بهیاد پیرِ سازسازی ایران، «ابراهیم قنبریمهر»: تأملی بر الگوها و انگارههای تصویری سازها

خرید بک لینک

بهیاد وبلاگ پیرِ کلمه وبلاگ سازسازی کلمه وبلاگ ایران، کلمه وبلاگ «ابراهیم کلمه قنبریمهر»

وبلاگ تأملی کلمه بر وبلاگ الگوها کلمه و انگارههای وبلاگ تصویری کلمه وبلاگ سازها کلمه

نتیجه وبلاگ تصویری کلمه برای ابراهیم قنبری مهر

نگارش: محمدرضا ممتازواحد

چند سال گذشته، نوشتاری از راقم این سطور برای یکی از نشریات تخصصی گرافیک تدوین و نگارش شد که متأسفانه با توجه بهوضعیت نهچندان مناسب مطبوعات در حال حاضر، آن نشریه هیچگاه تداوم نیافت. سردبیر محترم آن نشریه («مرتضی محمدیان»- نویسنده و منتقدِ پیشکسوت و خلاق ادبیات، سینما و موسیقی) موضوعی را بهنگارنده پیشنهاد داد که بیشتر بر ویژگیهای بصری وبلاگ سازها کلمه ی ایرانی دلالت داشت و ساز و آلات را از منظر ریختشناسی (فُرمشناسی) مورد بحث و بررسی قرار میداد. البته شاید سوژهی این نوشتار آن هم برای یک نشریه تخصصی موسیقی موضعیت جدی و فنیای نداشته باشد ولی شاید از منظری، دگراندیشی و دگربینی به وبلاگ سازها کلمه ی موسیقی ایرانی و البته وبلاگ سازها کلمه ی ملل دیگر را موجب و موجد سازد.

1- وبلاگ تأملی کلمه بر وبلاگ الگوها کلمه و انگارههای وبلاگ تصویری کلمه وبلاگ سازها کلمه

1-1- مقدمه

نوشتار را با تقسیمبندی سازهای ایرانی که توسط شادروان «پرویز منصوری» صورت گرفته آغاز میکنیم:

«الف) سازهای مضرابی 1 (زهی – زخمهای): تار، سهتار، عود، دوتار، تنبور، رباب و قانون

ب) سازهای مضرابی 2 (زهی- کوبی): سنتور

پ) سازهای زهی- آرشهای: کمانچه و قیچک

ت) سازهای بادی: نی، سرنا، کرنا، دوزله و بالابان

ث) سازهای ضربی: تنبک، دهل، دایره، نقاره و گورگه» (منصوری، 1380: ص 13)

با نگاهی متفاوتتر به این تقسیمبندی درمییابیم که اغلب سازهای هر گروه بهلحاظ شکل و تصویر، شباهت بسیاری با هم دارند و شاید یکی از دلایل سیستم طبقهبندی سازها همین عامل باشد. مثلاً در گروه سازهای زهی- زخمهای، شباهت ظاهری تنبور با دوتار و سهتار و اندک شباهتش با تار و عود (البته فارغ از تفاوتهای فاحش در ارگانولوژیک هر یک از سازها با یکدیگر) به لحاظ مختصات وبلاگ تصویری کلمه تأملبرانگیز است. البته این شباهت ظاهری با ساز قانون بههیچوجه مصداق نمییابد که خود جای سئوال دارد؟!

2-1- ریشههای پیدایش و تکامل سازها

توضیحات فوق در حقیقت مقدمهای بود برای مبحثی به نام « وبلاگ الگوها کلمه و انگارههای وبلاگ تصویری کلمه سازها». این مبحث، فارغ و فَرای از مباحث «سازشناسی» و « وبلاگ سازسازی کلمه » بوده ولی دقیقاً بر حُول هر دو مبحث در حال دَوَران است.

با بررسی ریشههای پیدایش و تکامل سازها و بهعبارتی سیر تکوینی و تکاملی سازها در هر قوم و مللی که مبحث مهم «کرونولوژی» سازها را در برمیگیرد، ناخودآگاه با تمدن، تاریخ فرهنگی، آداب و رسوم اجتماعی و روحیات آن قوم و ملل آشنا شده و تبادلات و تعاملات فرهنگی هنری آنها بیش از پیش آشکار خواهد شد. بررسی تاریخ موسیقی یک قوم، در حقیقت بررسی تاریخ تمدن و فرهنگ آن قوم بوده و بیتردید، «تکامل سازها بر تاریخ فرهنگ ملل مبتنی است.» (مسعودیه، 1383: ص 227)

به عنوان مثال ساز «تنبور»(تنبره) که معرب «تونبره»ی هندی است به معنی کدوی تلخ میباشد و بهدلیل این که این ساز را اصالتاً از کدو میساختند در حجاز به همین نام اشتهار یافت. قرنها بعد «عبدالقادر مراغی» در کتاب «مقاصدالالحان» در توصیف «تنبور شروانیان» و «تنبور ترکیه» در قسمتی نوشته است: «.... و آن بر هیأت امروزی (گلابی) باشد» که شکل ظاهری ساز مذکور در قرن نهم ه.ق را با افاضات و تقریرات فنی عبدالقادر مراغی در توصیف گروه سازهای «ذوات الاوتار مقیدات» میتوان دریافت. این مسأله مؤید نکته مهمی است که سیر تکوینی و تکاملی ساز تنبور از زمان فتح ایران تا قرن نهم هجری (یعنی چیزی حدود هشت الی نُه قرن) تغییر صوری تقریباً از کدویی شکل تا گلابی شکل داشته است و صد البته که نظام فواصل و پردهبندی آن نیز در این مدت تکامل یافته است.

یا نمونهای دیگر که ساز «رباب» است و در کشورهای مختلف به اشکال «رباب مربع»، «رباب استوانه»، «رباب کدویی» و «رباب کُرَوی» موجود است. نکته جالب این که در ملل پیشرفته و متمدنتر، ساز و آلات موسیقی و اساساً نظام ساختاری موسیقی – بهخصوص در حوزه موسیقی شهری و رسمی- آنها تکاملیافتهتر و پیچیدهتر میباشد. این مسأله در مورد پنج تمدن نخستین و از جمله ایران - که یکی از همین پنج تمدن است و به دلیل عبور جاده ابریشم از آن، شاهراه تمدنها نامیده شده و مرتباً با ملل دیگر در تبادل بوده است- ، بسیار مصداق مییابد.

مختصات تصویری ساز و آلات ملل متمدن از جمله وبلاگ ایران، کلمه بسیار شکیل و در عین حال پیچیده و تکاملیافتهتر است. البته نمونههایی که عنوان شد در جای خود به صورت تفصیلی به آن پرداخته خواهد شد و این سطور در حقیقت دیباچهای بود تا خوانندگان محترم این نوشتار، با دیدگاه و رویکردی متفاوت تا به امروز به ساز و آلات موسیقی نگریسته و ارتباط تصویری و به عبارت بهتر انگارههای تصویری سازهای مذکور را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند. کما این که تصویرنگاری و به عبارتی «ایکونوگرافی» سازها بر اساس کشفیات باستانشناسی، از دیرباز در خصوص مباحث تحقیقی بر روی سازها اهمیت ویژهای داشته و دارد. اولین ساز مورد بحث و بررسی در این خصوص، ساز تنبور خواهد بود.

2- تنبور؛ تصویر و تصوّر

اگر از دیدگاهی دیگر سازها را مورد بحث و بررسی قرار دهیم، «ساز» تصویری تصوّرانگیز است. ترسیم و تجسم انگارههای ملودیک- ریتمیک نغمات یک ساز، از مختصات تصویری آن و ارتباط تصویریاش با ذهن مخاطب، تفکیکناپذیر است. ساز، تصویری تصوّرآور و تصوّری تصویرآفرین است. تصویر و تصوّر یاد شده در تمامی سازها از جمله سازهای ایرانی کاملاً مشهود است.

ساز «تنبور» از جمله سازهای کهن ایران زمین است که قدمت آن را بیش از 3500 سال نوشتهاند بهگونهای که اشکال مختلف آن در حجاریها، نقرکاریها و کندهکاریهای بهجای مانده از عصر باستان قابل تشخیص است از جمله «از روی سه مجسمه گلین کوچک بازیافته شده در خرابههای شوش، شاخص یک تنبورنواز [قابل رؤیت است].» (ستایشگر، 1381: ص 282) اولین ویژگی تصویری این ساز – شاید – در وجه تسمیه آن نهفته باشد؛ «تُنب» + پسوند «ور». تُنب را با «برآمدگی» مترادف دانستهاند که احتمالاً اشاره به انحنای کاسه آن است و البته تعاریف و تفاسیر ذکر شده در «برهان قاطع» و «فرهنگ آنندراج» نیز در خصوص تنبور حائز اهمیت است.

1-2- تناسب هندسی در ساختمان تنبور

همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، در ملل متمدن و پیشرفتهتر، ساز و آلات موسیقی و اساساً نظام ساختار حاکم بر موسیقی – بهخصوص موسیقی شهری و رسمی- آنها تکاملیافته و پیچیدهتر میباشد. این پیچیدگی در سازهای ایرانی در نهایتِ سادگی است. سیر تکوینی ساز تنبور از ابتداییترین اشکال آن (از جمله ساخت این ساز از کدوی هندی و کدوی قلیان و یا حتی از امعاء و احشاء حیوانات) تا بهشکل امروزیاش؛ نشان از تکامل چند هزار سالهای است که بر تاریخ فرهنگ و تمدن کهن ایرانی مبتنی است. البته نکتهای نیز حائز اهمیت است که در خصوص تاریخچه هیچکدام از سازهای موجود به روشنی سخن نمیتوان گفت، زیرا نتیجه واحدی را دربرنخواهد داشت. بهخصوص تمدن غنی ایران که شاهراه پیوند و اتصال تمدنها بوده و تبادلات فرهنگی بسیاری را با اقوام و ملل دیگر – توأم با تأثیرات و تأثرات فراوان – داشته است.

دسته، کاسه طنینی، سیمگیر، گوشیها و وترهای تنبور در نهایتِ تناسبی متقارن است. طول کاسه ساز (cm 35)، طول دسته از محل شیطانک تا کاسه (cm 35) و حتی قسمت قرارگیری گوشیها (cm 10) دارای تناسباتی هندسی است (البته این اندازهها همواره ثابت نیست!). قرینههای موجود حتی در صفحه ساز با محاسبات و معادلات همراه بوده است. تناسب، تقارن و توازن در اجزاء ساز تنبور – و دیگر سازهای ایرانی – بسیار تأملبرانگیز است. سه مؤلفهای که هنر طراحی – و طرحهای تصویری – را در ذهن متبادر میسازد. یک سازنده ساز در حقیقت صنعتگری طراح است. سازندهی ساز، مهندس و سازگری است که با محاسبات ریاضی و فیزیکِ صوت سرکار داشته و علم و صنعت را در راستای هنر بهپیش میبرد. سازندگان ساز در جهت هر چه بیشتر نمایاندن ویژگیهای بصری ساز و گسترش امکانات اجرایی آن کوشیدهاند ولی این تلاش هنرمندانه در فضای سنتی حاکم بر موسیقی ایرانی ناکام مانده است!

2-2- هنرهای ظریفه؛ تبلور ویژگیهای بصری و تصویری ساز

«احسان خازنی» (نویسنده، پژوهشگر و آسترولوژیست) نکتهای را یادآور شد که شایان ذکر است. ساخت سازهای ایرانی و ترکیب آنها با هنرهای ظریفهای چون معرق، منبت و خراطی نه تنها در خصوص ساخت یک ساز ایرانی، بلکه در جهت هر چه بیشتر نمایاندن هنرها و صنایع دستی ایران به ایرانیان و جهانیان سهم بسزایی خواهد داشت. ابتکاری که در قرن اخیر نمود بیشتری یافته و تلاش هر چه بیشتر در مورد آن بهخصوص بر روی سازهای باستانی از جمله «تنبور» جای کار بسیار دارد. البته نکته مخاطرهآمیز در اینجا است که مبادا تزئینات ساز بر سونوریته و سنن حاکم بر صدادهی ساز تأثیر بگذارد! از یاد نبریم که ساز نیز هنر صنعت دست است و بهره گیری هر چه بیشتر از مؤلفه های بصری – در عین حفظ اصالت ساز و صدادهی آن- در این خصوص حائز اهمیت است.

3-2- فارابی و تلاش مصوّرانهاش

دانشمند بزرگ ایران «فارابی» در کتاب «موسیقی کبیر» اقسام تنبور و کوکهای آنها را تشریح و مورد بررسی و تحلیل قرار داده است که «تنبور خراسان»، «تنبور شروانیان»، «تنبور ترکی» (یا «تنبور دو سیمی») و «تنبور بغدادی» (یا «تنبور میزانی») از آن جمله است. نوازندگی تنبور ترکی (= ترکیه) بر خلاف نامش در شمال آفریقا متداول بوده و نوازندگان تنبور شروانیان نیز بیشتر از اهالی تبریز بودهاند. تنبور خراسان نیز از مباحث اصلی مورد تحلیل فارابی در کتاب موسیقی کبیر میباشد.

پژوهشهای صورت گرفته مشخص میسازد که «پایه و اساس گامهای مشرق زمین از پردهبندی تنبور خراسان است». (ستایشگر، 1381: ص 284) ترسیم دساتین و الحان مذکور توسط فارابی دانشمند ایرانی قرن چهارم ه.ق نیز تلاشی مصوّرانه جهت تبیین مباحث نظری موسیقی بوده که تلاش مذکور آنهم در آن مقطع زمانی، بسیار تأملبرانگیز است.

4-2- تنوع اشکال و وبلاگ الگوها کلمه ی تصویری

تنبور از ایران به سوریه و مصر و بعدها به اروپا و اروپای شرقی راه یافت و به همین دلیل است که انواع و اقسام مختلف این ساز در کشورهای دیگر نیز دیده میشود که از جمله آنها «تنبور مراکشی» است با هفت تار که منسوب به «زریاب» هنرمند ایرانی مهاجر به آن سوی مرزهای اندلس است و همچنین «تنبور چینی» موسوم به «تنپولا». ذوق بشری و البته ساختار موسیقی هر یک از این کشورها دست به دست هم داده و تنوع شگفت انگیزی را به این ساز بخشیده است. از کاسه گلابی شکل آن در ایران و سوریه گرفته تا کاسه بیضی شکل آن در «تنبور مصری».

تنبور انواع و اقسام بسیار داشته و بر آن اوتاری مشتمل بر دو، سه، چهار، پنج و شاید بیشتر میبستهاند و نوعی از آن را «نای تنبوری» گفتهاند که با کمانه (آرشه) مینواختند. با مطالعه در رسالات و متون قدیمی موسیقی، از مجموعه آنچه نوشته شده برمیآید که سازهای بربط (عود)، رود، کمانچه، سهتار، تار و ... از خانواده تنبور بودهاند و به تعبیر بهتر، وبلاگ الگوها کلمه ی تصویری این سازها – بیشتر – بر مبنای ساز تنبور تکوین و تکامل یافته است.

تنبور بر خلاف دیگر سازهای زهی- زخمه ای با سَرپَنجه و تمام انگشتان دست (پنج انگشت) از پایین به بالا نواخته میشود و شیوه نوازندگی این ساز، تصویری مضاعف بر تمامی تصویرنماییها و تصویرپردازیهای دیگر داشته و دارد. دگراندیشی و دگربینی فوق را میتوان درخصوص تمامی سازهای ایرانی و حتی غیر ایرانی ملحوظ و معمول داشت.

3- سازگر و طراحی تصویرساز

1-3- استاد و طرحهای تصویری پیدا و پنهانِ سازها

رشد صنعت وبلاگ سازسازی کلمه از حدود یکصد و اندی سال بهاین طرف، رو بهفزونی گرفت. شاید بتوان هنر اصلی سازسازان را رفع عیوب و نواقص سازها و تکامل آنها دانست و البته که این کمالافزایی بایستی با حفظ ارزشهای گذشته همراه بوده باشد. حال در این میان، صنعتگرِ هنرمند و استادی چون وبلاگ «ابراهیم کلمه قنبریمهر» (متولد 10 امرداد 1307) فارغ از مرتفع ساختن مشکلات سازها و احاطه تامّ به مکانیسم صوتی آنها و قوانین آکوستیکی، بهفاکتورها و اِلِمانهای صدادهندگی سازهای غیر ایرانی و ایرانی کاملاً واقف میباشد بهویژه که رویکردِ استاد پس از انقلاب 57، بیشتر به سمت و سوی سازهای ایرانی گرایش یافت.

بهزعم راقم این سطور، قنبریمهر گوش مخاطبان و سلیقهی صوتیشان را بهخوبی میشناسد و برای آنها احترام بسیاری قائل است و وحدت فرهنگی مردم از منظر فرهنگ و ذائقه شنیداری موسیقایی، از دغدغههای ایشان و مقولهای اجتنابناپذیر در حیطه مسئولیت حرفهای استاد بوده و هست. هم او بود که مباحث و مسائل فنی را با عشق باطنی توأم ساخت و با معنویتش، معنویت صوتی ساز را پاس داشت. چه بسیار سفرهایی که با هزینه خویش بهشهرهای دوردست نمود تا صنعتگران جوان را دریابد و راهبر و راهنمایشان گردد.

ابراهیم قنبریمهر از «ابوالحسن صبا» و «آراکلیان» (از سازندگان معروف ساز در ایران) گذر کرد و پس از تأسیس کارگاه وبلاگ سازسازی کلمه در وزارت فرهنگ و هنر توسط مسئولان آن وزارتخانه، جهت تکمیل بیشتر این فن عازم فرانسه شد و مستقیم بهدورهی عالی راه یافت. اوج مهارتش «دیوید اوئیستراخ» را گمراه ساخت و اوئیستراخ، ویولن ساختِ قنبریمهر را با ویولن ساختِ «استرادیواریوس» اشتباه گرفت و نامهای نوشت که این نامه خود گویای بسیاری از ناگفتهها درخصوص استادی و زبدگی ابراهیم قنبریمهر است. گفتنی است که «آندره هیل» (از سازسازان سرشناس انگلیسی) ابداعات و تغییرات قنبریمهر را در مورد سازهای ساخت خویش لحاظ کرده است.

قنبریمهر بهغیر از ساخت ساز ویولن که فوقتخصص آن را دارد بر روی سازهای ویولنآلتو، ویولنسل و کنترباس نیز کار کرده و جالب اینکه عیب هارپ را پس از سالها رفع کرد. در زمینه سازهای ایرانی و درخصوص سازهایی چون تار، سهتار، قانون، کمانچه، سنتور(کروماتیک)، تنبک و همچنین بر روی بسیاری دیگر از سازهای مهجور و مغفول ایرانی نیز کار کرده و در جهت رفع مشکلات این سازها، تغییراتی را اِعمال و لحاظ کرده است. قنبریمهر نیز چون سازسازان قدیمی، تغییرات ناسالم و نابجا بهساز نمیدهد و هرآنچه که برحسب صلاحدیدِ استاد ملحوظ و معمول گشته، سالم و بجا بوده است. زیبایی و زیبایی بصری و تصویری پیدا و پنهانِ سازها از منظر ابراهیم قنبریمهر را بایستی بهتحلیل و اندیشه و نظاره پرداخت.

2-3- دلنوشتهای زیبا از نازیباییها!

بانو«گُردآفرید یزدانی» از سازندگان تار در شهر اصفهان، یادداشت زیبایی را در خصوص عالیجناب ابراهیم قنبریمهر به نگارنده مرحمت نمود که حاوی بسیاری از حقایق و واقعیتهای تلخ و ناگوار در خصوص جامعه موسیقی ایران است. خانم گردآفرید یزدانی مینویسد:

« گاهگاهی سازی میسازد با چوب، میفروشد به شما؛ تا با آواز شقایق که در آن زندانی است، دل تنهاییتان تازه شود. چه خیالی....

آنگاه که همگان پای در کفش سازنده میکنند، از شهان تا خردان! سازی میسازند با سفارش ساختن و... چهها مینامند و بر سرمنارهها مینمایانند. ابداع میکنند، ثبت میکنند و سرانجام، ساز "ملّی" می نامند! بیآنکه در زندگانی، مغاری بر چوبی زده باشند! مبادا دستان نازکشان خراب شود. اگر روزی در کارگاه سازندگی سر کنند کجا نایی برای نفسشان میماند که بخوانند یا که بنوازند و...

"انجمن سازندگان ساز" بر باد میدهند؛ مبادا! سازها و سازکها، کارشناسی شوند. خوب یا بد، دسته گلهاشان بر زبانها بیفتد. زهر سازندگی در جام خاکخوردگان این ره است. شمایان را با خاک و زخم و درد سازنده چه کار؟! ایشان را همان بس که گاه سخن از ساز و موسیقی "نجار" نامیدندش. هواخواه گلایم، لیک باغبان را دوست چه دانیم؟!

دانم که دانی چه میگذرد. آنگاه که شهره نامی چون سلبریتیها! ساز فلان سازنده را به دست میگیرد و نمایش میدهد و هرچه میکند تا رانتخواری کند. زد و بند کند....

شنیدهایم "یهودی منوهین" از ساز خوب سخن گفت، گرچه ساختهی دست جوانی گمنام از کشوری جهان سومی بود. لیک کداممان از سازِ خوبِ دستمان سخن گفتیم. چرا ساز خوب را پایان کنسرت و آلبوم و... به هنرجویان و مخاطبانمان نمیشناسانیم؟! دلالی را کم کنیم! در پس رانتها و کلاههای گشاد پنهان نشویم. هیچکس را همه خوبیها در بر نیست. لیک "پناهی" ساده می گفت: حرمت نگه دار!!

حرمت نگه دار! این ساز خونبهای عمر رفتهی من است! خشک چوبی و پوستی و سیمی.... حرمت یحییها و قنبریها....

ساز ""قنبریمهر"" را بر نام دگران میزنند. شورها قنبری بر سازها کرد. کمیها و کاستیها از ساز و دهلها دور کردند؛ بیفریاد و من گفتنها! بزرگانی بزرگمنش چون قنبریمهر را به نامهربانی، نردبان بالانشینی خود برای نام و نشان میپندارند. منش اوستاد پدرانه است. هوشیاری بایدمان!!! استاد بر گاهواره پدران ما لالایی خواندهاند. بزرگی استاد را بزرگیشان دلیل است، نه بازیهای کودکانه گرد ایشان! ناخنک به ساز و سوز هنر وی میزنند. کام بستن استاد بین! اندکی شرم بایدمان....

10 امرداد زادروز دُردانهی هنر و سازندگی و بزرگی، استاد ابراهیم قنبریمهر است. اگر دلواپس ساز خوب و هنریم، زادروز ایشان را «روز ساز خوب» بنامیم ». (یزدانی، 1397)

و در آخر بایستی اذعان داشت که ابراهیم قنبریمهر از جمله نوابغ بیبدیل هنر و صنعت سازسازی بوده و وجود ارزشمند استاد و انگشتشماری چون ایشان را با «پدیدگان نوظهور وبلاگ سازسازی کلمه » (لطفی، 1388) که از بنامان گرفته تا حتی بینامشان که لایق ریختن آب به دست قنبریمهر نیستند، بایستی منفک و تمیز داد که فارغ از هرگونه بارِ احساسی واژگانی، پدیده و پدیدههای اصلی کهنهاستادانی چون قنبریمهر اند، نه تازه به دوران رسیدههای امروزی.

منابع:

دورینگ، ژان. 1383. سنت و تحول در موسیقی ایران . مترجم: فضایلی، سودابه. ویراستار: صفوت، داریوش. تهران: توس، چاپ اول.

ستایشگر، مهدی. 1381. واژهنامه موسیقی ایران زمین (در سه جلد). تهران: اطلاعات، چاپ دوم.

نصیریفر، حبیبالله. مردان موسیقی سنتی و نوین ایران. جلد اول و دوم.

لطفی، محمدرضا. 1388. لطفاً فکر کنید. برگرفته از سایت فرارو (کد خبر 026621): 17 خرداد.

مسعودیه، محمدتقی. 1383. مبانی اتنوموزیکولوژی (موسیقیشناسی تطبیقی). تهران: سروش، چاپ دوم.

مشحون، حسن. 1380. تاریخ موسیقی ایران. ویراستار: شهیدی، شکوفه. تهران: فرهنگ نشرنو، چاپ اول.

منصوری، پرویز. 1380. سازشناسی. تهران: زوار، چاپ دوم.

یزدانی، گُردآفرید. 1397. یادداشت مرحمتی خانم گَردآفرید یزدانی به نگارنده. شهریور.

این نوشتار در مجله گزارش موسیقی (شماره 102- شهریور و مهر 97) بهچاپ رسید.

قول و غزل در ساز و سخن...

ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:43

صفحه بندی