در آستانه اول مهر، زادروز بانو «فخری ملک پور»
یادگار پیانویِ ایرانی از سال های دور

نگارش : محمدرضا ممتازواحد
پیانو را به لحاظ گستره و وسعت صدا، از جمله کامل ترین آلات موسیقی برمی شمارند. با رجوع به تاریخ و با تعقیب مسیر پر افت و خیز «پیانو» و «پیانو نوازی» در ایران در می یابیم که این مسیر طولانی، فراز و نشیب های زیادی داشته است. از نخستین پیانوی کوچک پنج اکتاو وارد شده به کشور که هدیه ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه قاجار در سال 1806 م. (22- 1221 ه.ق.) بود تا، ورود رسمی پیانوهای بزرگ در زمان ناصرالدین شاه قاجار در سال 1873 م. (1290 ه.ق.) و از آن مقطع تا به عصر حاضر؛ این ساز نوازندگان بسیاری به خود دیده است.
«محمدصادق سرورالملک» (نوازنده شهیر سنتور و رئیس ارکستر ناصری که به گواه تاریخ، نخستین نوازنده پیانو در ایران بوده است)، «غلامرضا سالار معزز»، «معتمدالملک یحیائیان» و همسرش «زیور خانم» ملقب به درة السلطنه (خواهر مشیر همایون شهردار)، «محمود مفخم» (مفخم الممالک) همسر فرخنده خانم (از دیگر خواهران مشیر همایون)، «حسین استوار» (شاگرد محمود مفخم)، «آقا بزرگ» (سرهنگ موزیک قزاق خانه)، «مشیرهمایون شهردار» (شاگرد آقا بزرگ) و شخصیت برجسته پیانونوازی صد و پنجاه ساله اخیر، «مرتضی محجوبی» ؛ از جمله نوازندگان ساز پیانو بوده اند. البته هم عصر با مرتضی محجوبی و بعد از وی نیز، نوازندگان شاخص در پیانونوازی داشته ایم که بر شماری آنها از موضوع اصلی این نوشتار خارج است ولی تا همین حد باید اشاره داشت که دیگر جریان پیانونوازیِ بعد از محجوبی، به هر دلیل تداوم بیشتری یافت ولی سبک و شیوه پیانونوازیِ منحصر به فرد محجوبی، هر چند روندش منقطع نشد ولی کندتر ادامه مسیر داد که به هر حال، با وجود چند نوازنده پویا و کوشا، تاکنون ادامه داشته است. بانو «فخری ملک پور» یکی از ادامه دهندگان این شیوه و به نوعی در صدر این شیوه نوازندگی در حال حاضر است.
فخری ملک پور (متولد اول مهر 1314- تهران) در خانه و خانواده ای دیده به جهان گشود که در آن خانه موسیقی جریان داشت. پدرش (سید ذبیح اله ملک پور) از فرهیختگان و فرهنگ دوستان زمان خود بود و منزلش را پایگاهی جهت حضور و گردهمایی موسیقی دانان و شاعران آن عصر قرار داده بود. عکسی به یادگار مانده از آن دوران موجود است که قریب به بیش از شش دهه از عمر آن می گذرد و تصاویر «مرتضی محجوبی»، «حسین تهرانی»، «پرویز یاحقی»، «فرهنگ شریف»، «احمد ابراهیمی»، «قاسم قراب»، «صادق سرمد»، «ارسلان درگاهی»، «نبی زاده» و «بیژن ترقی» در آن مشهود است. این عکس خود به تنهایی گویای همه چیز در مورد این خاندان معزز است.
به هر حال، کانون هنری خانه و اصالت خانوادگی و تربیت و پرورش فرهنگی، فخری خردسال را بر آن داشت که در سن نه سالگی به طور جدی، فراگیری موسیقی را در محضر مرتضی محجوبی آغاز نماید. فخری ملک پور به غیر از مرتضی محجوبی، از محضر «ادیب خوانساری» در زمینه فراگیری آواز و مقوله جواب آواز بهره گرفت و همچنین از محضر «احمد عبادی» سه تار را آموخت. «حسین تهرانی» نیز ضمن همراهی ساز ملک پور با تنبک خود، آشنایی بیشتر این بانوی هنرمند را با مقوله ریتم موجب ساخت. فخری ملک پور یک سال و نیم، فنون ملودی سازی و آهنگسازی را نزد «علی تجویدی» آموخت و جناب تجویدی علاوه بر آن، ضمن همنوازی با پیانوی ملک پور، راه و رسم همنوازی را نیز به وی آموزش داد. ملک پور همچنین مدتی را نیز نزد «فوزیه مجد»، به فراگیری موسیقی کلاسیک غربی پرداخت.
هر چند بررسی گفتمانِ موسیقی بانو فخری ملک پور، بی شک بررسی گفتمانِ موسیقی مرتضی محجوبی و تحلیلِ اصول و مبانی زیبایی شناسی این هنرمند فقید را در بر خواهد گرفت، ولی همانطور که در ادامه خواهد آمد، تفاوت هایی نیز در این خصوص محسوس و مسموع است.
از جمله ویژگی های بارز در مختصاتِ نوازندگی مرتضی محجوبی، فضاسازی و فضاپردازی و القای حالات هر آواز متأثر از سبک قدما، با درک و شناخت کامل از الحان اصیل زنجیره ردیف موسیقی ملی و با رعایت آرایه ها، زینت ها، تکنیک ها و مضراب های خاص موسیقی ایرانی از جمله تکیه ها، غلت ها و تحریرهای آن بوده است. فرم ملودیک و ساختار جمله بندی محجوبی لحن و حالت و نوانسِ کاملاً ایرانی داشت که این مهم با توجه به پرده بندی ساز غربی پیانو، ذوق و قریحه سلیم و قدرت خلاقانه و مبتکرانه و نوآورانه وی را جهت نوازندگی این ساز مشکل با حفظ ظرایف و دقایق موسیقی کلاسیک ایرانی، هویدا می سازد. مرتضی محجوبی از دست چپ به عنوان واخوانِ دست راست در نوازندگی بهره می جست که این شیوه با نوازندگی بین المللی این ساز متمایز بود. قائل به خط نت متعارف نبود و جهت نگارش به شیوه ای از نت نویسیِ ابداعی دست یازیده بود. در جواب آواز بسیار چیرگی و مهارت داشت و ضربی های بجا در حین نوازندگی، از دیگر ویژگی های سبکِ نوازندگی محجوبی بوده است.
هر چند ویژگی های فوق در مختصاتِ نوازندگی بانو فخری ملک پور نیز، تا حد بسیاری مشهود است ولی بایستی اذعان داشت که نوازندگی ملک پور شاید از نوازندگی استاد کم نظیرش نیز، موجزتر و مختصرتر جلوه نماید. نوازندگیِ محجوبی، نوازندگیِ مختصر و مفیدی بود که اطاله ای در بر نداشت. شاید اهل فن بر این نظر نگارنده، به دیده نقد نگریسته و زمان کوتاه برنامه های رادیویی را مؤید این ادعا پندارند ولی این نکته در ضبط های جلسات خصوصی محجوبی (به خصوص آثار تکنوازیِ وی) نیز کاملاً مبرهن است.
به عقیده راقم این سطور، بانو فخری ملک پور، از جناب محجوبی نیز مختصرتر و مفیدتر می نوازد. با مطالعه در خصوص یکی از آثار مضبوطِ تکنوازیِ خانم ملک پور در مایه ابوعطا که حدوداً ده دقیقه به طول می انجامد، ایشان با نوازندگی اش در این ده دقیقه بدون اغراق، حق مطلب را در مایه ابوعطا ادا کرده است. هر چند تعدادی از تکه ها و گوشه های مندرج در رپرتوارهای سازی و یا آوازی، در این اثر اجرا نگشته (یعنی بنا به صلاحدید بانو ملک پور اجرا نگشته و یا که اصلاً شاید لزومی بر اجرای آنها نبوده است)؛ ولی همان چند تکه و گوشه اجرا شده به قدری زیبا و با کیفیت اجرا شده اند که گوش شنونده را فارغ از گردش نغمات، بیشتر به سیر ملودیک اثر سوق می دهد. نمونه بارز این موجزنوازی، اجرای تکه چهار باغ (چهار پاره) در همان اثر مضبوط است که بانوی هنرمند، با ذوق و سلیقه موسیقایی خود، این تکه تقریباً طولانی زنجیره ردیف آواز ابوعطا را، به غایت مختصر اما مفید اجرا کرده است. این شیوه نوازندگی به خصوص در این برهه زمانی، که بی حوصلگی، عادتِ بدِ اکثریتِ ما ایرانیان شده است، بسیار مفید فایده و مؤثرتر است و به خصوص برای جوانان می تواند، از مطلوبیت خاصی برخوردار باشد.
و اما مطلب مهم دیگر و آن این که، بانو ملک پور ضمن اشراف به نوازندگی ساز سه تار (که البته گویا پس از درگذشت احمد عبادی آن را ادامه نداد) و همچنین ضمن آشنایی با شیوه نوازندگی «رضا ورزنده» در خصوص ساز سنتور – که به غیر از علی تجویدی با ایشان نیز همکاری داشته است- حالاتی متمایزتر از حالات نوازندگی مرتضی محجوبی را در سازش عیان می سازد به گونه ای که این ساز گویا دیگر، ساز غیر ایرانی نیست! گرته برداری از تکنیک های مضرابی در سازهای مضرابی زخمه ای از جمله سه تار و ساز مضرابی ضربه ای سنتور، خوانش و گفتمانِ موسیقیِ فخری ملک پور را به شیوه ای شخصی تری متمایل کرده است که در عین سهولت، روانی، ایجاز و اختصار، غنی و اصیل و ممتاز است. در همان اثر تکنوازی در ابوعطا، گفتمانِ متفاوت بانو ملک پور با آثار تکنوازی مرتضی محجوبی کاملاً مشخص است.
البته که این نوشتار و مجالِ آن، اجباراً به کلی گویی خلاصه می گردد ولی امید است که اهل فن پیانو نوازی، با بررسی های تخصصی و کارشناسانه تر از جمله با تجزیه و تحلیل های مُدال، فُرمال و ریتمیک- متریک، هر یک از آثار هنرمندان مذکور (محجوبی و ملک پور) را با جزئیات بیشتر مورد بررسیِ تطبیقی و تطابقی قرار داده و ضمن تحلیلِ ماهوی، محتوایی و زیبایی شناسانه آثار یاد شده، به برشماری تشابهات و تفاوت ها بپردازند.
ارائه سبک و شیوه پیانو نوازیِ مرتضی محجوبی به صورت مکتوب و مضبوط در کتاب و آلبوم «مشق استاد»، با رویکردی متدیک و اتودیک توسط بانو فخری ملک پور، گردآوری و جمع آوری یک مجموعه گرانقدر و ماندگار را در خصوص آثار و شیوه نوازندگی مرتضی محجوبی موجب ساخت که یادگاریِ ارزشمندی را از این بانوی هنرمند برای آیندگان به جای گذاشت.
این نوشتار در تاریخ اول مهر 1395 در خبرگزاری موسیقی ایرانیان منتشر شد.
در حُزن هفتمین سال فراقش
مشکاتیان؛ اندیشمندی ژررف نگر و هنرمند
نگارش: محمدرضا ممتازواحد
در خصوص زنده یاد «پرویز مشکاتیان»، گفتنی ها بسیار است. از مختصات نوازندگیِ خاص او (و اسلوبی که ضمن احاطه و اشرافش به نوازندگی سازهای مضرابی زخمه ای از جمله ساز سه تار، در سبک سنتورنوازی اش تبلور یافت) تا شیوه آهنگسازی اش، سخن ها رفته و البته مجال برای سخن، - هنوز هم- بسیار است.
از جمله آخرین آثار پرویز مشکاتیان (درگذشت 30 شهریور 1388- تهران)، اثر «ققنوس» است. اثری که در کنسرتی با همین عنوان در آذر ماه 1386 به روی صحنه رفت. مصنف این اثر (مرحوم مشکاتیان [برزین آذرمهر]) که شعر آن نیز از سروده های اوست، در ساخت و پرداخت آن روندی حماسی را معمول داشته، به گونه ای که اثر مذکور یادآور کار به یادماندنی «رزم مشترک» (همراه شو عزیز) دیگر اثر مشکاتیان است که اتفاقاً در آن اثر نیز به غیر آهنگ، سُرایش شعر بر عهده وی بوده است. مشکاتیان سروده خود را با الهام از داستان پرنده افسانه ای ققنوس خلق کرده است. و اما سروده مشکاتیان: «پرنده ی، سپیدبال سرخ چشم تیزپر/ ققنوس آتش و خون؛ آزادی/ لحظه ای درنگ ز بام ما مپر/ ببین لولیان شهر برایت ترانه می سازند/ ببین کودکان شهر از تک بوته های آزادی، برایت آشیانه می سازند/ لحظه ای درنگ، ز بام مپر» نگارنده هرگونه تعبیر، تفسیر و بررسی تشبیهات و استعارات ادبیِ سروده ققنوس و توضیحات آن را ، به خوانندگان محترم واگذار می نماید.
انتخاب حالت و لحن حماسی در ملودی پردازی و تلفیق عالی شعر و موسیقی به گونه ای که خواننده اثر – «حمیدرضا نوربخش»- با بهره گیری از رژیست های مختلف صوتی، واژه به واژه را با تأمل و حساب شده خوانده و حس واژگان به خوبی درک و به درستی ادا شده است. مقوله متر و ریتم گزینی اثر (به خصوص عنصر ریتم، که همواره مود نظر مشکاتیان و از منظر ایشان بسیار حایز اهمیت بود)، از دیگر موارد قابل تأمل در موردِ این اثر است.
پرویز مشکاتیان چه در حوزه نوازندگی و چه در حوزه آهنگسازی، همواره در مسیر «سنت» حرکت کرد. عملکرد او، در برآیند «خلاقیت» و «اصالت» بود و مهم این که، نوآوری های او مبتنی بر سنت های موسیقی کلاسیک ایرانی رقم خورد. به همین دلیل در خصوص فرم های معمول موسیقی ایرانی هیچ گاه از ساختار متعارف فرم ها عدول نکرد و در مقام مصنف، آثارش در فرم ها و قالب های رایج (پیش درآمدها، چهارمضراب ها، تصنیف ها و رنگ ها) با ساختار متعارف هر یک از فرم های مذکور، مطابقت داشت. در مورد این تصنیف حماسی نیز این ویژگی کاملاً صادق است.
به زعم نگارنده، پرویز مشکاتیان بیش از آن که نوازنده و آهنگساز باشد، «متفکر» و «اندیشمند» بود. تفکری برخاسته از ژرف نگری ذاتی که نه تنها در گفتمانِ موسیقی او، بلکه در جهان بینی و نگرش او از اجتماع و محیط پیرامونش رخنه کرده بود. او به همه چیز فکر می کرد. در «کنسرت ققنوس»، اجرای دکور صحنه، پوستر و بروشورها بر عهده سینماگر شهیر و فقید، زنده یاد «عباس کیارستمی» بود. در روی صحنه، نمای شانزده سرو در پشت هر یک از اعضای گروه عارف (که در آن کنسرت 16 نفر بودند) و انبوه برگ های زرد خزانی در زیر پای آنها مشهود بود که به صورت سمبلیک، مفهوم «ایستادگی» و «مقاومت» را به نمایش گذاشته بود. القاء این مفهوم و تعبیر چندمنظوره از آن و چرایی و چگونگی شکل گیری این گونه از ایده ها و توجه و دقت به جزئی ترین جزئیات، دالّ بر این حقیقت است، که پرویز مشکاتیان فرای از هنر و موسیقی، انسانی همه جانبه نگر، متفکر و غورنگر بود.
این نوشتار به تاریخ 29 شهریور 95 در روزنامه ایران به چاپ رسید.
قول و غزل در ساز و سخن...
ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 13:08