درگذر از زادروز «کوروس سرهنگزاده»
غفلت و هزار راه نپیموده

نگارش: محمدرضا ممتازواحد
صدا یا صوت، فارغ از رویکردهای موسیقایی و یا رویکردهای فراموسیقایی معمول در عرصههای نگارشی و پژوهشیِ موسیقی، آنطور که باید و شاید مورد توجه و بررسی قرار نگرفته است. صدا، به عنوان انرژی یا موجِ حاصل از ارتعاش، دارای کیفیت و کمیتی است که تحلیل پارامترهای این مؤلفهها خود حایز اهمیت ویژهای در بررسی مطالعات موسیقایی خواهد داشت. حال، جدای از مباحث آکوستیکال و فونولوژیکال که توسط متخصصین خبره این حوزهها بایستی تبیین و تشریح گردد، بررسی خصوصیات و ویژگیهای صوتی چون «بسامد»، «طول موج»، «دامنه و سرعت» و «شدت صوت» در این میان شایان اهمیت خواهد بود. باید توجه داشت که صدا را باید در حالت کلی کلمه موردنظر قرار داد: sound، voice و noise که در این میان قدرمسلم موارد اول و دوم، مدنظر نوشتار حاضر است. همانطور که عنوان شد صدا حایز مؤلفههای کیفی و کمی است. مؤلفههای کیفی غیر قابل اندازهگیری و مؤلفههای کمی قابل اندازهگیری هستند. مؤلفههای کیفی چون جنس و طنین، رنگ و تنالیته، حالت و انعطاف، حس و حال و... ؛ و مؤلفههای کمی چون حجم و قدرت، ارتفاع و وسعت، شدت و ضعف و بُرد و... . امواج صوتی را در زمره کمیتهای گسسته (کوآنتیده) در فیزیک کلاسیک برمیشمارند و اساساً صوت، کمیتی نردهای (اسکالر) است که شامل بزرگی و اندازه بوده و از آن جهت که فاقد جهت است، کمیتی برداری محسوب نمیگردد.
با تمامی این تفاسیر، صوت انسانی، انرژی و موجی القاءپذیر و انعطافپذیر است. در کلیه هنرهای صداپردازی (اعم از اجرا، گویندگی، دوبله، صداپیشگی، خوانندگی و آواز، هنرپیشگی و ...) ؛ هنرمند با حالات صدایی خود و با توجه به پیامِ کلام موردنظر، معنی و مقصود خود را میرساند. در موسیقی آوازی، خواننده و آوازخوان با توجه به پیام موردنظر در موسیقی و کلام، حالات صدایی خود را تغییر میدهد. اگر ملودی و کلام مضمونی شاد و طربانگیز داشته باشد صدا به همین سمت سوق مییابد و بالعکس اگر ملودی و کلام حزنآور و اندوهگین باشد، صدا نیز حالات مذکور را به خود میگیرد. اما در مواردی بسیار نادر و استثنایی، صدای خواننده و آوازخوان حالتی است که هم حالت غم و هم حالت شادی از آن متبلور است. هنرمند پیشکسوت «کوروس سرهنگزاده» (متولد 10 تیر 1316)، از جمله انگشتشمار خوانندگان ایرانی است که حایز صدایی است که حالت هیبریدی را میتوان به آن اطلاق داشت. بهعنوان نمونه در اثر «من برای تو هلاکم/ زیر قدمهای تو خاکم» (برگرفته از یک شاخه گل برنامه شماره 455 به آهنگسازی محمد میرنقیبی و با کلام هما میرافشار)؛ صدای وی به حالتی است که در آن شادی و غمِ توأمان با هم به گوش میرسد. این فرضیه برای نیل به نظریهای متقن، نیازمند مطالعات و تحقیقات بسیار است ولی تا همین حد بایستی توجه داشت که اولاً با بررسی ویژگیهای صوتی تمامی خوانندگان و آوازخوانان مرد و زن در فرهنگ صوتی 112 سالهمان، نتایج بسیار جالب توجهی حاصل میگردد و دیگر این که در خلال مطالعات و تحقیقات در عرصه فعالیتهای مکتوب موسیقایی، هنوز خلاء بسیاری از آثار نگارشی و پژوهشی محسوس و مشهود است. در جوامع دیگر راجع به کوچکترین اثر یک هنرمند و با کمک و بودجه دولتی، مقالات و رسالات و کتابهای فراوان به رشته تحریر درآمده و منتشر میگردد ولی در کشور ما، هنرمندی چون کوروس سرهنگزاده که به تازگی هشتاد ساله شده، چهار دهه است که مورد غفلت واقع شده است. غفلتی به مدت نیمی از عمر شریف این هنرمند تا کنون!
این نوشتار به تاریخ 26 تیر 96، در روزنامه صبا به چاپ رسید.
بهانگیزه 20 تیر؛ زادروز «بیژن بیژنی»
حرفی دیگر؛ صدای ماندگار ایران من

نگارش: محمدرضا ممتازواحد
«حرفی دیگر» تازهترین آلبوم موسیقی به خوانندگی «بیژن بیژنی» (متولد 20 تیر 1332- بابل) است که با آهنگسازی محمدجواد ضرابیان و در آستانه نوروز 96 منتشر شد. اشعار ترانهها از حسین منزوی، عبیدزاکانی، امیرهوشنگ ابتهاج، رهی معیری و بانو سیمین بهبهانی است که سه قطعه از هفت قطعه این آلبوم، براساس سرودههایی از شادروان حسین منزوی است. این مجموعه در قالب ارکسترال و برای سازهای کلاسیک غربی و سازهای ایرانی تنظیم شده است. هرچند که اثر مذکور در سال 92 ضبط گردید ولی سرانجام، اندکی پیش از نوروز 96 توسط شرکت سروش به بازار عرضه شد.
یکی از قطعات مذکور در این آلبوم قطعهای است بهنام «ایران من» که چون سایر قطعات آن بسیار شنیدنی است. در گفتمان موسیقی محمدجواد ضرابیان و بهویژه در قطعه ارزنده «ایران من»، ملودی اثر همراه با چینش سازها ضمن تعامل سازهای مضرابی (بهویژه سنتور)، سازهای بادی، سازهای کوبهای و سازهای کششی با همدیگر و گاه تقابل و رویاروییشان با یکدیگر؛ برخلاف اغلب آثار ساخته شده با مضمون وطنی و ایران که حماسی است، در این اثر رویکردی غنایی- حماسیِ توأمان را معمول و ملحوظ داشته است. حال بهغیر از هنرمندی جناب ضرابیان در ملودیپردازی و ارکستراسیون و بهویژه پی بردن به موسیقی نهفته در سروده زیبای شاعر فقید جناب حسین منزوی، آوای گرم و تأثیرگذار هنرمند ارجمند جناب بیژن بیژنی نیز، مؤلف اثر را در راستای تحقق ایدهآلِ ذهنی او یاریگر و مددساز گشته است.
خوانش بیژن بیژنی در این اثر چون سایر آثارش، «مینیاتوری» و بهزعم راقم این سطور، «در پسِ پرنیان تحریر» است. حال تحریر آوای گرم و یا تحریر قلم توانمندش که در عین حال، بیانِ هر دو یکی است بهطوری که بیژنیِ خوشنویس و یا بیژنیِ نغمهخوان را با یکدیگر عجین کرده است. بیژنی در هنگام خوانش این اثر، ملودی ضرابیان و سروده منزوی را با قلم مینگارد. بیژنی با آوایش، موسیقی ضرابیان و سروده منزوی را به تصویر کشیده است. این مهم حد اعلاء و غایت کمال یک اثر است که مثلث هنری مذکور در آن موفق بودهاند و در این میان، نقش تأثیرگذار بیژن بیژنی را نباید نادیده انگاشت. برای قطعه ایران من، نماهنگی نیز تدوین یافته است. حال فارغ از زحمات تدوینگر تصویری محترم جهت ساخت نماهنگ اثر مذکور، تصاویر این اثر را میشد بدون دیدن این نماهنگ نیز در ذهن تداعی کرد زیرا که موسیقی و شعر و آوازِ متصورانهی آن، تصویرآفرین و تصویرساز است.
خوشنویسیِ بیژنی نیز شنیدنی است. گویی که از کاغذ، آواز خوش او به گوش میآید. رسمالخطی آمیخته با تناسب و توازن و تقارنِ در تحریر، همراه با موسیقی حروف و رقص واژگان که در پیدایِ خط شکسته نستعلیقاش، آوازی پنهان را سر داده است. برای بیژن بیژنی، آوازخوانِ خوشنویس، سلامتی و بهروزی روزافزون آرزو میکنیم.
این نوشتار به تاریخ 20 تیر 96، در روزنامه ایران به چاپ رسید.
بهانگیزه 14 تیر؛ زادروز «محمد اصفهانی»
دریا آیینهوار میدرخشد در پیش رو

نگارش: محمدرضا ممتازواحد
با بررسی شرح حال و کارنامه هنری دکتر«محمد اصفهانی» (محمدمهدی واعظاصفهانی- متولد 14 تیر 1345)، درمییابیم که وی برخاسته از خاستگاه و پایگاهِ قرآن و موسیقی مذهبی است. بستر رشد و نمو فرهنگی و اندیشهای محمد اصفهانی در کانونی مذهبی- هنری شکل گرفت. مرحوم پدرش که وی نیز شخصی خوشصدا و پزشک بود به فراست، ذوق و قریحه خواندن را در فرزند تشخیص داد و کودک خردسالش را جهت فراگیری قرائت قرآن کریم ترغیب و تشویق نمود و همچنین بعدها توسط دایی مرحومش (بهمن بوستان) که شخصی ادیب و موسیقیشناس بود به مکتب محمدرضا شجریان راه یافت و در کنار شناخت قواعد قرائت و مقامهای قرآنی که آنها را پیشتر به سه روایت نزد اساتید فن آموخته بود، موسیقی دستگاهی و ردیف موسیقی ملی ایران را نیز نزد علی جهاندار فراگرفت. پس پشتوانه این صدا؛ قرآن، موسیقی مذهبی و موسیقی دستگاهی است.
محمد اصفهانی صاحب صدایی است که به لحاظ مؤلفههای کمی صدا نیز حایز صدای درخورتوجهی است ولی بهزعم راقم این سطور، بیش از هر چیز مؤلفههای کیفی صدا و بهعبارت بهتر کوآلیتهی صدای اوست که جلبنظر مینماید. این کوآلیته همراه با تنالیتهای قابل توجه، حالت جاذبهبرانگیزی را به صدای وی بخشیده است. حال اگر جناب اصفهانی بخواهد پاپ ایرانی بخواند و یا آواز ایرانی! بههر حال فرقی نمیکند؛ آوای او گیراست.
با بررسی بیش از دو دهه فعالیتهای هنری ایشان و با غور و تأمل در حافظه تاریخی و خاطره جمعی ایرانیان، محمد اصفهانی توانسته با همان اندک اجرای آوازهای خود، وجه پاپیولاریتهی آواز ایرانی را دوباره و پس از گذشت چند دهه از دوران طلایی این گونه آوازی، عینیت و تبلور بخشد. هنوز هم پس از گذشت بیش از دو دهه، آواز همهگیر و فراگیرِ «همه میپرسند چیست در زمزمه مبهم آب.... » از ذهنها پاک نگشته است. هنوز آثاری چون «گلشن نور» (آواز و تصنیف در دستگاه سهگاه) و «زرینکلاه» (آواز و تصنیف در دستگاه همایون) همراه با رقص مضرابهای سنتور مجید اخشابی، در یاد و خاطره ایرانیان نقش بسته است. هنوز آوازهای سلویش چه در متن تصنیفها و ترانههای خود و چه در متن آثار همصداییاش با دیگر هنرمندان از جمله آن اثر بهیادماندنیاش همراه با علیرضا عصار، در اذهان عمومی باقیمانده است.
در گزیدهکاری محمد اصفهانی و احترام او به مخاطب جای هیچ شک و تردیدی نیست ولی از جهتی، علق ملی و توجه و اهتمام وی را به فرهنگ اصیل ایرانی و موسیقی دستگاهی و آواز نیز نمیتوان نادیده پنداشت. در ایامی که موسیقی پاپ ایرانی تقریباً منسوخ شده بود، محمد اصفهانی بههمراه یکی دو خواننده دیگر توانست با خوانشی در خورتحسین این ژانر موسیقی را دوباره احیاء نماید؛ پس انتظار این است که در حال حاضر نیز که آواز ایرانی در اوضاع نابسامانی است، اهتمام ایشان را در این خصوص بیشتر و بیشتر شاهد باشیم بهخصوص در شرایطی که او هم به لحاظ سنی و تجربه و هم به لحاظ درک و بینش هنری و توان اجرایی، در اوج پختگی است و البته همانطور که شرحش رفت، خاستگاه و پایگاه و پشتوانه این صدا نیز اینگونه اقتضاء مینماید.
پایانبخش این نوشتار، متن سروده اولین اثر پخش شده با صدای محمد اصفهانی در تیتراژ پایانی سریال آوای فاخته به آهنگسازی فریدن شهبازیان و کلام ساعد باقری در سال 1373 است: «دریا آیینهوار میدرخشد در پیش رو/ چون رود ما قطرهها سوی دریا در جستجو/ این رود نتواند که بماند بیعبور/ رو کرد به گذشتن گرچه نزدیک گرچه دور/ چندی اگر در خاکم نهان/ چون دانهای در باغ جهان/ تاب و تب رویش در دلم/ تا برکشم سر بر آسمان/ دل را پر میدهم تن را وامینهم میپویم تا شهرجان/ از هر بندی رها منزلگاهم کجا آن سوی هفت آسمان».
این نوشتار به تاریخ 17 تیر 96، در روزنامه صبا به چاپ رسید.
قول و غزل در ساز و سخن...
ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 255 تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 5:58