جای خالی «آوازهای بهاری»، یادی از «علی‌رضا افتخاری» و از داوری«حمید هیراد» تا خوانندگی «مهران مدیری»

خرید بک لینک

جای خالی «آوازهای بهاری» در رسانه‌ها✍ محمدرضا ممتازواحد | در حوزه‌ی تولیدات موسیقی، تهیه و تولیدِ آثار موسیقیِ بهاری و نوروزی حایز اهمیت بوده و هست. با بررسی فرهنگ صوتی صد و چند ساله‌ی کشورمان، با تعداد زیاد و متنوعی از بهاریه‌ها و نوروزخوانی‌ها مواجهیم ولی منظورِنظرِ این نوشتار، «آوازهای بهاری» است.پس از تأسیسِ رادیو و تهیه و تولید برنامه‌های پرمخاطب و باسابقه‌ای چون «موسیقی ایرانی» و «گل‌ها»، یک پای ثابت قسمت‌های این قبیلِ برنامه‌های موسیقایی، آواز بهاری بود. البته در سایر برنامه‌های سرگرم‌کننده و البته پرشنونده‌ای چون «شما و رادیو»، «صبح جمعه با شما» و غیره که در ایام نوروز، ویژه‌برنامه‌های نوروزی تدارک می‌دیدند نیز آواز بهاری مورد توجه بود.پس از رخداد ۵۷، این روند البته نه به‌شدت و حدتِ قبل ولی باز کماکان به‌حیات تدریجی خود ادامه داد. خوانندگان سال‌های بعد از ۱۳۵۷ که به‌نوعی نسل اول خوانندگان آن مقطع زمانی محسوب می‌شدند نسبت به ارائه‌ی آواز بهاری اهتمام داشتند. این رویکرد - نسبتاً - تا سال‌های دهه‌ی هفتاد خورشیدی تداوم یافت ولی از اواخر دهه‌ی هفتاد به‌ویژه در سال‌های دهه‌ی هشتاد و نود شمسی کمرنگ و به‌تعبیری، بی‌رنگِ بی‌رنگ شد. حال شاید به‌مقتضای ذوق و سلیقه‌ی خوانندگان و حتی نسل دومی‌ها و نسل سومی‌ها، انگشت‌شمار آواز‌های بهاری ارائه شده باشد ولی معمولاً و غالباً از جانب رسانه‌های جمعی کشور مورد توجه و اقبال واقع نگردیده است!ظهور ماهواره‌های فارسی زبان و شبکه‌های اجتماعی تا حدی فاصله‌ی بین‌ هنرمندان و مخاطبان را کاهش داد و اگر هر از گاهی خواننده‌ی با ذوقی در ایام نوروز، آوازی بهاری ارائه دهد از طریق این رسانه‌ها به‌سمع و نظر مخاطبان می‌رسد.از چند ساعت پیش از تحویل سال جدید، ویدئویی از هنرمند پیشکسوت و گرامی «شهرام ناظری» در شبکه‌های اجتماعی دست به‌دست شد. آواز بهاریِ موجز و مختصری که فارغ از مایه‌گزینی و به‌خصوص شعرگزینیِ فوق‌العاده‌ی ناظری، ایجاز و اختصارِ در مدت زمان اجرایش که حقیقتاً با مختصاتِ روحیات و خلقیاتِ مردم این زمانه هم‌سو و هم‌راستا است، قابل توجه و شایان اهمیت بود.حال چرا این قبیل آثار از رسانه‌های جمعی پخش نمی‌شود دیگر اصلاً مهم نیست زیرا در هر خانواده‌‌ای لااقل یک نفر هست که دارای تلفن همراه باشد و همین کافی است تا دیگر اعضای خانواده هم از این قبیل آثار بهره‌مند گردند ولی این‌را بپذیریم که اعتبارِ رادیو و تلویزیون رسمی کشور به‌‌تهیه و تولید و لااقل پخشِ این قبیل آثار است و چه خوب خواهد شد که در کنارِ پخش آثاری از «بَندها»ی اغلب نیم‌بَند و «بَند»بازانِ حال حاضر ۱، آثاری از این دست هم‌چون آواز شهرام ناظری هم پخش گردد.۱. اصطلاح «بَند»های نیم‌بَند و «بَند»بازان، برگرفته از نوشتاری در روزنامه خراسان است که به‌تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۹۸ منتشر شد.این نوشتار به‌تاریخ ۶ فروردین ۱۴۰۰ در سایت موسیقی فارس منتشر شد.#آواز_بهاری #آوازهای_بهاری #شهرام_ناظری #محمد_رضا_ممتاز_واحد #قول_و_غزل_در_ساز_و_قلم  گذروگذاری بر بازاجرایی‌های «علی‌رضا افتخاری» از «آتش دل» تا .... «دخترک فال‌بین»✍ محمدرضا ممتازواحد | اصولاً بازاجرایی و خوانشِ یک تصنیف یا ترانه‌ی مشهورِ پیش‌تر اجرا شده، حایزِ صعوبتِ تکنیکی و اجرایی است. به‌خصوص این‌که نفر اولِ مجریِ اثر در خوانش، خواننده‌ای کارکشته و کاربلد بوده باشد که دیگر کار را برای نفر دوم بسیار بسیار دشوار می‌سازد. در یکصد سالِ اخیر - که خوشبختانه صاحب آرشیو صوتی نیز هستیم- و به‌گواه تاریخ، «علی‌رضا افتخاری» (متولد ۱۰ فروردین ۱۳۳۷) از توانمندترین خوانندگان موسیقی کلاسیک ایرانی می‌باشد که اغلبِ بازاجرایی آثارش، با اقبالِ مخاطب مواجه شده است.این مهم حتی در اولین آلبوم رسمی این هنرمند نیز نمود داشت.۱ در آلبوم «آتش دل» که به‌توصیه استاد فقید «فرامرز پایور» و به‌یاد معلمِ آوازِ افتخاری استاد «جلال تاج‌اصفهانی» تهیه و تولید گردید، افتخاری ۲۵ ساله‌ی آن ایام، چند تصنیف ماندگار که با صدای تاج‌اصفهانی جاودانه شده بود را بازاجرایی کرد.به‌‌خصوص اثر مشهور «آتش دل» - که نام آلبوم نیز برگرفته از همین اثر زیبا و مانا است- چه در زمان حیات تاج‌اصفهانی و چه پس از درگذشت استاد، توسط خوانندگان مختلف خانم و آقا اجرا گردیده که - به‌زعم راقم این سطور- یکی از بهترین و قوی‌ترین اجراها، متعلق به‌علی‌رضا افتخاری است. البته از اجرای استادانه‌ی «مصطفی محبی‌زاده» نیز نمی‌توان چشم‌پوشی کرد و همچنین یکی از ضعیف‌ترین اجراها هم که - به‌عقیده‌ی نگارنده- متعلق به «حمیدرضا نوربخش» می‌باشد نیز، غیرقابل اغماض است.به‌هر روی و فارغ از هرگونه تعابیر و تفاسیری که دلالت بر بارِ احساسی و ارزشی داشته باشد، علی‌رضا افتخاری از «مهم‌ترین»‌ خوانندگانِ نه‌تنها چهار دهه اخیر که از مهم‌ترین‌ خوانندگانِ یک‌صد سال گذشته‌ی ایران است.در همان آلبوم آتش دل و پیش از اجرای تصنیف معروف آتش دل، اجرای آواز ابوعطای افتخاری به‌خصوص قسمتِ "سَیَخی" آن و همچنین فراز گوشه‌ی "حجاز" با جمله‌سازی و جمله‌پردازی‌های بدیعِ تحریری - آن‌هم توسط یک جوان ۲۵ ساله در اولین کار رسمی‌اش- حقیقتاً تأمل‌برانگیز است. حال سئوال اینجا است، آیا تمام منتقدانِ صاحبنام یا گمنامِ علی‌رضا افتخاری، توانایی ارائه‌ی آواز ابوعطای نزدیک به‌چهل سال پیش او را دارند؟!امید که با هر سلیقه و دیدگاه موسیقایی - هر چه بیشتر و بیشتر- بر همزیستی مسالمت‌آمیزِ علایق و سلایق توجه داشته باشیم که در آواز و فنّ خوانندگی، هم شخصیتی چون استاد «صدیف رامبد» را باید می‌داشتیم، هم استاد «حمیدرضا نوربخش» و هم استاد «علی‌رضا افتخاری» را؛ این نکته را فراموش نکنیم که تمامی روش‌ها، سبک‌ها و شیوه‌های موجهِ آوازی حایز احترام و ستایشند زیرا علاقه‌ها و سلیقه‌های بی‌شماری دلبسته‌ی هر کدام از آنها است.پی‌نوشت:۱. جالب این‌که پس از ۳۷ سال از انتشار آن آلبوم و در آخرین اثر ارائه شده توسط علی‌رضا افتخاری که به‌تاریخ نگارش این یادداشت یعنی ۱۰ فروردین ۱۴۰۰ منتشر شد، افتخاری اثر خاطره‌انگیز «دخترک فال‌بین» را که دهه‌ها پیش با صدای شاخصی چون استاد «بنان» جاودانه شده بود را با رنگ و طعم دیگری اجرا کرده است به‌گونه‌ای که‌ راقم این سطور در بیشتر صفحات شبکه‌های اجتماعی با این اثر مواجه شدم.این نوشتار به‌تاریخ ۱۰ فروردین ۱۴۰۰، در سایت موسیقی فارس منتشر شد.#علی‌_رضا_افتخاری #علیرضا_افتخاری #آتش_دل #فرامرز_پایور #جلال_تاج_اصفهانی #مصطفی_محبی_زاده #حمید_رضا_نوربخش #صدیف_رامبد #دخترک_فال_بین #محمد_رضا_ممتاز_واحد #قول_و_غزل_در_ساز_و_قلم  کوتاه درخصوص انقطاعِ نسلی و فصلی از ساختارِ عُرفیاز داوری «حمید هیراد» تا خوانندگی «مهران مدیری»✍ محمدرضا ممتازواحد | در روزگاری روزگار می‌گذرانیم که در تمامی شئونات و عرصه‌ها، از عُرف‌های متعارف، هر چه بیشتر و بیشتر دورتر شده‌ایم. شاید مهم‌ترین دلیل این انقطاعِ نسلی و فصلی از ساختار متعارف، بازگشت به‌فُرماسیون اجتماعیِ اندکی پیش‌تر از ابتدای قرن باشد. در اوانِ قرن چهاردهم خورشیدی که اجتماع ایران به‌صورت کلی با دو قطب عوام و خواص سروکار داشت، با مدرنیزاسیونِ ایجاد شده به‌طبقه‌ی اجتماعیِ میانه‌ای رسید که متناسب با قشر متوسطِ جامعه، بسیاری از شاکله‌های فرهنگی و اجتماعی آن دیگرگون شد و به‌تبع آن، آثار و محصولات فرهنگیِ مبتنی بر این طبقه‌ی اجتماعی تهیه، تولید و عرضه گردید. جالب این‌که کمی مانده به‌انتهای قرنِ یاد شده، این طبقه از حد وسطِ جامعه‌ی ایران به‌استحاله‌ دچار گردید و شاید یکی از دلایلِ هر چه بیشتر دور شدن و یا به‌عبارتی مخاطب‌زدایی در عرصه موسیقی، همین شکاف و یا به‌عبارت بهتر، اضمحلال و انشقاقِ طبقاتی بوده باشد.«حمید هیراد در کنار مصطفی راغب و محمدرضا چراغعلی، داوران بخش نیمه‌نهایی مسابقه «یک، دو، صدا» شدند. مسابقه «یک، دو، صدا» در بخش خوانندگی پس از پنج ماه رقابت بین ۱۲۰ خواننده، به ۲۰ نفر در بخش نیمه‌نهایی رسید که قرار است در حضور داوران اجرا داشته باشند. این مسابقه روز سه‌شنبه، ۱۷ فروردین‌ماه ساعت ۱۰ صبح در استودیو شماره یک رادیو برگزار می‌شود. اجرای «یک، دو، صدا» بر عهده ابولفضل آقاخانی و تهیه‌کنندگی برنامه آن بر عهده مهدی ساعی و زینب برومند است. همچنین مهران حبیبی گزارشگر، مونا قنادها دستیار تهیه و لیلا حسین‌پور نویسندگی برنامه را بر عهده دارند.»عُرفِ متعارف در برگزیدنِ هیئت ژوری، معمول به این بوده و هست که از افرادِ صاحبنام یا کَم‌نام و یا حتی گُم‌نامِ "با تجربه" بهره‌گیری گردد. این‌که در یک مسابقه و رقابتِ بزرگ رسانه‌ای - آن‌هم در بخش نیمه‌نهایی آن! - انتخابِ هنرمندِ نقدپذیر و بااخلاقی چون «حمید هیراد» بر چه اساسی بوده باز هم ریشه در آسیب‌شناسیِ گسست‌وارِ ساختارِ عُرفیِ معمول دارد. نکته‌ی مهم‌تر این‌که، معیارِ انتخاب داوران محترم برپایه‌ی چه اصل از اصولِ همگن‌سازی بوده است؟ آیا عزیزانی چون حمید هیراد و «مصطفی راغب» (با احترام به‌سوابق و تجربیات ارزنده‌شان) با آهنگساز و موسیقی‌دانِ باتجربه‌تری چون «محمدرضا چراغعلی» واقعاً همگنند؟ بپذیریم که نه تنها در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی که در سایر شئون مملکتی، عدم یکسانی و یکسان‌سازی، ضربات بس مهلکی را ابتدائاً بر خودِ آن مقوله وارد ساخته و سرانجام ناگسستگیِ اجتماعی و فرهنگی را به‌همراه آورده است.راستی درگذر از زادروزِ «مهران مدیری» و فعالیت‌های اخیرِ موسیقایی نام‌برده - که بحث و بررسی و نقد و نظرِ کمی و کیفی آن در حوصله‌ی این فرصت نوشتاری نیست- نکته‌ای نظر راقم این سطور را برانگیخت که این رویکرد مدیری تا به‌چه حد با ساختار عُرفیِ هنری به‌خصوص ورود به‌عرصه‌های هنری دیگر (مثلاً از بازیگری به‌خوانندگی و بالعکس) متعارف بوده است؟ در گذشته نیز سابقه‌ی طبع‌آزماییِ خوانندگی در عرصه بازیگری و یا بالعکس را داشته‌ایم ولی آیا این طبع‌آزمایی، منجر به‌‌بوق‌و‌کرنا و برگزاری کنسرت بزرگِ پُرقیل‌وقال گشته است؟! آیا هنرمندی چون مدیری که در حرفه‌ی تخصصی خود موجب معرفی بسیاری از استعدادهای جوان شده است نمی‌شد و یا نمی‌توانست در عرصه‌ی موسیقی نیز موجب استعدادیابی شود تا این‌که خود بخواهد در دهه‌ی ششم عمرش در صحنه‌های موسیقی جولان دهد؟....این یادداشت به‌تاریخ ۱۹ فروردین ۱۴۰۰ در سایت موسیقی فارس منتشر شد.#حمید_هیراد #مهران_مدیری #محمد_رضا_ممتاز_واحد #قول_و_غزل_در_ساز_و_قلم

قول و غزل در ساز و سخن...

ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: يکشنبه 23 آذر 1404 ساعت: 9:16

صفحه بندی