زیرا در دوران پس از انقلاب 57 ابوالحسن مختاباد در زمره اولین جریانسازان و فرهنگسازانی است که «"نقد" موسیقی» را چه در حوزههای کلان رسانهای (بهویژه رسانههای نوشتاری همچون مطبوعات و فضای مجازی مانند «روزنامه همشهری» و «همشهری آنلاین») و چه در حوزههای کلان عمومی چون نشستوارهها (همچون نشست نقد نغمه) موجب و موجد ساخت ولی، حقیقتاً روایتهای اخیر ردیف آوازی بهویژه روایت رضوی سروستانی و همچنین روایت «حسن گلپایگانی» - که در نوشتار دیگری به آن خواهیم پرداخت - جای بحث و نظر و بررسی بیشتری را چه از منظر توصیفی و چه از رویکرد تحلیلی میطلبد. رویکرد نوشتار حاضر از جهت پژوهشی، روشی کمینگر و اساساً قیاسی – فرضیهآزما است و سعی بر آن بوده ضمن ملحوظ داشتن مناظر توصیفی و تحلیلی، نگارش و تحقیقی مبتنی بر استدلال و گاه استکشاف و حتی استشهاد صورت پذیرد.
روایتهای ردیف موسیقی ایرانی و چند پرسش؟!
درخصوص نحوهی کمّ و کیف ارائهی روایتهای ردیف سازی و ردیف آوازی که وارد بازار موسیقی میگردند، ذکر چند سئوال حایز اهمیت است:
- وبلاگ نگاه کلمه به مقوله «ردیف» چگونه است و چگونه باید باشد؟ (آیا مفهوم ردیف را بایستی صرفاً بهعنوان یک ابژه محض محسوب داشت و یا اینکه آن را سوژهای بلامحض و متغیر تصویر نمود؟)
- حدود و ثغور دامنهی اعمالنظر و یا دخل و تصرفِ استادانهی راوی، تا چه حد و میزان قابل قبول است؟
- آیا بداههنوازی و یا بداههخوانی در ردیف توسط راویان سازی و آوازی از منظر سنتهای حاکم بر موسیقی کلاسیک ایرانی موجه است؟
- روایتِ یک ردیف قبلاً ارائه شده (مانند ردیف «میرزاعبدالله» بهروایت «نورعلی برومند») توسط راویان دیگر، چه لزوم و ضرورتی دارد؟ (آیا صرفاً باید بهیک روایت مبنا کفایت نمود و یا اینکه آن روایت مبنا را منبع زایندگی، فزایندگی و پویندگیِ روایات دیگر قلمداد کرد؟)
- همراهی ساز در روایات ردیف آوازی لازم است؟ (و در صورت مثبت بودن پاسخِ این سئوال، همراهی آواز در روایات ردیف سازی چه؟)
یک گوشه، چند وبلاگ نگاه کلمه ....
دوست موسیقیپژوه گرامی «داوود رجبی» (نینواز و پژوهشگر موسیقی کلاسیک ایرانی)2، فایلی از روایت آوازی شادروان سیدنورالدین رضویسروستانی (08/02/1379- 1314) را بهنگارنده مرحمت نمود که «گوشهای در [دستگاهِ] نوا» نام داشت. این گوشه در ردیف دستگاه نوا و برپایهی سرودهای از حافظ با عنوان: «آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است/ یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است/ تا بهگیسوی تو دست ناسزایان کم رسد/ هر دلی از حلقهای در ذکر یا رب یا رب است»، اجرا شده است. در این گوشه، رضوی سروستانی بههمراه همنوازش داریوش طلایی، نغمه و آهنگی را روایت کرده که سیر نغمات در دو[یا که حتی سه] فضای مُدال گوناگون در گردش است.
راقم این سطور در این خصوص ابتدا نظر «محمود مونسی» (خواننده، وبلاگ آوازخوان کلمه ، آوازپژوه و وبلاگ مدرس کلمه آواز)3 را جویا شد. مونسی در این خصوص توضیح داد: «من این گوشه را در ردیفهای دیگر نشنیدهام و اینجا [در این ردیف] هم نام خاصی ندارد. ولی بهنظرم اصفهان به نوا است. بیت اول بهشکلی شبیه بوسلیک اصفهان هست که آخر بیت، فرود به نوا است. بهنظر یک فُرم مدولاسیونِ اصفهان به نوا میتواند باشد».
البته هر چند تجلی گوشه بوسلیک شاید بیشتر در آواز بیات اصفهان معمول و مرسوم شده باشد ولی از این نکته نباید غافل بود که بوسلیک اساساً در روند دو منطقه مُدال رهاب و اوج میباشد و اوج فقط مختص به آواز بیات اصفهان نیست، همانگونه که رهاب هم فقط مختص بهدستگاه شور نمیباشد و این نکته نیز حایز اهمیت است که «پایینِ "اوج" همیشه یک "رهاب" است و پس از هر "اوج"، به "شور" میرویم» (تهماسبی، 1396) اینجا است که مفهوم دستگاه بهعنوان یک «سیکل مولتیمدال (= چرخهی چند مُدی)» (اسعدی، 1392 و 1395) بهتر و بیشتر مبرهن میگردد.
بانو«سحر موسوی» (خواننده، وبلاگ آوازخوان کلمه و وبلاگ مدرس کلمه آواز)4 در این خصوص توضیحات متفاوتتری را بیان میدارد: «گوشهای در نوا یعنی مقام بهخصوصی نیست. [این گوشه در روایت رضویسروستانی] از پردههای اوج شروع و به نوا میرسد. بوسلیک هم میتواند باشد ولی فراز پایین آن! در واقع یک ملودیسازی در دو فضا اتفاق افتاده است. اوج و بوسلیک، فقط متعلق بهآواز بیات اصفهان نیست، ما اوج را میتوانیم همه جا داشته باشیم».
در این خصوص – حال با هر تفسیری – چند نکته حایز اهمیت است. نخست اینکه، رضویسروستانی در طی تحصیلات و تحقیقات طولانی مدتش، خود را بهمکتب یا شیوه آوازی خاصی محدود نساخت و در روایتش از ردیف آوازی، مکاتب و شیوههای دیگر آوازی را نیز کندوکاو کرده بود. دیگر آنکه مخاطبان خاص مجموعه آوازیاش را با روایت و باآوردن گوشههای اینچنینی، بهبهرهگیری از بسترهای صوتی پنهان و تمهیدات ناپیدا و بالفعل نشدهی مُدال رهنمون ساخته کمااینکه، در همین گوشه آوازی مخاطبان آگاه میتوانند به فضای مُدال نغماتی چون رهاب (و عشاق)، (مسیحی و) اوج و همچنین دستگاه شور، آواز دشتی (و با اغماض آواز بیات اصفهان)، آواز افشاری [حتی از منظری دستگاه سهگاه (و با اغماض دستگاه همایون)] و خصوصاً دستگاه نوا، سیر تغنی و گردش نغمات داشته و حالتی از هر کدام را درک نمایند. کما اینکه موسیقیدانان و مطلعان جوانی چون داوود رجبی، محمود مونسی، بانوسحر محمدی و.... با دقت و ریزبینی و فراست و ذکاوت، این حالات و ویژگیها را مورد تدقیق و تشریح قرار دادهاند.
و البته درخصوص برخی از تکهها و گوشههای اینچنینی در روایت رضویسروستانی، ذکر نکتهای شایان توجه است؛ از آنجا که زادگاه رضویسروستانی در سروستان و حتی تحصیلات وی بهخصوص در حوزه موسیقی مذهبی – نزد افرادی چون «اسماعیل شفیعیسروستانی- مشهور به "کَل اِسمال" تعزیهخوان معروف» (مونسیسروستانی، 1394) – در آن شهر بود و همانطور که در ادامه نوشتار هم خواهد آمد بعدها پس از عزیمت رضویسروستانی بهشیراز و آغاز تحصیلات جدی موسیقاییاش در آن شهر، تأثیرات خاص آن کانون موسیقایی را چه در لحن و بیان متفاوتِ آوازی رضویسروستانی و چه بهجهت ارائه الحانی اینچنینی که مختصر شرحی در مورد یکی از آنها رفت، انکارناپذیر میسازد.
همانطور که در یکی از نوشتههای اخیر نگارنده هم عنوان شد: «آیا بهراستی مکتب هنری شیراز که بهنوعی حلقه گمشده دوره هنری ایران تلقی میگردد، فقط بههنر نگارگری منتهی گشته و عاری از دیرینگی موسیقی بوده است؟! یقیناً که اینطور نیست.... شیراز نه تنها حلقه گمشده دوره هنری ایران است بلکه حلقه واصله میان سنتهای هنری ایران باستان و دوران بعدی تا اعصار حاضر است. این مهم نه تنها در مورد شیراز (استان فارس) بلکه در مورد سایر استانهایی که گویشی فارسی دارند همچون یزد، کرمان و.... نیز، دلالت مییابد. بهزعم راقم این سطور، در موسیقی مذهبی مراکز مذکور از قبیل مرثیهخوانیها، منبریخوانیها و تعزیهخوانیها، جای پژوهش و تفحص جهت یافتن الحان جدید بسیار است». (ممتازواحد، 1396)
زوایای نامعلوم از زندگی هنری سروستانی
رضویسروستانی، مقدمات ردیف موسیقی را در محضر «مشیرمعظم افشار» (نوازنده سهتار) فراگرفت. مدت تحصیل و چگونگی تحصیل رضویسروستانی نزد مشیرمعظم افشار بر نگارنده پوشیده ماند اما از آنجا که منابع مکتوب، سن رضویسروستانی را در زمان ورود بهمکتب مشیرمعظم افشار حدود سن بیست سالگی ذکر کردهاند (یعنی حدود سال 1334 ه.ش) و با توجه بهاین نکته که رضویسروستانی در حدود سال 1337 ه.ش جهت تکمیل آموختههایش بهتهران عزیمت کرد، میتوان نتیجه گرفت که دو سه سال اول تحصیلات موسیقیاش را در محضر مشیرمعظم افشار بوده و البته بعید نیست که رضویسروستانی بعدها هم بهتناوب از محضر وی بهره میگرفته باشد.
بانو«اکرم مونسیسروستانی» با تحقیقات میدانی خود (ضمن مصاحبه با سیدحسن و سیدمحسن رضوی (برادرزادههای رضوی سروستانی)، فرود مهدیبیگی، ابراهیم بهبودی و سامان بیژنی)، شرح حال دقیقی را از رضویسروستانی بهرشته تحریر کشیده است. در این نوشتار ارزشمند، نکتهای شایان اهمیت است: «استاد رضویسروستانی سال 1337 برای تکمیل آموختههایش بهتهران مهاجرت میکند.... در تهران او توسط دکتر راجی به داوود پیرنیا تهیهکننده برنامه "گلها" در رادیو معرفی میشود. پیرنیا نیز پس از تست کردن صدای رضوی او را بهنزد استادمرتضی محجوبی میفرستد و در همان روزها است که برای اولین بار صدای رضوی از رادیو بهطور زنده پخش میشود....» (مونسیسروستانی، 1394)
راقم این سطور با رجوع بهمنابع و مآخذ مربوط بهلیست اجرای برنامههای متنوع گلهای رادیو، با اجرایی از رضویسروستانی مواجه نشد و بر نگارنده پوشیده ماند که اجرای مذکور در نوشتار بانومونسیسروستانی، مربوط بهسلسله برنامههای گلها بوده یا بهاحتمال بیشتر بهبرنامههای دیگر رادیویی مرتبط میشود؟ و دیگر اینکه اگر پیرنیا، رضویسروستانی را بهمرتضی محجوبی معرفی کرده، چگونه است که در برنامههای گلهای رادیو که خود مدیر تولید آن بود، از صدای رضویسروستانی استفاده نکرد؟ آیا پیرنیا رویکرد خود درخصوص هنرمندانی چون بانو«دلکش» و «ایرج» را نیز نسبت به رضویسروستانی لحاظ داشته بود؟ و یا تحت تأثیر عقاید خاص برخی از استادان آن زمان (همچون نورعلی برومند) که نسبت بهفعالیت هنرجویانشان در رادیو معترض بودند، این همکاری تداوم نیافت؟
برومند و برخی از شائبهها!
منقول است که «اکبر گلپایگانی» و سیدنورالدین رضویسروستانی، بیش از سایر هنرجویان آوازیِ مکتب آموزشی نورعلی برومند، از محضر وی بهره بردند. البته بعید نیست که هنرجویان آواز دیگری هم بوده باشند که از محضر برومند بهره برده و حال بهشهرت و معروفیت گلپایگانی و رضویسروستانی نرسیده باشند ولی اتفاق جالب اینجا است که فقط این دو وبلاگ آوازخوان کلمه نسبت بهانتشار روایت آوازی خود (برمبنای آموختههایشان از نورعلی برومند) همت گماشتند. رضویسروستانی که خود روایتش را همراه با همنوازی داریوش طلایی منتشر ساخت و حسن گلپایگانی که سالها همراه با برادر بزرگترش (اکبر گلپایگانی) و حتی پس از او از تلمذ محضر برومند بهرهمند شده بود نیز روایتی را با عنوان «فراز و فرود در آسمان ردیف موسیقی آوازی ایران» با نظارت مستقیم اکبر گلپایگانی، روایت و روانه بازار موسیقی ساخت.
مضاف بر اینکه با دیسکوگرافی آثار بهجای مانده از برومند درمییابیم که در میان آثار مضبوط ایشان بهخصوص همراهِ با وبلاگ آوازخوان کلمه ان، او فقط با «سیدحسین طاهرزاده» و اکبر گلپایگانی برنامه مضبوط داشته است و بهغیر از اکبر گلپایگانی با هیچیک از هنرجویان آوازی و یا حتی سازیاش، برنامهای ضبط و یا ارائه نداد. همچنین نوارهای باقیمانده از کلاسهای درسی برومند هم درخصوص آواز؛ مربوط به کلاسهای درسیاش با رضویسروستانی است. آوازخوانانی که اگر مُهر شاگردی معلم سختگیری چون برومند را در رزومه کاریشان دارند این مهمّ را با مرارت تحصیل و خون دل در کارنامه هنری خود ثبت کردهاند نه با داستانسراییِ داعیهدارانی که شاید عمر تحصیلاتشان در محضر برومند به هشت جلسه یا که حتی بهیکسال هم نرسیده باشد!
پینوشت:
- ماجرای ضبط این روایت آوازی هم بهنقل از «محمدعلی چاووشی» (مدیر مؤسسه فرهنگی هنری مشکات) خواندنی است. علاقمندان برای مطالعه بیشتر میتوانند بهنوشتار «آشنایی با ردیف موسیقی ایران: (بشنوید) گوشه «سروستانی»!» که بهتاریخ 02/05/1393 (کدخبر: 199839) در وبسایت خبری- تحلیلی «فرارو» منتشر شد، مراجعه نمایند.
- داوود رجبی و اقلیت دیگری چون ایشان، در جهت شکلگیری ایدههای جدید نگارشی و پژوهشی، راقم این سطور را بسیار یاری میکنند.
- محمود مونسی در تبریز و در برخی از آموزشگاههای موسیقی این شهر از قبیل «آوای شهریار»، «سپهر»، «فاخته»، «شمس» و «شرق»، بهتدریس آواز و موسیقی اهتمام دارد. وی همچنین مدیریت وبلاگ و کانال تلگرام «سلاطین آواز» را نیز برعهده دارد.
- بانوسحر موسوی در زنجان، مدیریت آموزشگاه موسیقی «مرغ سحر» این شهر را برعهده داشته و بهتدریس آواز و موسیقی نیز اهتمام دارد.
منابع:
- بهرهگیری از افاضات و تقریرات «هومان اسعدی» در کلاسهای درسی ایشان در سالهای 1392 و 1395 (عبارت «سیکل مولتیمدال (= چرخه چند مُدی)» وام گرفته از اصطلاحات ایشان است)
- بهرهگیری از افاضات و تقریرات «ارشد تهماسبی» در کلاسهای درسی ایشان در سال 1396 (بهویژه توضیحی که درخصوص رهاب و اوج و شور در نوشتار مرقوم شد)
- ممتازواحد، محمدرضا. 1396. ردیف سازی و آوازی مکتب «ایران». فصلنامه خانه موسیقی: شماره 27، پاییز.
- مونسیسروستانی، اکرم. 1394. ناشنیدههایی از زندگی استاد رضویسروستانی. وبلاگ نسیم سروستان: 24 اردیبهشت. (www.nasimsarvestan.persianblog.ir/post/1943/....)
این نوشتار در فصلنامهی خانه موسیقی (شماره 29 - بهار 97) بهچاپ رسید.