خاستگاه مقامات و نغمات قرآنی

خرید بک لینک

تحلیل یک مصاحبه قدیمی با «ایرج نعیمایی»

خاستگاه مقامات و نغمات قرآنی

نگارش : محمدرضا ممتازواحد

خاستگاه مقامات و نغمات قرآنی و بررسی ماهیت و هویت آهنگین این موسیقی دلپذیر، موضوع و بحثی عمیق و جدی است. تا همین 4 سده قبل کشورهایی چون پاکستان، ازبکستان، آذربایجان و حتی بحرین بخشی از ایران پهناور بوده اند. گسترش ایران فرهنگی تا اندازه ای بود که از طرفی تا هند و چین و از سوی دیگر قزاقستان؛ و کشورهایی نظیر یوگسلاوی، صربستان، اندونزی، ترکستانِ چین (که در ادبیات به «ختن» معروف است)، افغانستان، عراق و امپراطوری عثمانی هم تحت سیطره فرهنگ و تمدن ایران قرار داشته است. حتی تمدن های کهنی چون مصر و یونان هم تحت تأثیر تمدن کهنی چون ایران بوده و از تمدن غنی ما بسیار وام گرفته اند. کشورهای بی شماری در شمال آفریقا و آسیا نیز تحت سیطره ایران پهناور قرار داشته اند. البته بی گمان این تأثیر و تأثر متقابل بوده و در عین تأثیرگذاری، تأثیرپذیری ایران از تمدن های هم رتبه خود نیز موضوعی غیر قابل انکار می باشد ولی بر اساس نظرات مورخان و پژوهشگران تاریخی و حتی مستشرقان غیر ایرانی، میزان این تأثیرگذاری از تأثیرپذیری آن بیشتر بوده است. در این نوشتار سعی بر آن است با توجه به گستره ایران فرهنگی، ماهیت و هویتِ مقامات و نغمات قرآنی و خاستگاه موسیقی قرآن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم. مقاله حاضر بر پایه یکی از مصاحبه های مطبوعاتی چند سال گذشته جناب ایرج نعیمایی عالی (پژوهشگر تاریخ موسیقی ایران و استاد دانشگاه) تدوین یافته است. این مصاحبه توسط سرکار خانم فاطمه کشاورزی صورت گرفته بود. (1)

با توجه به گستردگی جغرافیایی جهان اسلام (از چین تا شمال آفریقا و از هند تا بالکان)، موسیقی حاکم بر این گستره جغرافیایی، حایز فواصلی است که ماهیتی ایرانی داشته و بنا بر نظر ایرج نعیمایی، خاستگاه و منشأ پیدایش فواصل مذکور در ایران بوده است. نعیمایی در این زمینه معتقد است: «موسیقی ای که در این مناطق وجود دارد عمدتاً بر اساس فواصلی استوار است که از جهت علمی این فواصل مبتنی بر ماهیتی است که مثل سایر هنرهای ایرانی با تفکر اسلامی سازگاری دارد همانگونه که هنرهایی همچون کاشیکاری، گره چینی، معرق، معماری، نگارگری و حتی خوشنویسی با این تفکر همسو است و این هنرها از یک نمودار، علایم و نشانه هایی برخوردارند که با روح توحید و تفکر دینی سازگار است. موسیقی هم از این هنرها جدا نیست و دارای یک ماهیت است و عجیب این که تمام فواصل در تمام مناطق از شمال سینگ یانگ چین، شمال آفریقا، مراکش و حتی اندلس بر یک میزان قرار دارد و یک یک فواصلی که از آن تعبیر به ماهیت موسیقی می شود، ماهیت اسلامی دارد؛ اما این فواصل خاستگاه و منشأ پیدایش شان در ایران بوده است و به عبارت بهتر به وسیله دانشمندان ایرانی ایجاد شده است.»

همانطور که در بدو نوشتار هم اشاره شد، تمدن ایران از جمله تأثیرگذاران فرهنگی بوده است که پس از اسلام و در خصوص شکل گیری و شکوفایی تمدن اسلامی نیز نقش بسیار تأثیرگذاری را ایفاء نمود به گونه ای که «تمدن اسلامی» توسط برخی از صاحبنظران، «تمدن اسلامی- ایرانی» نیز خوانده می شود. در این میان از نقش ارزنده و مؤثر خاندان موصلی (ابراهیم و اسحاق موصلی و دایی اسحاق، زلزل) نمی توان غافل شد. باید توجه داشت که اسحاق دارای اصالت ایرانی بوده و پدرش از اهالی شیراز و مادرش از اهالی شهر ری بودند. ایرج نعیمایی می گوید: «اسحاق از بزرگترین شخصیت های زمان خود و محدث بود و راوی حدیث مشهور «اگر کسی شب را به صبح برساند و توجه به رنج سایر مردم نکند، مسلمان نیست»، وی می باشد. همچنین افرادی همچون یاقوت مستعصمی نزد صفی الدین تلمذ می کردند و این افراد بنیان موسیقی دوره اسلامی را پایه گذاشتند؛ این بنیان مربوط به فواصلی است که ما تعبیر به فواصل دوره اسلامی یا ماهیت موسیقی اسلامی می کنیم و بخش هویت آن نیز در موسیقی های نواحی ایران در خراسان، کردستان، بلوچستان و ... قابل مشاهده است.»

نعیمایی در خصوص نقش ارزنده ایرانیان در جهت شکل گیری و تثبیت ماهیت موسیقی قرآنی می افزاید: «ایرانیان فواصلی را ایجاد کردند که نه تنها در موسیقی اسلامی بلکه در الحان مذهبی قرائت قرآن هم به کار برده می شود؛ سه گاه، چهارگاه، راست پنجگاه، همایون، نوا، [ماهور]، شور و تمامی دستگاه هایی که وجود دارد و 12 مقامی که در موسیقی مقامی داریم، قرآن هم در این چارچوب خوانده می شود و الحان دینی و عبادی که به نوعی تقدس و طهارت دارد، عموماً در این قالب ها خوانده می شود و این فواصل مشترک است زیرا ماهیت یکی است.» و شاهدی بر این مدعا نام مقامات قرآنی (بیات، حجاز، رست [راست]، سی گاه [سه گاه] ...) و تشابهات اسامی آنها در زنجیره ردیف موسیقی ملی ایران است که در رپرتوآر و سنت های موسیقی سایر کشورهای اسلامی از جمله مصر، مراکش، بالکان، جنوب اسپانیا، چین و هند نیز کم و بیش مشهود است. (خاطر نشان می سازد که هفت مقام قرآنی "صبا، نهاوند، عجم، بیات، سه گاه، حجاز و راست" دارای فروعاتی به نام «نغمه» می باشند و گویا 360 نغمه در دایره مقامات مذکور معمول و مرسوم است)

اما همانطور که از صحبت های جناب نعیمایی برداشت شد، «ماهیت» موسیقی قرآن یکی است و ایرانیان صاحبان بلافصل این ماهیت هستند و این ماهیت هم مبتنی بر فواصل تعیین شده توسط موسیقی دانان بنام ایرانی چون اسحاق موصلی، صفی الدین ارموی، قطب الدین شیرازی، عبدالقادر مراغه ای و دیگر دانشمندان و موسیقی دانان ایرانی است. حال اگر بخواهیم سهمی را هم برای سایر کشورهای اسلامی در نظر بگیریم، آنها در بخش «هویت» موسیقی قرآنی کارهایی زیادی را صورت دادند. همانطور که عنوان شد اسحاق موصلی محدث بوده و در عصرش او را به عنوان موسیقی دان نمی شناختند و به زعم ایرج نعیمایی: «می توان این فرضیه را مطرح کرد که چون اسحاق [موصلی] خودش زمان ائمه معصومین علیهم السلام را درک کرده است مبنای قرائت ائمه را ملاک تدوین این علم گذاشته و قاریان در این چارچوب خواندند، همچون عاصم شاگرد قاری اش. می توان روی این فرضیه کار تحقیقاتی علمی صورت داد و این فرضیه دور از ذهن نیست و اگر کار تحقیقاتی روی آن انجام شود اعتبار پیدا می کند. معتقدم افرادی همچون اسحاق قطعاً از خاندان اهل بیت علیهم السلام بهره بردند و لذا مبانی که تدوین کردند در قرائت قرآن به کار گرفته می شود و از این فواصل بعدها موسیقی مقامی و ردیفی شکل گرفته است. همان گونه که در روضه خوانی، تعزیه و نوحه خوانی از این فواصل بهره گرفته می شود.» که البته در نوع خود فرضیه قابل تأملی است که از جانب جناب نعیمایی مطرح شده است.

در این مصاحبه سرکار خانم کشاورزی سئوال مهمی را مطرح می سازد: «آیا در سراسر جهان این فواصل به کار برده می شود؟» و پاسخ نعیمایی: «خیر. در مناطق دوردست همچون تبت حالت هایی از الحان که به قومیت آنجا باز می گردد شکل گرفته که متفاوت و در ماهیت ایرانی نیست اما در بخش مرکزی اسلام (خاور میانه، شبه قاره و ...) همه فواصل ایرانی است.» و اما پرسش بعدی که گسترش تبادل فرهنگی مذکور از کشورهای مرکزی اسلام تا اندلس و موسیقی دانان مؤثر در این خصوص که با این پاسخ ایرج نعیمایی مواجه می گردد: «زریاب خویی از ایران تا اندلس سفر کرده و از شاگردان اسحاق بوده است که همراه موسیقی ساز را هم با خود برده و این فواصل را در کشورهای عربی رواج داده است. جدا از این مسأله چون اسحاق در مرکز حکومت اسلامی بغداد زندگی کرده و همه دانشمندان در آن منطقه جمع بودند گسترش علوم از این منطقه صورت گرفته است. فواصلی که اسحاق مطرح کرد از بغداد به سراسر بلاد اسلامی انتشار یافت. صفی الدین ارموی (قرن هفتم ه.ق) که خود کاتب قرآن بود کتاب هایی نوشت و فواصل موسیقی را رواج داد و شاید یکی از مسائلی که موجب می شود بعضی گمان کنند در دوره اسلامی، اعراب علم موسیقی را تدوین کردند همین ظهور علم موسیقی از بغداد بوده باشد یا این که از نام خانوادگی اسحاق که موصلی و متعلق به موصل بود؛ این تصورات را بعضی بیان می کنند در صورت که موصل توسط ایرانیان ساخته شد و حتی کوفه را نیز ایرانیان بنا گذاشتند. اگر بخواهیم به طور کلی بگوییم، نقش ایرانیان، در همه علوم از نجوم گرفته تا ادبیات و موسیقی پررنگ بوده است. البته بخش غرب جغرافیای جهان اسلام همچون اندلس که دانشمندانی همچون ابن رشد، محی الدین و ابن خلدون را تربیت کرده نیز بی تأثیر نبود.»

به هر صورت در مطالبی که شرحش رفت عنوان شد که [فواصل] موسیقی قرآن شامل یک ماهیت توحیدی است و این فواصل ماهیت ایرانی دارد و ایرانیان در جهت تبیین آن نقش جدی و سهم بسزا و بلافصلی را ایفا نمودند و نقش سایر کشورها در بخش هویتی آن بوده است. لذا لزوم توجه جدی تر و عمیق تر نسبت به تاریخ شناسی موسیقی قرآنی بسیار حایز اهمیت و جدی است. این نوشتار بسیار بجا و مؤثر افتاد. اولاً این که در ماه مبارک رمضان که ماه نزول قرآن است نگاشته شد و دیگر این که فرصتی دست داد که به پژوهشگر ارجمند جناب ایرج نعیمایی عرض ادب و ارادتی صورت پذیرد. ایرج نعیمایی عالی، از استادان برجسته خوشنویسی در ایران و نظریه پرداز در حوزه موسیقی است. نعیمایی، عضو پیوسته فرهنگستان هنر و مدرس دانشگاه است. از جمله تألیفات ایشان می توان به «ابن بواب خوشنویس بزرگ قرن 4 و 5 هجری» و «احوال و آثار صفی الدین ارموی موسیقی دان بزرگ قرن هفتم ه.ق» اشاره کرد.

پی نوشت:

  1. سرزمین مادری ام زادگاه ملودی قرآن - روزنامه ایران - 25 دی 1391

این نوشتار به تاریخ 25 خرداد 95 در ویژه نامه ادب و هنر روزنامه اطلاعات به چاپ رسید.

قول و غزل در ساز و سخن...

ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 184 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:50

صفحه بندی