از شب آواز ایرانی تا آیین آواز: تعالی و تکامل یا تنزل و تخفیف؟!

خرید بک لینک

از شب آواز ایرانی تا آیین آواز
تعالی و تکامل یا تنزل و تخفیف؟!

نگارش: محمدرضا ممتازواحد
«علی شیرازی» (روزنامهنگار، نویسندهی موسیقی و آوازپژوه) در بهار 1394، نشست ماهانهی «شب آواز ایرانی» را در حوزه هنری پایهگذاری کرد. هر چند که حضورش در شب آواز ایرانی به پنج نشست خلاصه شد ولی خدمات و زحماتش در یاد و خاطرهی جامعه موسیقی همواره باقی ماند.
پس از آن، وی با مشورت و بهرهگیری از نظرات هنرمندان، پژوهشگران و اصحاب رسانه، به طرح جدیدتری دست یازید و سعی بر آن داشت که جلوه متفاوتی از نشستهای موسیقایی مرسوم را باز منحصراً درخصوص «آواز» به منصهظهور رساند. او این بار در فرهنگسرایی که بیاغراق در زمره فعالترین و پویاترین فرهنگسراهای پایتخت در حوزه فعالیتهای موسیقی است، آغاز به از سرگیری طرح جدید خود کرد.

از شب آواز.... تا آیین آواز
حمایت همه جانبه و بیشائبهی مدیران و دستاندرکاران ارجمند این فرهنگسرا، بهخصوص مدیر و موسیقیدانِ فرهنگساز «شهرام صارمی» (مدیر سابق واحد موسیقی فرهنگسرای ارسباران) در برپایی سلسله نشستهای «آیین آواز» و بیشمار نشستها و برنامههای موسیقایی دیگر، نشان از حمیت و خودجوشی اهالی فرهنگ در عصر انفعال رسانههای جمعی را دارد.
نشست «آیین آواز» با اهداف «احیای آواز ایرانی»، «تجدید دیدار با آوازخوانان پیشکسوت و قدیمی» و «معرفی چهرههای جوان و بهخصوص میانسالان ناشناخته و یا کمتر پرداخته شده»؛ بیست و هشتمین نشست ماهانهی خود را در سیزدهم آذر ماه سال جاری در فرهنگسرای ارسباران پشتسر گذاشت.
همانطور که در نوشتههای پیشین راقم این سطور نیز عنوان شده بود، این «جریانسازی»، شیرازی و امثالِ او را جدای از مقام هنریشان، بهمنزلت و مقام بالاتری چون «خادم فرهنگی» ارتقاء بخشیده است که رسالتی بس خطیر ولی در عین حال رشکبرانگیز است. جریانسازانِ فرهنگسازی که با دست خالی، فرهنگسازی میکنند و خود شاید ندانند که نام و اقداماتشان در تاریخ فرهنگ و هنر این مرز و بوم ثبت شده و یا خواهد شد. حال، این موضوعات نبایستی سبب شود که از نقد غافل شده و با رویکردی نقادانه، عملکرد سلسله نشستهای آیین آواز را در طی این بیست و هشت نشست بهبحث و نظر نپردازیم.

استمرار؛ کیفیت یا کمیت؟!
پرواضح است که استمرار نشستهای موسیقی، حایز صعوبت و مشکلات خاصی هم بهلحاظ برنامهریزی طراحان و برگزارکنندگان آن نشستها و هم نظارت کیفی متولیان برگزاری (در اینجا «فرهنگسرای ارسباران») است که مبادا خدایناکرده کمیت بر کیفیت غلبه نماید و بهفرض تکمیل سالن و پر شدن صندلیها، دیگر کار پایانیافته تلقی گردد.
حال باید واقعبینانهتر نگریست که درخصوص نشست "تخصصی" «آیین آواز»، تا به چه حد مختصات نشست مذکور در حد و اندازه عنوان «تخصصیِ» آن بوده است؟ آیا با یک بازنگری مجدد و تجدیدنظری کارشناسانه، میتوان این نشست را «تخصصی» نامید؟ «راهبری ستادی» و «راهبری عملیاتیِ» آیین آواز تا به چه حد مورد بحث و بررسی و نقد و نظر فرهنگسرای ارسباران و خود برگزارکنندگان نشست یاد شده قرار گرفته است؟

الزامات و اصلاحات
- تمرکز بر «اتاق فکر»
- ایجاد «ضابطهمندی» هر چه بیشتر
- مدیریت «توانمند» جلسات و مباحثات فنی و پژوهشی
- اعمال رویکرد «جزئینگرانه» و «جزئیپردازانه»
- هر چه بیشتر «کاربردی شدن» مباحث مطروحه
- دقت «بیشتر» در انتخاب سوژهها و «اهم و فیالاهم» کردن آنها
- ایجاد مبحث «نتیجهگیری» در جلسات و مباحثات
- اعمال «متد ورکشاپی» در جلسات و مباحثات
و.... ، بسیاری دیگر.

دلگرمی یا دلسردی اهالی فن
بهعنوان نمونه، چهاردهمین نشست از سلسله نشستهای آیین آواز (بهتاریخ 25 مهر 96) با موضوع «تنوع و ابداع؛ یا تداوم ردیفخوانی در آواز ایرانی» و تعمیم وقایع رویداده با مباحث مطروحه، در نوع خود بسیار تأملبرانگیز بود. کلیگوییهای [البته مهم] مهمان و صاحبنظر مدعو (فارغ از رویکردی جزئینگرانه و جزئیپردازانه)، عدم نتیجهگیری کاربردی در بحث (صِرف اخذ نتیجهی کلی «خلاقیت مبتنی بر اصالت!»)، مدیریت و راهبریِ نهچندان توانمند کارشناس مجری در برخی از مباحث فنی و تئوریک (که از قضا کارشناس مجری، «دبیر علمی» نشست هم میباشد)، عدم اعمال متد ورکشاپی (همانگونه که «تخصصی» بودن نشست مذکور ایجاب مینماید) و... ، ماحصل نشست مذکور بود.
دعوت دوباره از استادی که در بازهی زمانی یکساله در نشستی که - در آن زمان- فقط چهارده نشست از عمر آن میگذشت، قدری مأیوسکننده و سئوالبرانگیز جلوه میکرد. البته مبدع این نشست، فردی رسالتمدار و ضابطهمندتر از این صحبتهاست و قطع به یقین به مدیریت ضوابط بر روابط و سیاستهای آن آشناست ولی باید توجه داشت که بیتردید و بیتعارف همین شک و شبهات است که آهسته آهسته بر پیکرهی این نشست نفوذ کرده و عاقبت، رویگردانی اهالی فن را از آن موجب خواهد ساخت.

لزوم دگراندیشی و بازبینی در نشستها
شاید فرهنگسرای ارسباران و نشست آیین آواز بر این رأی متحدالنظر شوند که با دعوت از کارشناس مجریان جدید و متفاوت -همچون «علیرضا امینی» که در بیست و ششمین نشست آیین آواز (بهتاریخ 24 مهر 97) اجرای مراسم تجلیل از استاد احمد مراتب را بر عهده داشت- ، علی شیرازی کماکان دبیر جلسه باقی بماند و «فقط» نشستها را راهبری و کارگردانی نماید.
شیرازی خود میخواند ولی پیوسته و همه حال سعی دارد که رسالت خود در آیین آواز را با دلمشغولی شخصیاش (یعنی خوانندگی) در نیامیزد. حال اگر در تولد دو سالگی آیین آواز، برنامهای از خوانندگی خود را بهعنوان میزبان برای میهمانان و حاضرانِ در جلسه پخش میکند، نشأت گرفته از سادگی و روحیهی بیغل و غشی اوست. همان سادگی و صمیمیتی که نه تنها در بافت گفتاری محاورهایاش بلکه حتی در لحن آوازش هم جاری و ساری است که ریشه در دوران کودکی وی و کوچه باغهای ایام قدیم دارد. او حتی در کانال تلگرامی آیین آواز پیوسته میکوشد که بهغیر از انتشار انبوه اخبار و گزارشات مربوط به نشستهای آیین آواز کمتر از اخبار خود و یا نوشتههایش منتشر کند زیرا بر این باور است که این کانونِ اطلاعرسانی، متعلق به آیین آواز و همه آوازخوانان و نویسندگان و پژوهشگران عرصه آواز است.
البته غرض از اینکه این انتقادات در خصوص نشست آیین آواز عنوان شد، بهدلیل پیگیری نگارنده درخصوص اخبار و تعقیب عملکرد نشست مذکور و البته روحیه نقدپذیری دوست قدیمی، علی شیرازی است و همچنین اینکه، راقم این سطور خود یکی از مشوقان شیرازی جهت شکلگیری این نشست و البته انتخاب محل برپایی آن، یعنی فرهنگسرای ارسباران بود.

وحدت جمعی اهالی آواز و اهالی رسانه
نشست مذکور با شروع و آغازی نسبتاً خوب البته تا چند نشستِ نخستین تداوم یافت ولی از سال 96 که اتفاقاً ترسیم افق جدید و حتی بلوغ این نشست پیش بینی شده بود - فارغ از اظهارنظر کلی جهت عنوان و یا اطلاق «پیشرفت» یا «پسرفتِ» روند این نشست آوازی- ، باید واقعبینانه اندیشید که آیا نشست آیین آواز در حال «در جا زدن» نیست؟ پس درجهت عدم وقوع افول و هرگونه عقبگردی، بایستی درخصوص «راهبری ستادی» و «راهبری عملیاتیِ» نشست یاد شده از منظر عقلانیت انتقادی، تجدیدنظری بنیانی صورت پذیرد که این امر با مدیریت مدبرانه و نظارت فرهنگسرای ارسباران و برگزارکنندگان نشست آیین آواز و البته با «وحدت جمعی اهالی آواز و اهالی رسانه»، حتماً محقق خواهد شد.
این موضوع را هم از یاد نبریم که برگزارکنندگان نشستهای مستمری چون نشست آیین آواز، گاه از بسیاری از مسائل و اوقات زندگی شخصی، کاری و تفریحی خویش میگذرند و همانطور که پیشتر نیز اشاره شد با ناملایمات بسیاری مواجهند. پس خدای ناکرده بهگونهای نباشد که بهقول آن مَثَل معروف، دم گود نشست و گفت لنگش کن!
آقای شیرازی! خداقوت، دستمریزاد.

این نوشتار در فصلنامه خانه موسیقی (شماره ۳۱ - پاییز ۹۷) بهچاپ رسید.

قول و غزل در ساز و سخن...

ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 6:18

صفحه بندی