نگاهی کوتاه به شخصیت هنری «فضلاله توکل»
سَراینده و رامشگرِ روزگار ما

نگارش : محمدرضا ممتازواحد
در خصوص تقسیمبندیِ کلی نوازندگان در هر ساز یا هر رشته ای از موسیقی کلاسیک ایرانی، گاه تقسیماتی قراردادی مطرح است که البته شرح و بسط توضیحاتی تکمیلی نیز در این خصوص، بسیار ضروری و مهمّ جلوه می نماید.
الف: نوازندگانی که حشر و نشرشان در موسیقی ایرانی مربوط به اعصار قاجاریه و یا اوایل پهلوی اول می باشد که گاه از آنان به «نوازندگان قدیم» یا «قدما» نام برده می شود. ب: نوازندگانی که پس از حضور شخصیت جریانساز و تأثیرگذارِ «علی نقی وزیری» و انقلابی که وی در ایدئولوژی آن روز بنا نهاد، شروع به فعالیت کردند که به نوازندگان عصر «تجدد» اشتهار دارند. ج: آن عده از نوازندگان که از پایگاه «رادیو» برخاستند که از بدو تأسیس رسمی این رسانه (1319 ه.ش.) تا به حال، شاهد فعالیت آنان هستیم. د: نوازندگانی که مربوط به دورهی نهضتِ احیاء سنت بوده که از اواسط و یا اواخر دههی چهل خورشیدی شکل گرفت، که به آن، جریانِ «بازگشت به سنت» اطلاق می شود. ه: نوازندگانی که گاه چون پدیده ای در عرصه هنری ظاهر شده و ویژگیهای هنری در آنان «پدیداری» است.
حال در این میان، اختلاط هم مشهود است؛ به عنوان نمونه «حبیب سماعی» نوازندهی سنتور که در تقسیمبندیهای انجام شده در حیطهی «قدما» و نوازندگان قدیم قرار می گیرد، سابقهی فعالیت ولو کوتاه را در رادیو دارا بوده است. آن طور که مشخص است، کلیت حاکم بر روند عملکردی یک نوازنده فارغ از برخی استثناها، شناسنامه و هویت او را تبیین می نماید. البته ذکر این نکته ضرورت دارد که در مورد هر کدام از نوازندگانِ مربوط به هر تقسیمبندی نیز بایستی با احتیاط و با بررسیِ وجوه افتراقی برخورد نمود. هر چند که - به طور مثال- نوازندگان قدیم در وجوه اشتراکی تقریباً یکسانند ولی خصایص هنری در مورد هر یک به طور کلی جداست. - به عنوان نمونه- «علی اکبر شاهی» و «حبیب سماعی» هر چند در زمرهی نوازندگان قدما در ساز سنتور محسوب می شوند، اما با احتساب کلیت در وجوهِ اشتراکی شان، در وجوهِ افتراقی و شخصی تفاوت از زمین تا آسمان است.
در مورد هنرمند گرامی «فضلاله توکل» بایستی اذعان داشت که ایشان، هنرمندی برخاسته از پایگاه و رسانهی «رادیو» است. در خصوص هنرمندان فعال در رادیو به خصوص در حد فاصل سالهای 1351- 1332، به غیر از وجوه کثیرِ افتراقی، چند وجهِ اشتراکی نیز در ایدئولوژی نوازندگی آنان، اصل مسلّم بوده است. (شایان ذکر است که حتی در خصوص نوازندگان رادیویی نیز، بایستی با تقسیمبندی بیشتر سخن گفت؛ همانطور که در این نوشتار با دلایل و براهین پژوهشی، تعمداً بازهی زمانی 1351- 1332 انتخاب شده است) به عنوان نمونه، صدادهی خوب و خارج ساختن بهترین و خوش طنینترین صدا از ساز و گوشنوازترین سونوریتهی سازی از جمله اولین ویژگی در مختصاتِ نوازندگی آنهاست، به طوری که این مهمّ، حتی در مورد نوازندهی سه تار «احمد عبادی» منجر به تغییر در شیوهی نوازندگی وی گردید. اما به هر حال، فارغ از اندک وجوهِ اشتراکی، اسلوب نوازندگی هر نوازنده ای مختص به خود اوست.
نیل به یک تقسیمبندیِ قراردادی و حتی الامکان به دور از کلی نگری در خصوص سازهای ایرانی و حتی آواز، یکی از دغدغههای راقم این سطور است و ذکر این مهمّ در ابتدای این نوشتار که موضوع اصلی آن مختص به هنرمند ارجمند، فضلاله توکل می باشد، ترجیحاً گشودن فضایی متفاوت در جهت بررسی هر چه بهتر و منطقی ترِ مختصات نوازندگی در نوازندگان است.
در خصوص تحلیلِ شخصیت هنری فضلاله توکل بایستی از چند منظرِ جدا، قائل به بررسی شد: «نوازندگی»، «ترانه سرایی»، «ملودیسازی و آهنگسازی» و «خوانندگی».
نوازندگی
در خصوص ویژگیهای نوازندگی فضلاله توکل بایستی قدری به شرح حال ایشان مراجعه نمود. توکل در چهاردهم آبان 1321 در خانواده ای هنردوست در تهران دیده به جهان گشود. خانوادهی ایشان به خصوص خانوادهی پدری او، از علاقمندانِ به هنر، خاصه هنر موسیقی اصیل ایرانی بودند. به همین دلیل خانهی پدربزرگ و پس از آن خانهی پدری فضلاله ، کانون هنری و محل آمد و شد هنرمندان بزرگ آن زمان بود. به همین دلیل در خردسالی، ابتدا عیار هنری اش توسط «حسین تهرانی» محک خورد و به مدت سه سال محضر این استاد بزرگ، به فراگیری تنبک مشغول شد و به همین دلیل بعدها، اصل مسلّمِ تسلط بر انواع ضرب ها و اجرای درست قطعات به خصوص از منظرِ ریتم - که شامل رعایت سرعت و تمپوی صحیح قطعات و نگهداری صحیح وزن و ریتم در جملات آوازی و هم جملات ضربی است- ، در مختصاتِ نوازندگی ایشان متجلی شد. پس از آن به ساز دلخواه خود، «سنتور» روی آورد و ابتدا نزد معلمی به نام «خائفی» و سپس در زمان مأموریت پدرش در شیراز، نزد مدرس دیگری به نام «بهادر نوذری» به فراگیری تکنیکهای نوازندگی این ساز مشغول شد.
بی تردید کانون مناسب خانوادگی، اصلیترین و مهمترین عامل موفقیت فضلاله توکل بوده است. همچنین آشنایی اش با «مرتضی محجوبی» و «علی تجویدی» که آن هم، ماحصلِ نشستهای هنریِ خانهی پدری و خصوصاً تأثیر پدر هنردوست او بود.
توکل پس از آشنایی با مرتضی محجوبی و شیوهی خاص پیانونوازی این هنرمند به خصوص از لحاظ فرم ملودیک و ساختار جملهبندی، تحت تأثیر نوازندگی ایشان قرار گرفت به گونه ای که کوک سازش، همکوک با ساز محجوبی بود. توکل همچنین بیش از ده سال در محضر علی تجویدی دورههای مختلف ردیف نوازی را پشت سر گذاشت. اشراف و احاطهی وی به نوازندگی سبب شد که در سال 1335 به دعوت علی تجویدی به ارکستر شمارهی 2 و پس از آن به دعوت پرویز یاحقی به ارکستر شمارهی 3 راه یابد. توکل در آن ایام نوجوانی 14 ساله بود و این موضوع خود گویای نکتهی بسیار مهمّی است که هنرمندان بزرگی چون علی تجویدی و پرویز یاحقی از نوجوانی چهارده ساله برای نوازندگی در ارکستر آن هم در رسانه ای چون رادیو، دعوت به همکاری می کردند (البته با رجوع به این مسأله که در آن دوران راهیابی به ارکستر اصلاً کار آسانی نبود) و شاید این خود محکم ترین پاسخ به یاوه گویانی باشد که مهمل می بافند. هنرمندی که در شانزده سالگی، تکنواز برنامه گلها گردید.
همانطور که بیان شد، فضلاله توکل سنتور را تحت تأثیر پیانونوازی مرتضی محجوبی دنبال کرد و از حیث کوک و فرم ملودیک و ساختار جملهبندی از شیوهی خاص نوازندگی این هنرمند صاحب سبک، بهره برد ولی اِعمال شیوهی شخصی و ابداعات و ابتکارات خودِ توکل نیز در این زمینه کاملاً مشهود و غیر قابل انکار است. توکل ضمن احاطه و اشراف به ساز ویولن؛ گرتهبرداری، ترجمان و وامگیری زبانی از زبانِ ویولن (و همچنین وام واژه ها از زبانِ پیانو) را بر روی زبانِ سنتور محقق ساخت، البته سنتوری که خود صاحبِ رسانه اش بود.
شاید یکی از دلایل اصلی موفقیت او و تعاریف و تمجیدهایِ هنرمندان بزرگی چون پرویز یاحقی و اسداله ملک از شیوهی سنتورنوازی توکل، همین موضوع بوده باشد. هر چند که سنتورِ توکل (برخلاف سنتورِ فرامرز پایور و سنتورِ محمد حیدری)، همان ماهیت هم نشینیِ معمول را تداوم بخشید ولی بایستی اذعان داشت که توکل به خصوص در همنوازیها خاصه در جوابهای سازی، به شگردهایی دست یازید که حقیقتاً اگر نگوییم بینظیر، لااقل کمنظیر بود.
بسترسازی برای هنرآفرینی هر چه بهترِ همنوازان یا پارتنرهایِ هنری اش در همنوازی ها (به ویژه در زمینهی سئوال و جواب ها) و فضاسازی و فضاپردازی خودِ او در حین نوازندگی و جوابِ ساز (و همچنین در جوابِ آواز)، باید بیشتر و بیشتر مورد توجه و بررسیِ اهالی فن قرار گیرد. این مهمّ در مقولهی «بداهه نوازی» به اوج خود می رسد و این نکته هم گفتنی است که بسیاری از این مسائل، اصطلاحاً قابل به تعیّن نیست و تا حدی انتزاعی بوده و در وصف و بیان نمی گنجد و تا کسی خود در این حوزه نیازموده باشد، متوجهی آن شور و حال و آن قبض و بسطهای روحانی و آن «وقت» و «جذبه» و «حال»، در حینِ بدیهه نوازی ها و همنوازی ها نخواهد شد.
و اما مطلب دیگر، مواجههی فضلاله توکل با مقولهی ردیف است. توکل نیز چون خیل کثیری از نوازندگان جریانِ نوازندگی سالهای 1332 الی 1351، بر مفهومِ خوانشی دوباره از ردیف تکیه داشت. این گفتمان، ملهم از ردیف بود پس به همین دلیل، روحیهی آفرینشگری و تصویرسازی و خلق و پردازش در آن موج می زد. دیدگاه توکل و اغلب هنرمندان آن نسل، نگاهی سوبژکتیووار به مقولهی ردیف بود و این دقیقاً در نقطهی مخالف هنرمندانی چون نسل نهضت احیاء بود که آنها نگاهی اُبژکتیوی را به ردیف معمول و مبذول داشتند و به همین دلیل در جمله سازی ها و جمله پردازیهایِ هنرمندان گروه اول، از جملات و جمله بندیهای ردیف کمتر به گوش می آید ولی درخصوص هنرمندان گروه دوم، جمله پردازی ها بر پایه جمله بندیهای ردیف با اندک تغییراتِ جزئی است.
شایان ذکر است مقایسهی مذکور بدون هیچ گونه قضاوت و پیش داوری بوده و هدف از این مقایسه صرفاً، بیان چگونگیِ مواجههی دو گروه از هنرمندان (با دو ایدئولوژی متفاوت) با مقولهی ردیف، از منظر پدیدارشناسی است و به همین دلیل است که راقم این سطور مؤکداً تأکید داشته و دارد که در طبق قیاس قرار دادن هنرمندان بدون داشتن پیش زمینهی تاریخی و علمی در این خصوص، عملی بس ناکارشناسانه و اساساً غیرتخصصی است. لطفاً هنرمندان را با یکدیگر مقایسه نکنیم!
ترانه سرایی
فضلاله توکل را بایستی از معدود ملودیپردازان و آهنگسازانی دانست که طبع و قریحهی ترانه سرایی را نیز به طور توأمان داراست. از مهمترین ویژگیهای ترانه سرایی توکل، پرداختن به موضوعات جدید و بکر و یا اهتمام به موضوعات قدیمی و چندبار پرداخته شده اما به زبانِ روز و از منظری تازه است. از این روست که در گفتمانِ کلامی توکل و با سیر در ترانه هایش، کمتر اثری از «چشم و ابروی یار» یا «شمع و گل و پروانه» را می توان سراغ گرفت. آثار توکل چه از گلهایی ترینِ آثار او تا پاپیولارترین و عامیانه ترینِ آنها، حایز ویژگی تقریباً یکدستِ کلام با آهنگ است و آن به این دلیل است که وی، میان «شعر و ملودی» با «ملودی و شعر» قائل به تفکیک بوده و خود در مقام آهنگساز و ترانه سرا، حرکت در بستر زمان و امروزیتر بیان کردن را پیوسته مورد توجه قرار داده است. ایشان همچنین در مقام آهنگساز با ترانه سرایانی چون معینی کرمانشاهی، تورج نگهبان، بیژن ترقی و ... نیز همکاری داشته است که البته این همکاری ها اغلب مربوط به سالهای قبل از انقلاب بوده و در همان سالها و سالهای بعد، بیشتر آثار کلامی سرودهی خود اوست.
آهنگسازی
هر چند در خصوص ویژگیهای ملودیسازی و آهنگسازی فضلاله توکل بایستی صاحبنظرانِ این عرصه به بحث و گفتگو بپردازند، اما با کلی نگری می توان دریافت که توکل؛ چه به لحاظ ملودیپردازی و چه از حیث ریتم گزینی و همچنین در خصوص سازآرایی و چیدمان ارکستر و رنگ آمیزی آن، دارای سبک و شیوه ای منحصر به خود بوده که آثارش معمولاً حال و هوای خاصی را تداعی می کنند. توکل پس از فارغ التحصیلی با مدرک فوق لیسانس اقتصاد از دانشگاه کمبریج و بازگشت به ایران، از حدود سال 1345 فعالیتهای هنری اش را مجدداً با رادیو از سر گرفت و در سال 46- 45 اولین اثر آهنگین خود را با نام «قهر و ناز» به منصهی ظهور رساند و از آن زمان به جرگهی آهنگسازان پیوست. فضلاله توکل در آهنگسازی نیز چون نوازندگی اش، صاحب سبک و بیان شخصی است. تنظیم از منظر توکل، از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و عدم تحریفِ ملودی از این حیث در دیدگاه ایشان بسیار حایز اهمیت است. توکل چه در نوازندگی و چه در عرصههای ترانه سرایی و آهنگسازی، متأثر از محیط اطراف و افراد پیرامون خود بوده و این مهمّ یکی از رموز مانایی آثار اوست.
خوانندگی
وجه کمتر پرداخته شدهی هنری در مورد فضلاله توکل، خوانندگیِ اوست. چندی پیش در مراسم نکوداشت «نادر گلچین» در تالار وحدت، مخاطبان حاضر در سالن شاهد هنرنمایی و خواندن توکل در حین نوازندگی او بودند. هر چند خواندن توکل مسبوق به سابقه بوده و ریشه در ایام کودکی و نوجوانی او داشته است، اما این بار پس از سالها همچون آتشِ زیر خاکستر سر برون آورده و با لحن و بیان خاصِ خود، نگاه ها را بیش از پیش به خود جلب کرده است.
هنرمندی که هم نغمه می پردازد، هم می سراید و هم خود در جهت اجرای آن، بانگ سر می دهد و امید که با طول عمر بیشتر ایشان توأم با عزت و سلامت، شاهد آثار بسیاری از این سَرایندگی و رامشگریِ عاشقانه باشیم.
این نوشتار به تاریخ 4 آبان 95 ، در ضمیمه ادبی و هنری روزنامه اطلاعات به چاپ رسید.
قول و غزل در ساز و سخن...
ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 17:01