هجرت: آغاز مفارقت و نقطهی انفصال
در پیِ درگذشت محمد حیدری در غُربت
محمدرضا ممتازواحد
mohammadrezamomtaz@gmail.com
واکاوی شخصیت هنری هنرمند فقید «محمد حیدری» از چند منظر حائز اهمیت است. نخست، مبحث نوازندگی که شاید بُعد کمترپرداختهشده در مورد ایشان بوده باشد، زیرا آنچنانکه سرپرستی و رهبری گروه و آهنگسازی و ملودیپردازیهای او مورد توجه بوده، نوازندگی او مورد توجه قرار نگرفته است. تلمذ کوتاهمدتش در محضر «ابوالحسن صبا» و بهرهگیری از محضر «عبداله دوامی» و «محمد ایرانی مجرد» و همچنین تأثیرپذیریاش از هنرمند جوانمرگ «حسین صبا»، وی را به شیوهای از نوازندگی سنتور رهنمون ساخت که حیدری را دارای سبکی متمایز میکرد.
محمد حیدری (متولد دیماه 1316، درگذشت 3 شهریور 1395) در حدود 18 سالگی (1334) با ارکستر شمارهی یک اداره هنرهای زیبا به سرپرستی ابوالحسن صبا شروع به همکاری کرد و دو سال بعد نیز با گروه دیگری از این مرکز یعنی ارکستر «نصرتاله گلپایگانی» مشغول به فعالیت شد.
از نکات قابل توجه در خصوص نوازندگی محمد حیدری، «مضرابگزینی» ایشان است. اشراف کامل و احاطهی وی به مضرابها و تکنیکهای مخصوص ساز سنتور اعم از استفاده از دراب1های زیبا و در عین حال مشکل و تکیه2های تمیز، پاملخی3ها و جفتمضراب4های معمول و گاه غیرمعمول، اجرای دقیق سر ضربها (آکسانها)، استفاده از تمام پوزیسیون5ها و مهارت در اجرای پاساژ6های مشکل و جابجایی اکتاوها و همچنین کم و زیاد کردن و یا خفهکردن مناسب و بهموقع صدای سنتور؛ از جمله ویژگیهای قابل تأمل در مختصات نوازندگی محمد حیدری است.
چابکی و سرعت مضرابهای ایشان در عین شمردهبودن ریز7هایش، یکسانبودن قدرت مضرابهای راست و چپ و تسلط وی بر انواع ضربها و اجرای درست قطعات بهخصوص از لحاظ ریتم که شامل رعایت سرعت و تمپو [تندا]یِ صحیح قطعه و نگهداری و تنظیم صحیح وزن و ریتم در جملات آوازی و هم جملات ضربی و در نهایت، «خارج ساختن صدایی صاف، شفاف، پرقدرت و پرطنین از سنتور»؛ که این مورد به زعم نگارنده، از اهمّ موارد یاد شده محسوب میشود.
در یکی از آثار تصویری موجود از محمد حیدری در سایت آپارات که گویا مربوط به برنامهی «میعاد ماه» به سال 1353 میباشد، شاهد هنرنمایی ایشان به همراهی هنرمندان «حسن ناهید»، «محمد اسماعیلی» و «نادر گلچین» هستیم. در بحث نوازندگی (تکنوازی و همنوازیِ) ایشان، از نکاتی که قابل توجه است، مقولهی «جوابِ آواز» توسط اوست. درک صحیح حیدری از ارتباط منطقی بین جملات، قرینهسازیها و تکثیر جملات، رعایت قرینههای دور و نزدیک بسیار دقیق و حسابشده بوده که در این میان قطعاً، بینش عمیق ایشان از ردیف موسیقی ملی و آگاهی از ظرایف و دقایق و آرایههای خاص آن در این خصوص بسیار تأثیرگذار بوده است. (علاقهمندان برای مطالعه تطبیقی و تأمل بیشتر در خصوص سبک نوازندگی محمد حیدری میتوانند به دیگر آثار دیداری و شنیداری ایشان ازجمله «گلهای تازه برنامهی شمارهی 129» (دیوانه محبت جانانهام هنوز/ سرودهی «پژمان بختیاری») با همکاری «اسداله ملک»، محمد حیدری، «جهانگیر ملک» و «ایرج» که با صدابرداری «محمد جهانفرد» و گویندگی «فخری نیکزاد» صورت گرفته، مراجعه کنند.)
چیرگی و تبحر او چه در فرم ساز و آواز و چه در فرهای ریتمیک، توجه به نکته بسیار مهمی را جلب میکند که محمد حیدری در خصوص تغییر جایگاه سنتور از نقش «همنشینی» به نقش «جانشینی»، از پیشگامان بوده است. تا قبل از به عرصه رسیدن هنرمندانی چون فرامرز پایور و محمد حیدری، سنتور بیشتر و غالباً ماهیت همنشینی را در ارکسترها و گروههای موسیقی ایرانی ایفا میکرد ولی پس از ظهور این دو هنرمند، سنتور ماهیت جانشینی پیدا کرد و برخلاف جریان معمول که معمولاً تار و کمانچه (و در آن زمان ویلن و پیانو)، نقش مرکزیت همنوازیها را ایفا میکردند؛ از عصر پایور و حیدری به بعد، «سنتور» نیز نقش محوریت و «مدیریت» به خود گرفت و هستهی مرکزی گروههای موسیقی ایرانی شد.
محمد حیدری در اجراهای خود قائل به فرمهای پنجگانه بود. پیشدرآمد، چهارمضراب، ساز و آواز، تصنیف و رنگ در بیشتر آثار رسمی و موسیقی دستگاهیِ او مشهود است. اینجا ذکر نکتهای ضرورت دارد که حیدری در خصوص اجرای فرمهای مذکور (البته به غیر از فرم تصنیف و ترانه که در جای خود به آن خواهیم پرداخت) به سنتهای موسیقی کلاسیک ایرانی پایبند بود. آثار تصنیفی ایشان در خصوص اورتورها، چهارمضرابها و رنگها و همچنین اسلوب نوازندگیاش در فرم مهم «ساز و آواز» توجه و اهتمام او را در رعایت ظرایف و دقایق و حفظ آرایههای ردیف روشن میسازد. بهعبارتی در فرمهای یاد شده، منطق ملودی پردازیهای ردیف موسیقی دستگاهی تا حد بسیاری هویدا و حکمفرما است. اما در مقام مصنف در خصوص آثار تصنیف و ترانه، حیدری در برآیند سنت و مدرنیته و بهعبارتی در محوری مابینِ نمودار موسیقی کلاسیک ایرانی و نمودار موسیقی پاپیولار قرار میگیرد. در اینجا منطق ملودیپردازیهای ردیف موسیقی دستگاهی کمرنگ و گفتمانِ او بر پایهی استحالهای بنیادین و تأویل حرکت ملودی ردیف و بهعبارت بهتر، خوانش بر مبنای آموزههایی ملهم از ردیف است.
آثار آهنگسازی و ملودیسازی محمد حیدری هم از حیث ملودیپردازی و هم از جهت ریتم و مترگزینی، حائز گفتمانی است که با گفتمانِ حیدری در دیگر فرمهای موسیقی دستگاهی بهخصوص فرم ساز و آواز متفاوت جلوه مینماید. فرم ملودیک و ساختار جملهبندی اینگونه آثار و انتخاب شعر و ترانه از پیش سروده شده و یا بعداً سرودهشده توسط ترانهسرا و همفکری این دو (یعنی آهنگساز و ترانهسرا) با هم، نیل به سلایق و علایقِ اکثریت توده مردمی را در پی داشته و اغلبِ آثار تصنیف و ترانه حیدری را در عین عامهپسندبودن، بسیار خاطرهانگیز و جاودانه ساخته است. این مهم به خصوص پس از قطع همکاری ایشان با وزارت فرهنگ و هنر (در سال 1350) به اوج خود رسید که بهزعم نگارنده، آن مقطع زمانی، تولد دوباره محمد حیدری بود.
نگارنده، این بحث را به صاحبنظران عرصهی آهنگسازی واگذار کرده و امید است که سبک ملودیسازی و ملودیپردازی محمد حیدری و همچنین مقولهی تنظیم از منظر این هنرمند فقید بهصورت کارشناسانه مورد بررسی قرار گرفته، تا شاید با بررسی تطبیقی آن از ابعاد معناشناختی، نشانهشناختی و پیامشناختی، تا حدی آسیبهای عرصهی تصنیف و ترانه در حدود چهار دههی اخیر مشخص و مرتفع شود. این مهم بدون بررسی مبانی موسیقایی و فراموسیقایی در آثار محمد حیدری و تحلیل اندیشههای ذهنی و فراذهنی او از موسیقی دستگاهی از مناظر ماهوی، محتوایی و زیباییشناختیِ آثار وی، میسر نخواهد شد.
اما مقولهی تدریس در خصوص محمد حیدری را نیز نباید از یاد برد. حیدری از سن بیست و چهار سالگی (1340) به تدریس در هنرستان موسیقی ملی و کلاسهای شبانهی هنرستان همت گمارد و شاگردان بسیاری بهصورت مستقیم و غیرمستقیم، محضر او را درک کردند که اکنون در زمرهی نوازندگان بسیار مطرح ساز سنتور میباشند.
متأسفانه، محمد حیدری آنگونه که باید حقش ادا نشد چه در زمان حیاتش که اتفاقاً باید در این دوران به ایشان پرداخته میشد. بستر زمان، حقانیت او و آثار ارزندهاش را به آیندگان باز خواهد شناساند. امید است که در خصوص دیگر هنرمندان مهاجر آن سوی مرزها و آن معدود آهنگسازان بازمانده از عصر طلایی موسیقی ایران نظیر «جهانبخش پازوکی»، «اسفندیار منفردزاده»، «محمد اوشال»، «منوچهر چشمآذر» و ... اهتمام بیشتری صورت پذیرد.8
هنرمند با هجرت، هویت و ملیتش تغییر نخواهد کرد. یک ایرانی، در هر جای جهان که باشد، یک ایرانی است. باشد که هیچ هجرتی، آغاز مفارقت و نقطه انفصال واقع نشود.
پینوشت:
- درّاب: یک ریز کوتاه متصل به یک تک قوی.
- تکیه: (= زینت) از عوامل تزیین در نتهای موسیقی و اجراگر تحریرها در موسیقی آوازی.
- پاملخی: مضرابی در سازهای ضربهای (مانند سنتور) بهصورت یک راست و دو چپ.
- جفتمضراب: اصطلاحی در نواختن مضراب سنتور هنگامی که دو مضراب در یک لحظه و با هم بر سیمها اصابت کنند.
- پوزیسیون (position): (= شکل ظاهر) در ساز سنتور سیمهای زرد و سفید و پشت خرک را به ترتیب پوزیسیونهای اول، دوم و سوم گویند.
- پاساژ (passage): رابطه و وصلکنندهی دو قسمت مهم در یک قطعهی موسیقی.
- ریز: تداوم ضربههای سریع و آزاد راست و چپ در سازهای مضرابی.
- همچنین هنرمندان نسل بعدی نیز شایان توجه و بررسی هستند.
منابع:
- اکبرزاده، پژمان. 1381. موسیقی دانان ایرانی، جلد دوم، انتشارات روشنک، تهران.
- تارنمای آپارات به آدرس www.aparat.com.
این نوشتار در مجلهی هنر موسیقی (شمارهی 161- آبان ماه 95) به چاپ رسید.
قول و غزل در ساز و سخن...
ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 6:36