«موسیقی ایران» در قرن چهاردهم خورشیدی (۱۴۰۰- ۱۳۰۱)

خرید بک لینک

«موسیقی ایران» در قرن چهاردهم خورشیدی (۱۴۰۰- ۱۳۰۱) ✍ محمدرضا ممتازواحد - درخصوص بررسی روند موسیقی در سنه‌ی ۱۳۰۰ خورشیدی، ابتدا بایستی به‌یکی دو دهه‌ی پیش‌تر از آن نگاهی داشت.• جنبش بیداری ایرانیاناز ابتدای سال ۱۲۸۰، جنبش بیداری ایرانیان شکل گرفت که نهایتاً در سال ۱۲۸۵ به‌"انقلاب مشروطه" انجامید. یک سال قبل از آن یعنی سال ۱۲۸۴ نخستین ضبط رسمی صفحه در ایران صورت گرفته بود و این احتمال و انتظار  می‌رفت که با وقوع انقلاب مشروطه و البته وقایعِ پس از آن چون "استبداد صغیر"، این حامل صوتی نوپا به‌مثابه‌ی رسانه و با آرمان‌های آزادی‌خواهانه‌ی هنرمندان و روشنفکران هم‌سو شود. در این دوران فعالیت سه هنرمند بیش از دیگران خودنمایی می‌کند: «درویش‌خان»، «ملک‌الشعرای بهار» و «عارف قزوینی».حال در آستانه‌ی قرن جدید (یعنی قرن چهاردهم خورشیدی)، وقوع جنگ جهانی اول و پیامدهای پس از آن و همچنین رواج کنسرت‌ها و گاردن پارتی‌ها، فضای فرهنگیِ آن روزگاران را تحت‌الشعاع قرار داده بود. در سوم اسفند ۱۲۹۹ و با کودتای "رضا میرپنج (سردارسپه)" و "سیدضیاء" می‌رفت که سال جدید و به‌تبع آن، قرن بعدی با اتفاقات غیرمنتظره‌ای مواجه شود.• درآستانه‌ی قرن جدیدبهار ۱۳۰۰ سردارسپه به وزارت جنگ منصوب شد. بی‌کفایتی آخرین حاکمان قاجار همراه با فراگیری بیماری‌های واگیردار و از دست رفتن بیش از نیمی از نفوس ایران، نارضایتی روشنفکران و مردم و حامیان مشروطه‌ی ناکام‌مانده را به‌همراه داشت. سده‌ی پرمسئله‌ی ۱۴ خورشیدی را از چند جهت بایستی مورد تعمیق و تدقیق قرار داد. • تنوع نسلینخست تنوع نسلی است. ورود به‌تجدد، تحولات اساسی را درخصوص شهروند ایرانی و همچنین ساختار، چگونگی معیشت و حتی سبک زندگی وی به‌وجود آورد. رضا میرپنج در سال ۱۳۰۲ به‌نخست‌وزیری ایران منصوب شد و در چهارم اردیبهشت ۱۳۰۵ به‌سلطنت رسید و تغییر حکومت را منجر گردید. پهلوی اول شعار "ایران نوین" را در سر داشت و البته چندان شعارگونه نیز پیش نرفت و با طرح‌ریزی دوران جدید، آماده‌سازی‌های لازم جهت جهش کشور از سال‌ها رکود و عقب‌ماندگیِ ناشی از بی‌کفایتی قاجاریان را به‌‌منصه‌ی عمل آورد.• سرعت تحولاتدر این برهه، سرعت تحولات بسیار زیاد بود: گسترش نهادهای علمی، اِعمال شیوه‌های نوین آموزشی، پیش به‌سوی هر چه بیشتر شهری شدن، مدرنیزاسیون گسترده آن‌هم در همه سطوح، افزایش ارتباطات و به‌تعبیر بهتر ورود به‌عصر ارتباطات، بوروکراسی و دیوان‌سالاری جدید. حال تعمیمِ مباحث فوق از کل به جزء و در حوزه‌ی موسیقی کشور حایز اهمیت است: تأسیس اداره کل موزیک در ارتش نوین به‌مدیریت «سالارمعزز (مین‌باشیانِ پدر)»، تأسیس مدرسه موسیقی در سال ۱۳۰۲ به‌اهتمام «علی‌نقی وزیری»، تأسیس مدرسه شهنازی توسط «علی‌اکبر شهنازی»، تشکیل ارکستر سمفونیک بلدیه در سال ۱۳۱۲ که البته بعدها به‌ارکستر سمفونیک تهران تغییر نام داد و "مین‌باشیانِ پسر" رهبری آن‌را برعهده داشت و سرانجام تأسیس اداره موسیقی کشور (وزارت فرهنگ) در سال ۱۳۱۷.این اتفاقات که در کمتر از دو دهه به‌وقوع پیوست ساختار کهنه و قدیمی آموزش موسیقی در ایران را از مکتب و مکتب‌داری به‌سوی کلاس درس و مدرسه ارتقاء داد به‌خصوص با ورود شخصیت تأثیرگذارِ قرن "علی‌نقی وزیری" و با تدوینِ رسمی تئوری موسیقی و نهادینه کردن خط نت بین‌المللی حتی فراگیری سنت رسمی موسیقی کلاسیک ایرانی یعنی ردیف موسیقی ملی که اساساً سنتی شفاهی است را در حالتی بینابینِ شفاهی- کتبی معمول و ملحوظ داشت. همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شد پس از مشروطه، برگزاری کنسرت و گاردن‌پارتی‌ها رواج پیدا کرد و در دو دهه‌ی اول قرن ۱۴ خورشیدی با تشکیل ارکسترها و برگزاری کنسرت‌ها تداومِ بیشتری یافت. در این میان کافه‌ها و نایت‌کلاب‌ها نیز گسترش پیدا کرد و بالطبع موسیقی، بهترین خوراکِ این‌گونه مجامع و محافل بود.• حضور رسمی بانواندر این حین حضور رسمی بانوان نه‌تنها در عرصه موسیقی که در بیشتر شئوناتِ اجتماعی را نیز نبایستی از قلم انداخت. مشارکت بانوان در حوزه موسیقی تغییر تحولات بیشتری را در فضای موسیقی کشور منجر گردید که نهایتاً به‌گسترش موسیقی انجامید. مدرنیزاسیونِ پیش‌تر اشاره شده، گریبان‌گیرِ ارکانِ فرهنگی و از جمله موسیقی را نیز گرفت و نه‌تنها موسیقی بلکه ساحت کلی ادب و هنر را تحت تأثیر قرار داد.• عصر ارتباطاتاما با افزایش ارتباطات در این برهه‌ی زمانی، ایران رسماً خود را وارد "عصر ارتباطات" کرد. شایان ذکر است درخصوص رسانه‌های جمعی، چند دهه‌ای بود که از عمر "مطبوعات" می‌گذشت ولی جامعه آن روزگار ایران در پی رسانه‌ای نوین‌تر بود و همانا رسانه "رادیو" بهترین گزینه شد. ۴ اردیبهشت ۱۳۱۹ و در آخرین سال‌های حکومت رضاشاهی، رسانه رادیو افتتاح شد.جُدا از ابعاد و اهداف کلان متولیان و مسئولان این رسانه‌ی نوپا و از آنجا که سه چهارم برنامه‌های رادیو، موسیقی بود و با توجه به‌فراگیری رادیو در توده‌ها، موسیقی نیز هر چه بیشتر در لایه‌های اجتماع نفوذ یافت.همچنین در کنار رونق رسانه‌های نوشتاری (مطبوعات) و فزونی روزنامه‌ها و مجلات از حیث تعدد و تنوع، نخستین «مجله موسیقی» نیز در حدود سال ۱۳۱۷ انتشار یافت. • فُرماسیون اجتماعیاین مهم را نیز بایستی مورد توجه قرار داد که در اوانِ قرن چهاردهم خورشیدی که اجتماع ایران به‌صورت کلی با دو طیفِ عوام و خواص سروکار داشت، با مدرنیزاسیونِ ایجاد شده، به‌طبقه‌ی اجتماعیِ میانه‌ای رسید که متناسب با قشر متوسطِ جامعه، بسیاری از شاکله‌های فرهنگی و اجتماعی آن دیگرگون شد و به‌تبعِ آن، آثار و محصولات فرهنگیِ مبتنی بر این طبقه‌ی اجتماعی تهیه، تولید و عرضه گردید. جالب این‌که کمی مانده به‌انتهای قرنِ یادشده که البته در جای خود به‌آن اشاره خواهد شد، این طبقه از حد وسطِ جامعه‌ی ایران، به‌استحاله‌ دچار گردید و این فُرماسیون اجتماعی، ره‌آوردِ دو سه دهه‌ی نخستِ قرن ۱۴ خورشیدی بود.• اِشغال ایران در جنگ جهانی دومدر حالی‌که جنگ جهان‌گیرِ دوم اِشغالِ ایران عزیز را توسط قوای متفقین به‌همراه داشت، در سوم شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه تبعید و فرزندش "محمدرضا پهلوی" به‌سلطنت رسید. در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، رادیو هر چه بیشتر و بیشتر گسترش یافت و در حدود سال‌های ۲۷ -۱۳۲۶ دستگاه‌های ضبط صوت وارد رادیو شد و از آن زمان، رادیو در کنار برنامه‌های زنده به‌سمت برنامه‌های تولیدی نیز گرایش پیدا کرد. تحول ضبط صدا هر روز متحول‌تر می‌شد و حامل‌های صوتی جدید وارد بازار ایران می‌شدند. • دولت دکتر مصدقبا روی کار آمدن دولت دکتر"محمد مصدق"، التهاباتِ ایرانِ پُرآشوبِ بعد از اِشغال تا حدی فُروکش کرد و با ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، ایران آماده‌ی تغییر تحولات سال ۱۳۳۰ و سال‌های بعدیِ دهه‌ی پیش‌ِرو شد.آرمان‌ها و اهدافِ ناکام مانده از انقلاب مشروطه با دولت دکتر مصدق و جبهه ملی ایران قوت گرفت ولی با کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲، رشته‌ی تمام امیدها گسسته شد. غمی عجیب و حزنی عمیق، ایرانِ آن روزگار را در برگرفت و متولیان هنری آن عصر سعی در آرام‌سازی جامعه با تزریقِ آرام‌بخشِ هنر (از جمله شعر و موسیقی و ...) داشتند. برنامه‌ی «موسیقی ایرانی» و به‌ویژه برنامه «گل‌ها» در رادیو ایران و همچنین سینمای آن دوران و میل به‌لَختی و بی‌غمی و سرخوشی، گویا علاجِ روحیه‌ی جمعیِ وامانده و جامانده از مشروطه‌خواهی و ملی‌گرایی بود. آن‌چه تاکنون شرحش رفت مختصری از اوضاع و احوالِ موسیقی سال‌های ۱۳۰۰- ۱۲۸۰ و ۱۳۳۰- ۱۳۰۰ در آیینه‌ی تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی آن ایام بود. «فرید اسدی‌دهدزی» مورخ و محقق در حوزه‌ی تاریخ تحولات اجتماعی و سیاسی ایران، توسعه‌ی رضاشاهی را به"تجدد آمرانه" تعبیر می‌کند و در خصوص حالات ماهوی و محتوایی موسیقیِ بعد از رُخداد ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ که به‌تعبیر راقم این‌سطور - تا حدی - میل به‌لَختی و بی‌غمی و سرخوشی داشته معتقد است که این‌گونه نیست! و موسیقی این دوران پیامدِ موسیقیِ سال‌های ۱۳۱۰، ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ بوده که امکان عرضه پیدا نکرده بود و موسیقی‌دانان، موقعیتی را برای عرضه نیافته بودند و این شرایطِ زمانی، فرصتی بود که آنان موسیقی خود را عرضه بدارند و تحلیل و تأثیر روان‌شناختی موسیقی آن مقاطع زمانی را بایستی به‌نوشتاری دیگر واگذار کرد.البته لازم به‌توضیح است که در برنامه‌های یادشده و اساساً در فضای هنری آن روزگاران، هنر [ و موسیقیِ ] تفکری و جدی نیز جایگاه خود را داشته ولی براساس اسناد و مدارک موجود، هنر - و موسیقیِ - مصرفیِ همیشه سیاست‌زده و تحت امر حکام، توسط متولیان و مسئولان فرهنگی، هنری و رسانه‌ای کشور به‌گونه‌ای پیش رفت که بُعد سرگرم‌کننده و غفلت‌آمیزِ آن بر اَبعادِ بیدارکننده و تأمل‌برانگیزش فزونی یابد. به‌خصوص که در مقطع زمانی اواسط دهه ۱۳۴۰ و بالاخص در دهه ۱۳۵۰، مدیرانِ نایت‌کلاب‌ها نیز در خط‌دهی جریانی و رسانه‌ای موسیقی، بسیار نافذ و مؤثر ظاهر شدند‌. این مهمّ نه تنها در تاریخ مذکور که در طول تاریخ موسیقی ایران و با توجه به‌اقتضائات و شئونات هر عصر، مسبوق به‌سابقه بوده است. • تهیه و تولید برنامه‌های ادبی و هنریبا گسترش رسانه‌ی رادیو، مسئولان و متولیان رسانه‌ی مذکور بر آن شدند که نسبت به‌تهیه و تولید برنامه‌های بالاستقلالِ موسیقی نیز همت نمایند و برنامه "موسیقی ایرانی" و سلسله برنامه‌های "گل‌ها"ی رادیو ایران از جمله مهم‌ترینِ این‌گونه برنامه‌های موسیقایی است. به‌ویژه برنامه‌ی گل‌ها که در مدت زمان پخش حدوداً بیست‌وسه ساله‌ی خود به‌نوعی رنسانسی ادبی- هنری را موجد و موجب گشت. از بارزترین هنرمندان نسل نخست این برنامه‌ها می‌توان به «ابوالحسن صبا»، «مرتضی محجوبی»، «روح‌الله خالقی» و «غلام‌حسین بنان»‌ اشاره داشت. گل‌ها را باید در چهار فصل مدیریتی آن مورد تدقیق و تعمیق قرار داد: ۱. «داود پیرنیا» (مبدع، مبتکر و بنیان‌گذار این برنامه) ۲. «محمد میرنقیبی» ۳. «جهانبخش پازوکی» و «فریدون شهبازیان» ۴. «هوشنگ ابتهاج». تقریباً و تحقیقاً اوج دوران این مجموعه برنامه‌های موسیقایی را در فصول اول و چهارمِ مدیریتیِ آن بایستی جستجو کرد.• گسترش ادارات فرهنگی- هنری کشوردر این بُرهه سازوکارِ اداری سازمان‌ها و اُرگان‌های فرهنگی- هنری کشور نیز گسترش یافت. «اداره کل هنرهای زیبای کشور» که در سال ۱۳۲۹ تأسیس گشته بود از وزارت فرهنگ جدا و تابع نخست وزیری شد. به‌تبع آن «اداره موسیقی کشور» زیرمجموعه‌ی وزارت فرهنگ، «اداره هنرهای ملی» زیرمجموعه‌ی وزارت اقتصاد و منابع و «دانشکده هنرهای زیبا» زیرمجموعه‌ی دانشگاه تهران گردید. در سال ۱۳۴۳ «وزارت فرهنگ و هنر» مستقلاً ادغام و در قامت وزارتخانه‌ای جدید ظاهر شد و از جمله خدمات سودمند وزارتخانه‌ی مذکور می‌توان به‌انتشار کتاب ردیف موسیقی ملی، تشکیل کلاس‌های موسیقی ملی و تربیت هنرآموز در این رشته اشاره کرد. • تکوین آخرین نسل‌‌های موسیقی دستگاهینظام جدید موسیقی ایرانی که در دوره قاجار چند نسلِ تکوینی و تکاملی را پشت سر گذاشته بود، بیش از پیش تثبیت گشت و به‌خصوص در عهد ناصری (ناصرالدین قاجار) و موسیقی‌دانان آن عصر از جمله «محمدصادق سرورالملک»، «میرزاعبدالله»، «میرزاحسینقلی»، «سماع حضور» و ... [به‌ویژه فرزندان «علی‌اکبر فراهانی» یعنی میرزاعبدالله و میرزاحسینقلی] به‌تدوین نهایی رسید. این سیر تکوینی و تکاملی تا اواخر دوران قاجار و توسط شخصیت‌ آوانگارد و جریان‌سازی هم‌چون «درویش خان» - با ایجاز و اختصار ردیف موسیقی ملی - ادامه یافت. در دوره‌ی پهلوی اول [و سپس دوم]، موسیقی‌دانانی چون "ابوالحسن صبا" (در رشته موسیقی سازی) و «اسمعیل مهرتاش» (در رشته موسیقی آوازی) [جملگی از هنرجویانِ برترِ درویش‌خان]، سنتِ اشاعه و انتقالِ این میراث هنری را تداوم بخشیدند و با ترجمانِ ردیف موسیقی ملی متناسب با روح زمانه و تمرکز بر وُجوه کارکردی و کاربردی موسیقی دستگاهی به‌بسط و گسترش هر چه بیشتر آن نایل آمدند. مدیریت کلانِ نهادهای آکادمیک که با حضور "علی‌نقی وزیری" شکل جدی به‌خود گرفته بود توسط هنرجویانش از جمله "روح‌الله خالقی" تداوم یافت و در نیمه اول دهه‌ی ۱۳۴۰ با حضور «نورعلی برومند» در گروه موسیقی ایرانی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و در نیمه دوم دهه‌ی یاد شده با حضور «داریوش صفوت» و با تشکیل «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی»، جریان و رهیافتی سنت‌گرایانه با نهضت بازگشت به‌گذشته (سنت‌های موسیقی کلاسیک ایرانی) شکل گرفت. • جشن هنر شیرازبرگزاری جشن‌ هنر شیراز (از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶ زیرنظر دفتر بانو «فرح دیبا» و با مدیریت «فرخ غفاری») از جمله اتفاقات و رُخدادهای فرهنگی کشور بود که موسیقی نیز در این میان جایگاه ویژه‌ای داشت. این نکته نیز نبایستی مغفول بماند که رفاه و رونق اقتصادی ایجاد شده به‌ویژه در قشر متوسط جامعه، سهمیه‌ی مشخصی را برای خرید محصولات فرهنگی در سبد خانوارها گنجانده بود.• سازمان رادیو تلویزیون ملی ایرانتلویزیون که از ۱۱ مهر ۱۳۳۷ با تصویب چهار تبصره‌ای مجلس شورای ملی و به‌اهتمام «حبیب‌الله ثابت» (سرمایه‌گذار بخش خصوصی) کارش را آغاز کرده بود، در سال ۱۳۴۶ رسماً و به‌نام تلویزیون ملی ایران کارش را ادامه داد تا بعدها که «سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران» تشکیل شود. مدیریت این رسانه از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ به‌عهده «عبدالرضا قطبی» بود. رادیو و به‌ویژه برنامه‌ی گل‌ها نیز که پس از رفتن «نصرت‌الله معینیان» و "داود پیرنیا" از رادیو و گل‌ها، روال و رونق سابقش را نداشت تحت مدیریت قطبی قرار گرفت و "هوشنگ ابتهاج" در سال ۱۳۵۱ مسئولیت گل‌های تازه را برعهده گرفت و پس از آن دایره‌ی مسئولیتش وسیع‌تر شد.گل‌های تازه، برآیند دو جریان پیش‌تر اشاره شده در دهه ۱۳۴۰ واقع گشت که نورعلی برومند و داریوش صفوت سردمدار آن بودند و گل‌های تازه، تریبون رسانه‌ای اندیشه‌های هنری دو جریان یاد شده بود. از بارزترین هنرمندان این دوره می‌توان به «محمدرضا شجریان» و «محمدرضا لطفی» اشاره داشت. این نکته نیز ناگفته نماند که آرا و نظرات هنری این دوران - تا حدی- با اندیشه‌های سیاسی حزب توده ممزوج شد.• هم‌گامی موسیقی با اعتراضات مردمیدر سال‌های ۱۳۵۰ و به‌دلیل افزایش جمعیت و از آنجا که قشر متوسط جامعه ایران (متشکل از "سنتی" و "جدید") از تجانس لازم برخوردار نبود، شکاف طبقاتی بیشتری با طبقه محروم (پرولِناریا) ایجاد شد و در این میان "طبقه متوسط سنتی" - با سردمداری روحانیان و بازاریان- به‌طبقه محروم پیوستند و قدرت طبقه یادشده بیشتر شد. این تحرک اعتراضی که بارقه‌هایش از سال ۱۳۴۲ آغاز شده بود در سال‌های ۱۳۵۶ و سپس ۱۳۵۷ به‌اوج خود رسید. موسیقی که همواره هم‌دوشی و یاری‌گری‌اش را با جنبش‌های مردمی ثابت کرده بود در این حین نیز هم‌گام و هم‌سو شد. "فرید اسدی‌دهدزی" مورخ و مفسر در حوزه جامعه‌شناسی اجتماعی و سیاسی تاریخ معاصر، موسیقی دهه‌ی ۱۳۵۰ خورشیدی را - البته به‌استثنای اقلیتی از آثار موسیقی و هنرمندانِ آن- موسیقی‌ای مبتذل می‌پندارد و معتقد است در این دوران، الگوی موسیقی از بزرگانی چون "علی‌نقی وزیری"، "روح‌الله خالقی" و «جواد معروفی» به‌افرادی تنزل یافت که نهایتاً ابتذال شنیداری را موجد و موجب گشتند. دهدزی، این از هم‌گسستگیِ بنیان‌های فرهنگی و هنری در سال‌های ۵۷ -۱۳۵۰ را در تمامی زنجیره‌ی مشاغل وابسته به‌صنعت موسیقی - حتی تهیه‌کنندگیِ این حوزه- وارد می‌داند.شاخصِ مجاهدت‌های فرهنگی- موسیقاییِ موسیقی‌دانان درخصوصِ موسیقی انقلابی، مربوط به «مؤسسه فرهنگی- هنری چاووش» بود. با آمیختگی گروه‌های موسیقی «شیدا» و «عارف» نطفه‌ی چاووش در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ بسته شد. البته هنرمندان دیگری هم بودند که به‌صورت خودجوش نسبت به‌ساخت و اجرای سرودهای انقلابی اهتمام داشتند که اغلب در آن دوران کم‌نام و یا گم‌نام بودند. اوج فعالیت‌های مبارزاتی موسیقی‌دانانِ معترض و انقلابی از  ۲۶ دی ۱۳۵۷ (یعنی تاریخ تَرک ایران توسط «محمدرضا پهلوی») به‌بعد بود‌.• آغاز دورانِ خفقانِ موسیقاییبعد از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ فعالیت‌های جسته گریخته‌ی موسیقی‌دانان تداوم داشت تا این‌که حکومت نوپای آن زمان، با رویکردی سلبی با موسیقی مواجه شد. نقل قولی از آیت‌الله «روح‌الله خمینی» در دست است که ایشان از موسیقی به‌عنوان "مخدر" تعبیر می‌کند که البته به‌تعبیر برخی از پژوهشگران، این تعبیرِ آقای خمینی در جلسه‌ی دیدارِ ایشان در قم با کارکنان "رادیو دریا"ی سابق - به‌تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۵۸- و با توجه به‌شرایط شهرهای شمالی ایران به‌ویژه سواحل دریایی آن اطلاق و عنوان گردیده بود.این اظهارنظر آیت‌الله خمینی گویا فتوای فقهی ایشان نبود و با منظورِنظر داشتن تحول تاریخی و زمانی آرای فقهاء، می‌توان به‌فتوای ایشان در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۶۷ اشاره داشت که در جای خود به‌آن خواهیم پرداخت.• تحولات قدرت سیاسیاین موضوعی انکارناپذیر است که تحولات قدرت سیاسی، تأثیرگذاری بر عرصه‌های کلانِ اجتماعی و فرهنگی را در پی خواهد داشت. با توجه به‌دُگماتیسمِ پنداری و رفتاری رژیم حاکمه در سال‌های نخست تسلطش درخصوص موسیقی، ایرانِ آن ایام با دو اتفاق و رخداد بسیار مهم مواجه شد. نخست «انقلاب فرهنگی» که اول اردیبهشت ۱۳۵۹ آغاز شد و نهایتاً در ۱۹ آذر ۱۳۶۳ به‌تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی منجر گردید و دیگری «جنگ ایران و عراق» بود که گویا برخلاف تحمیلی نامیدنش با تحریک ملت عراق توسط رادیوهای جمهوری اسلامی در کشور عراق و به‌تبع آن خشم «صدام حسین» به‌وقوع پیوست. ایستایی حوزه فرهنگ در آن بازه‌ی زمانی و تحقق انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه‌ها به‌عنوان مهم‌ترین عرصه‌های جنبش فرهنگی و پس از پنج ماه یعنی ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز جنگ ایران و عراق، فعالیت‌های موسیقی را با رکودی جدی روبه‌رو ساخت. دوران سختی که حمل ساز بدون داشتن مجوز به‌مثابه‌ی حمل آلت قتاله و به‌عنوان جُرم تلقی می‌شد. هرچند ایرانِ پرغُصه‌مان بسیار از این نشیب‌وفرازهای اغلب پُرنشیب را تجربه کرده بود ولی در دوران یاد شده که به‌دنبال چند دهه پررونقی پیشینِ موسیقی، اصناف وابسته به‌موسیقی شکل گرفته بودند، فعالان جامعه‌ی موسیقی کشور را با مشکلات عدیده‌ی شغلی و اقتصادی دست به‌گریبان ساخت. این گرفت‌‌وگیرها تا سال ۱۳۶۷ ادامه داشت.در ۱۹ شهریور ۱۳۶۷، آیت‌الله خمینی فتوای خود را درخصوص موسیقی و ساز وآلات آن اعلام کرد که در محافل درون‌جامعه‌ای روحانیونِ آن روزگار، بازتاب‌های بسیاری داشت. توافق و امضای قطع‌نامه‌ی ۵۹۸ و پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق و ثبات نسبی بعد از انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها خصوصاً آغاز به‌کارِ دانشکده‌های موسیقی کشور، تا حدی نشوونمایی را در فضای موسیقی آن دوران رقم زد.• از "سازندگی" تا ... "تدبیر و امید"این نوشتار، دولت‌های پیش از دولت «سازندگی» را مورد بحث قرار نخواهد داد زیرا با توجه به‌مسائلی که پیش‌تر شرحش رفت، در آن مقطع زمانی اتفاق مهمی در حوزه‌ی موسیقی رُخ نداد. اما در مورد دولت‌های "سازندگی"، «اصلاحات»، «بهار» و «تدبیر و امید» که‌ مجموعاً ۳۲ سال زمام دولت را در دست داشتند، تقریباً دو سوم مقطع زمانی ۱۴۰۰ -۱۳۵۷ را در برمی‌گیرد.دولت "سازندگی" (۱۳۷۶ -۱۳۶۸)، همان‌طور که از نامش پیداست درصدد آبادانی و سازندگیِ ویرانی‌ها و عقب‌ماندگی‌های بعد از جنگ برآمد و البته عرصه فرهنگ، هنر و موسیقی‌ نیز تکان‌های محسوسی خورد. البته در این دوران، موسیقی در رسانه‌های جمعی نیز قدری پُررنگ‌تر شد به‌خصوص موسیقی پاپِ نوپای اوایل دهه‌ی ۱۳۷۰ که حرکتی روبه‌جلو بود.دولت "اصلاحات" (۱۳۸۴ -۱۳۷۶) که با شعار اصلاحات به‌سر کار آمد، آراء و نظرات فرهنگی را محترم می‌شمرد. رونق بی‌سابقه‌ی مطبوعات و افزایش مجوز انتشار آلبوم‌های موسیقی و برگزاری کنسرت‌ها از اهمّ رخدادهای این دوران هشت ساله بود. «خانه‌ موسیقی ایران» به‌عنوان شناخته‌شده‌ترین نهاد صنفیِ موسیقی و موسیقی‌دانان در این برهه‌ی زمانی تأسیس شد و گویا ساختمانِ خیابان فاطمیِ این نهاد صنفی نیز با کمک رئیس جمهور وقتِ دولت اصلاحات خریداری گردید. دولت "بهار" (۱۳۹۲ -۱۳۸۴) اتفاق ویژه‌ای را در موسیقی رقم نزد.‌ مطبوعات و جراید روزبه‌روز تعطیل و بسته شدند و وزارت فرهنگِ متبوع این دولت نیز عنایتی به‌موسیقی و موسیقی‌دانان نداشت. ممنوع‌الفعالیتی بسیاری از شخصیت‌های مطرح موسیقی کشور در این دوران رقم خورد و این مهم در سال ۱۳۸۸ به‌اوجِ خود رسید. اوضاع معیشتی و اقتصادی نسبتاً پایدار جامعه در دولت‌های سازندگی و اصلاحات، در دولت بهار به‌آشفتگی و ناپایداری انجامید و رونق نسبی فرهنگ، هنر و موسیقی نیز نه‌تنها به‌بهار نیانجامید که رنگِ خزان به‌خود گرفت. اوضاع نه‌چندان مناسب معیشتی و فرهنگی این دوران خود را آماده‌ی تدبیرآفرینی و امیدبخشی دولت بعدی می‌کرد.علی‌رغم وعده وعیدهای کاندیدای مدعی دولت "تدبیر و امید" (۱۴۰۰ -۱۳۹۲) و حمایت‌های آشکار و نهان و ابراز علاقه‌اش به‌موسیقی کلاسیک ایرانی به‌ویژه یکی از مطرح‌ترین شخصیت‌های این موسیقی، ولی عملاً در ساحت موسیقی کشور نه تدبیری رقم خورد و نه امیدی جامعه‌ی موسیقی را فراگرفت. مجوزهای صادره‌ی وزارت فرهنگِ این دولت درخصوص برگزاری کنسرت‌ها توسط نیروهای امنیتی و عقیدتی باطل می‌شد و اَسف‌بارتر این‌که به‌روی صحنه آمدن بانوانِ نوازنده نیز - در مقطعی- ممنوع شد. این بی‌حرمتی به‌بانوانِ نوازنده، یادآورِ سلب حقوق رسمی بانوانِ خواننده در اوایل ۱۳۵۷ بود که مؤید و مبرهنِ تبعیض جنسیتی در این خصوص بوده و هست.• رادیو و تلویزیون‌ بعد از بهمن ۱۳۵۷از مدیران سازمان موسوم به‌«صدا و سیما» از بدو بهمن ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۰، می‌توان به افراد ذیل اشاره کرد: «صادق قطب‌زاده»، شورای پنج نفره، شورای سه نفره، تقی فراحی، محمد مبلغی‌اسلامی، سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور، عبدالله نوری، علی لاریجانی، محمد هاشمی‌رفسنجانی، محمدجواد لاریجانی، «محمد هاشمی‌رفسنجانی»، «علی لاریجانی»، «سیدعزت‌الله ضرغامی»، محمد سرافراز و «عبدالعلی علی‌عسگری». هیچ تفاوت فاحشی در سازوکار مدیریتی نامبردگان در جهت اشاعه‌ی موسیقی مشهود نبوده و نیست و اگر در مقام قیاس برآییم، عملکرد کلی «رادیو (صدا)» نسبت به‌موسیقی از رویکرد «تلویزیون (سیما)»، بهتر و مفیدتر ارزیابی می‌شود.• آن‌چه در قرن ۱۴ گذشتقرن چهاردهم خورشیدی از این جهت سده‌ای پُرمسأله عنوان شد که رویدادها و رخدادهایی که از حیث اجتماعی و فرهنگی در آن روی داد، با قرون پیش از آن بسیار متفاوت بود. قرن ۱۴۰۰- ۱۳۰۱، سه حکومت به‌خودش دید: قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی. چنان‌چه پیش‌تر هم اشاره شد با به‌روی کار آمدن هر دولت و قدرت سیاسی، بنیان‌های اجتماعی و بالاخص سازوکارِ فرهنگی (و هنری) دچار دگرگونی و تغییر و تحول می‌شود. همان‌طور که در نوشتار پیش‌رو به‌صورت تاریخچه‌ای موجز و مختصر هم بر آن اشارت رفت، در تمامی مقاطع زمانی حکومت‌های یادشده، اوضاع و احوال موسیقی مختص به‌شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بوده و به‌نوعی آن را می‌توان آیینه‌‌ی تمام‌نمای جامعه توصیف کرد.ناگفته نماند از همان دهه‌ی ۱۳۱۰، نخستین قوانین و مقررات نظارت بر تهیه و تولید آثار موسیقی - و به‌عبارت شفاف‌تر، "سانسور" - تدوین و در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۰۷، این نظام‌نامه در ۵ ماده به‌امضاء و تصویبِ هیئت وزیران رسید. «بهروز مبصری» دیسکوگراف و پژوهشگر موسیقی، سرتیپ «محمد درگاهی» که ریاست کل تشکیلات نظمیه مملکتیِ آن زمان را برعهده داشت را مسئول و عاملِ این اقدام می‌داند و جالب‌ آن‌که، این قانون‌نامه‌ی ۵ ماده‌ای از سال ۱۳۰۷‌ تا همین پایان قرن (یعنی سال ۱۴۰۰) برای تهیه، تولید، ضبط و اجراهای صحنه‌ای موسیقی توسط ادارات و ارگان‌های ذیربط اِعمال و کنترل می‌گردد.فُرماسیون طبقاتی صورت گرفته که به‌ویژه در پهلوی دوم خود را به‌صورت طبقه متوسط جامعه نمایان ساخت، صورت‌بندیِ ساختار طبقاتی جامعه را از شکل دوقطبی آن خارج ساخت. همان‌گونه که شرحش رفت، این طبقه‌ی وسط در شریان‌های فرهنگی نیز موجب و موجدِ تغییر و تحولاتی شد و جالب این‌که در اواخر قرن یاد شده، این طبقه‌ی میانیِ جامعه دچار استحاله گشت و به‌فُرماسیون طبقاتی ابتدای قرن نیل یافت که البته این خطری فوق‌العاده جدی است.قرن ۱۴ خورشیدی، نه‌تنها عصر صفحه را تجربه کرد بلکه تجربیاتِ آنالوگ، دیجیتال، ماهواره و اینترنت را نیز پشت‌سر گذاشت. رواج رسانه‌های فراگیر در این قرن که با رسانه‌های نوشتاری و جراید آغاز گشته بود با رسانه شنیداری (رادیو) و پس از آن رسانه دیداری (تلویزیون) ادامه یافت و با ظهور ماهواره‌ها و اینترنت، با نسل‌های جدیدی از رسانه‌های دیداری و شنیداری مواجه شد. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی از مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین رسانه‌های - خودگردانِ- حال حاضرند.و نکته‌ی تأسف‌بارِ دیگر این‌که، تا به‌الآن، هنر موسیقی در قانون مدنی کشور هیچ تعریفی نداشته و ندارد و بنا به‌توضیحات "بهروز مبصری" مؤلف و محقق موسیقی، فقط در مباحث مالی، قوانینی تجارتی وضع شده است. قوانین کپی رایت در خصوص هنر سینما به‌صورت آیین‌نامه‌ای هنری تصویب گشته ولی برای هنر موسیقی هنوز اقدامی در این خصوص صورت نگرفته است.منابع و مآخذ:نوشتار حاضر، روایت‌ نگارنده‌ی آن از تاریخ موسیقی معاصر حدفاصل سال‌های ۱۴۰۰- ۱۳۰۱ بود که براساس مطالعات و تحقیقات بیش از دو دهه‌ی وی صورت پذیرفت و‌ هیچ منبع و مأخذی در حین نگارش این مقاله، مورد استناد و اقتباسِ این متن قرار نگرفت. به‌هر صورت چون در طی این سال‌ها بیشترین منابع و مآخذِ نگارنده در حوزه‌ی مطالعات تاریخ موسیقی این موارد بوده، جهت مطالعه‌ی بیشتر، تقدیم حضور علاقمندان می‌گردد:- مختاری‌اصفهانی، رضا. ۱۳۸۸. تاريخ تحولات اجتماعی راديو در ايران. تهران: دفتر پژوهش‌های راديو، چاپ اول.- مشحون، حسن. ۱۳۸۰. تاریخ موسیقی ایران. تهران: فرهنگ نشر نو، چاپ اول.- خالقی، روح‌اله. ۱۳۹۵. سرگذشت موسیقی ایران (۳ جلد در یک مجلد). تهران: مؤسسه فرهنگی- هنری ماهور، چاپ سوم.نوشتار پیش‌ِرو به‌تاریخ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰ در پایگاه خبری- تحلیلی موسیقی فارس و در سه بخش منتشر شد.

قول و غزل در ساز و سخن...

ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: يکشنبه 23 آذر 1404 ساعت: 9:16

صفحه بندی